انتقام گیری کیهان از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
اکنون تضاد وجنگ قدرت و ثروت سمت و سویش به مسیری سوق داده شده است که روش و تاکتیک های تجربه و آزمایش و سوخته شده ی پس از 30 خرداد سال 60 دنبال شده است که علیه ی زندانیان سیاسی اسیر در بند بکار برده می شد . زیرا پس از شکنجه های طاقت فرسا برخی از زندانیان سیاسی در بند را شکنه گران و بازجویان حرفه ای در هم می شکستند و و ادارشان می نمودند تا ابتدا توبه کنند و به حساب تواب شوند . آنگاه هرچه اطلاعات علیه ی هم رزمان خود شان دارند تحویل بازجو دهند . آنگاه برای زنده ماندن دست بهمکاری یا کمک باز جو شدن ب در زندان می زدند و مشغول فعالیت گرد آوری اطلاعات و جاسوسی کردن علیه ی زندانیانی سیاسی بر سر موضع می شدند . گاهی هم در کنار تور گشت پاسداران و بازجویان بر سر قرار برای شکار کردن مخالفان فراری یا در گلوگا ههای ورودی و خروجی شهر های بزرگ اعزام می شدند . زمانی هم در کنار بازجو یان هنگام بازجوئی یا شکنجه کرد اجرای نقش و مأموریت می کردند . حتی در بعضی وقت ها بصورت دژخیمان آدمکشان در جوخه های اعدام و تیر خلاص زنان ظاهر می شدند .
اکنون این شیوه و ترفند سوخته و لو رفته به سبک دیگر در مورد همسنگران سابق که تبدیل به رقیب و مبدل به دشمن شده اند دنبال و اجرا می شود . از جمله پیرامون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است که عضو اسیر و در هم شکسته ی این سازمان به نام امیر حسین مهدوی به جای اینکه همچون گذشته برروی صحفه ی مصاحبه ی تلویزیونی کشانیده شود و اعتراف کد که نادم و پشیمان و گول خورده است و تقاضای عفو می کند . در ادامه علیه هم سازمانی های خود دست به افشاگری یا اتهام زنی بزند . یا اینکه در دفتر روزنامه ی کیهان پاسدار شریعتمداری حضور یابد . بر عکس برای عادی سازی در جمع خبر نگاران در دفتر خبر گزاری دانشجوئی ایسنا حضور یافته و آنچه را اعتراف کرده که به وی دیکته یا از وی خواسته شده است که می بایست علیه ی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و میر حسین موسوی و حزب مشار کت اسلامی بگوید.
البته آنچه فراموش شدنی نمی شد نقش پاسدار حسین شریعتمداری در این مورد می باشد . زیرا که اختلاف و دشمنی این پاسدار با این سازمان جدی و ریشه ای می باشد . بنابراین اکنون بهترین فرصت نصیبش شده است که آنگوه از این سازمان انتقام گیری کند تا که بتواند محو ونابودش کند . برای همین پاسداری که هر گز سخنی راست نمی گوید ولی حال از موضع فرار به جلو خطاب به رقیب، عنوان گارد گوبلزی و استالینستی برای کتمان خیانت های این سازمان بر گزیده است . چونکه شرایط پاسداران کودتا گران تثبیت ناشده و متزلزل می باشد که برای تقویت موضع کو دتا گران باید اتهامات سنگین به رقبا زده شود تا که پرونده سازی کردن علیه شان آنگونه باشد که به سادگی راه فرار و تبرئه بدن شان نباشد. برای اینکه اکنون ارتجاع های کود تا گر حاکم تیغ بر کف دست و کف بر دهان آورده و مست و نشئه ی ناشی از قدرت کودتائی نعره می کشد و تهاجم می کند و هر گز هیچگونه ترحمی به همسنگران سابق خود نمی کند . زیرا که نمی خواهد این مزاحمان وموی دماغان در مسیر هموار کردن قدرت انحصاری کودتاگران را تحمل کند. بنابراین آماده باش برای نابود کردن شان داده است که نمونه و شیوه ی چماق و هویج بر خورد کردن با اینان از طریق عضو گیری یک تواب و تبدیل به جاسوس نمودنش با ترفند بر در برابر بارو به مصاف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پاسدارشریعتمداری بر خاسته است . به ویژه اینکه از واکنش اخیر این سازمان نسبت به صنعت تواب سازی امیر حسین مهددی سخت شاکی و بر افروخته شده است . پس سریع با همه توان و تجربه ی بازجوئی وارد صحنه برای انتقام گرفتن و ضربه زدن به این سازمان وارد صحنه ی نبرد و کارزار شده است که گزارش خبری ضمیمه شده اینگونه است.
