روزنامه ی کیهان 6 تیر ماه سال - 1388

مرض (گفت و شنود)

گفت : شخصی یک اسکناس 50 تومانی داد به گدا

گفت برای مرض  مزمن  وی،  بلند دعا کند با صدا

گدا نگاهی  کرد به سر و روی و رخسار این  بیما ر

گفت بد جوری رنگت پریده  نیاز داری تو به  تیما ر

سودا و صفرایت با هم قاطی شده  خونت شده رقیق

من دعا می کنم ، گمان نمی کنم اثر کند بطور  دقیق

بیمار در مانده و مستأصل از از گدا  وی کرد سئوا ل

چکار باید کنم تا شفا یابم، راحت شوم از این  احوا ل؟

گدا گفت همچون لوطی جماران معتاد مزمن  در مانده

با در بن بست بودن آق محمود بی تر مز وبی دنده

برای رها شدن از این وضعیت و شدن در ما ن

تنها راه حل،  چنین است که تو فقط بدهی جا ن

گفت: نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي از ميرحسين موسوي خواست تا آخر در صحنه بماند و كوتاه نيايد!
گفتم: وزيرخارجه اسرائيل هم گفته است، اسرائيل به كساني كه در خيابان هاي تهران دست به تظاهرات مي زنند چشم اميد دوخته است.
گفت: اوباما رئيس جمهور آمريكا هم در مصاحبه با
CNN ابراز اميدواري كرده است كه ميرحسين موسوي بتواند معادلات را به نفع آمريكا و اسرائيل در خاورميانه تغيير بدهد!
گفتم: شخصي يك اسكناس 50 توماني به گداي سر كوچه داد و گفت؛ دعا كن از بيماري سختي كه دچارش شده ام نجات پيدا كنم، گداي سر كوچه نگاهي به سر و روي او كرد و گفت؛ رنگت بدجوري پريده، سودا و صفرايت بدجوري با هم قاطي شده، من دعا مي كنم اما گمان نمي كنم براي شفاي مرض تو از 50 تومان دعا كاري ساخته باشد!! يارو پرسيد؛ بگو چي بايد بدم كه راحت بشم. گدا گفت: جان!


گفت : نخست وزیر اسرائیل  نتانیاهو

پیام داده ودرخواست کرده است باآرزو

گفته  بدون عقب نشینی و هیچ  اگر و مگر

 بایدبماند میرحسین موسوی تاایستگاه آخر

 

گفتم : جالب است نخست وزیر دوران جنگ

با خمینی ضد بشر رهبر رژیم آلوده به ننگ

دوتائی جنگ را نعمت  نامیدند بطورهمآهنگ  

گفتند راه قدس از کربلا می گذرد بدون  درنگ  

کنون سخنگوی کودتاگران نظامی مردک الدنگ

به  نخست وزیر دوران جنگ ،  زده است  انگ

چون به شیوه ی بازجوئی سر بازجوداده  تحلیل

همآهنگ شده موسوی با درخواست های اسرائیل

 

گفت : وزیر خارجه اسرائیل گفته کسانیکه درتهران

دست به تظاهرات اعتراضی زده اند بر  توی خیابان

اسرائیل چشم دوخته است به حرکت اعتراضی اینان

چون میر حسین موسوی ، اینان  را هست  پشتیبا ن

 

گفتم : رژیم کودتاگر دست زده است به تقلبات گسترده

در برابر موج اعتراضات در بن بست است و در مانده

با فلسفه حوزوی صغرا و کبرا آسمان به زمین دوختن

دیگران متهم کند،  با آه و ناله و با سر و سینه کوفتن

کنون که ماهیت نامشروع بودن رژیم شده است عریا ن

فریاد مرگ بر دیکتاتور  جوانان بلند تر می شود  بیا ن

حال که اینگونه رد گم کردن و اتهام زدن می شود عیان

درست هست  نشانه ی به آخر خط رسیدن رژیم ملایا ن

 

گفت : اوباما در مصاحبه با سی ان ان کرده ابراز امیدواری

موسوی تواند معادلات خاورمیانه تغییر دهد با زیر شلواری

تا تغییر کند تخت خلافت  لوطی جماران،  با عمامه  چلواری

طرح توطئه ی کودتاگران نظامی برسرخودشان شود آواری

 

گفتم : مگر پاسدار آق محمود  نامه تبریک نداد به اوبا ما؟

بزبان پاسداری – حوزوی وی پیام نداد که هست با  شما

چرا کنون سربازجوپاسدا وارونه تحلیل کرده است مفهوم؟

میرحسین موسوی به عامل آمریکا واسرائیل شده محکوم

 

گفت : شخصی یک اسکناس 50 تومانی داد به گدا

گفت برای مرض  مزمن  وی،  بلند دعا کند با صدا

گدا نگاهی  کرد به سر و روی و رخسار این  بیما ر

گفت بد جوری رنگت پریده  نیاز داری تو به  تیما ر

سودا و صفرایت با هم قاطی شده  خونت شده رقیق

من دعا می کنم ، گمان نمی کنم اثر کند بطور  دقیق

بیمار در مانده و مستأصل از از گدا  وی کرد سئوا ل

چکار باید کنم تا شفا یابم، راحت شوم از این  احوا ل؟

گدا گفت همچون لوطی جماران معتاد مزمن  در مانده

با در بن بست بودن آق محمود بی تر مز وبی دنده

برای رها شدن از این وضعیت و شدن در ما ن

تنها راه حل،  چنین است که تو فقط بدهی جا ن