بهاران خجسته باد
10 تیر – 1388
روز نامه کیهان 10 تیر-1388
گارد گوبلزي و استالينيستي براي كتمان خيانت هاي سازمان (خبر ويژه)
اظهارات
روشنگرانه عضو مركزيت سازمان مجاهدين (انقلاب) درباره نقش اين حزب در تدارك «القاي
تقلب» و «برنامه ريزي آشوب» پيش از انتخابات، سران سازمان را به تخطئه و كتمان
حقايق واداشت.
اميرحسين مهدوي كه در ستاد انتخاباتي موسوي هم عضويت داشته، در جمع خبرنگاران
جزئيات مستندي از پروژه القاي تقلب و آشوب را برملا ساخت و به فعاليت هاي انجام شده
براي تجمعات غيرقانوني، تشكيل شبكه هاي آشوب در پوشش حمايت انتخاباتي، جعل نظرسنجي
و عمليات رواني با موسوي، و همچنين نقش مؤثر بهزاد نبوي و تاج زاده در هماهنگي شبكه
رسانه اي مدعيان اصلاح طلبي براي جنگ رواني پرداخت. وي روند ايزوله شدن موسوي در
حلقه برخي عناصر افراطي ستاد را با جزئيات توضيح داد. مهدوي سردبيري ارگان
انتخاباتي ستاد موسوي (انديشه نو) را برعهده داشت.
در پي اين كنفرانس مطبوعاتي كه در خبرگزاري دانشجويان (ايسنا) برگزار شد، سران
سازمان مجاهدين با فرار به جلو كوشيدند انگ ساختگي بودن و «اعتراف زير شكنجه» را به
روشنگري هاي مستند عضو مركزيت خود بزنند و بدين ترتيب «محتوا» را بي اعتبار اعلام
كنند، غافل از اينكه اظهارات مهدوي دقيقاً با اسناد غير قابل انكار موجود و صحنه
هاي آشوب كاملاً هماهنگ است.
سازمان در بيانيه اي پرخاشگرانه و تند به الفاظي چون «كودتاگران»، «تبليغات
استالينيستي»، «گوبلزهاي وطني» و... توسل جست و سپس «جواني» مهدوي را برجسته كرد و
نوشت: او به عنوان نماد جوانگرايي به عضويت شوراي مركزي درآمده است. ماهيت اين گونه
اعترافات كه با اعمال فشار بر حلقه هاي ضعيف ]!؟[ صورت مي گيرد، چنان روشن است كه
نياز به توضيح ندارد.
محمد سلامتي دبير كل سازمان هم مدعي شد «اين اعترافات تحت فشارهاي خاص اخذ مي شود».
اما اميرحسين مهدوي در پاسخ به اين ترور شخصيت مجدداً موضع گرفت و خطاب به رسانه ها
اعلام كرد: من صراحتاً اعلام مي كنم كه حتي يك دقيقه هم در بازداشت نبوده ام و
كساني كه اين مسائل را مطرح مي كنند بايد براي ادعاي خود ادله بياورند و الا به
راحتي مي توان به هر كسي كه مطلبي را عنوان مي كند، اين اتهام را وارد كرد.
عضو مركزيت سازمان مجاهدين افزود :من داوطلبانه و براساس تحليل خودم آن مواضع را
بيان كردم و حرف برخي ها درباره تحت فشار بودن من كذب است. آنها در حقيقت مي خواهند
واقعيت را جعل كنند. خوي پدرسالارانه و نگاه از بالا باعث مي شود كه به محض آن كه
نظر و تحليلي متفاوت از آنچه آنها مي خواهند منتشر مي شود، فوري چنين بحث هايي را
مطرح مي كنند.
گفتني است عناصري نظير بهزاد نبوي، تاج زاده و آرمين طبق اسناد آشكار مطبوعاتي و
رسانه اي، از چند ماه قبل مشغول برنامه ريزي براي ايجاد التهاب و القاي تقلب در
كنار القاي پيروزي حتمي موسوي بودند و همزمان كساني را در پوشش حمايت، وصل به شبكه
آشوب مي كردند. بايد ديد اگر مهدوي با آن همه اعتراف «حلقه ضعيف» تلقي مي شود، پس
آن حلقه هاي قوي چه اخبار و اطلاعات جامع تري دارند.