گفت وشنود در مورد چگونگی رئیس جمهور شدن آق محمود پاسدار
قسمت سیصد وپانزدهم
گفت : از ورق پاره ی کیها ن چه خبر؟
گفتم : چه خوب شد؟
گفت : چی و چرا خوب شد؟
گفتم : همینکه کیهان شناسائی و معرفی شده است.
گفت : مگر چه شده است؟
گفتم : پس از اینکه چندین سال است که بطور متمادی در سایت اندیشه پیرامون ورق پاره ی کیهان و به خصوص نقش سر بازجو حسین شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ی ویژه ی ولی فقیه لوطی جماران و قلمزنان و همکاران شان گفته و ا فشاگری شده است . بالاخره اکنون یکی یافت شده که گفته است که این ورق پاره ی کیهان و مدیر مسئولش کار امنیتی می کند .
گفت : چرا حالا گفته شده است که این ورق پاره ی کیهان امنیتی می باشد؟
گفتم : چون بوی خون ترس و وحشت به مشام رسیده است .
گفت : این بوی سرخ به مشام رسیده در چه ربطه ای می باشد؟
گفتم : پیرامون رقابت نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم می باشد.
گفت : مگر ادعا نمی شود که در ایران آزاد ترین و بیشترین انتخابات بر گزار شده است؟
گفتم : بلی گفته می شود.
گفت : خوب مشکل یا انتقاد کجاست؟
گفتم : مگر تا حال سابقه داشته است که هیچ بقالی بگوید که ماست من ترش است؟
گفت : البته که نه، ولی چه ربطی به موضوع دارد؟
گفتم : ربطش این است که 30 است که حاکمان فقط با پرده ی دین و دین فروشی و عدامفریبی کردن به مردم ایران هم دروغ گفته اندوهم وارونه گوئی کرده اند ، بنابراین ادعای بر گزاری آزاد انتخابات کردن نیز جزو دروغ های شاخداریست که این شاخ هر گز هم شکستنی و پنهان کردنی نمی باشد
گفت: مگر قرار است که چه کسی ترور شود که موجب افشاگری نقش ورق پاره ی کیهان شده است؟
گفتم : همان کسی که در یادداشت روز 24 بهمن سربازجو حسین شریعتمداری به آن اشاره کرد.
گفت : این فرد کیست؟
گفتم : سید خندان خاتمی است که چون وارد صحنه ی رقابت ریاست جمهوری دوره ی دهم شده است و موجب سنگین شدن وظیفه و مأمورت برنامه ریزان وکودتاگران خاموش وخزنده ی پشت پرده شده است . زیرا که خاتمی موی داغ نامزد شان شده و شرایط را مشکل و سخت و پیچیده تر کرده است . زیرا که تقلبات تدارک و طرای شده به آسانی استفده کردنی نمی باشد . بنابراین مأموریت به سربازجو حسین شریعتداری داده شد که چون خودش جزو این باند مافیائی کودتائی می باشد در ورق پاره ی کیهان به نقل از آمریکا طرح ترور خاتمی را طرح و آنتنی اش کند . لذا به این دلیل است که اکنون گوشه ی بس کوچکی از پرونده ی سربازجو حسین شریعتمداری و برخی همکارانش همچون حسن شایانفر و محمد حسین صفار هرندی از سوی رقیب اشاره و علنی شده است.
گفت : چگونه گفته یا اشاره شده که این ورق پاره ی کیهان با این نفرات نام برده شده امنیتی می باشند؟
گفتم : چون گزارشگر اشاره به نقش حسن شایانفر کرده است . البته نگفته که وی پس از عضو گیری شدن از سوی سربازجو حسین شریعتمداری در زندان که در کنار هم در میان زندانیان جاسوسی می کرده ، ولی تأکید شده که بازجوئی می کردند . سپس از بخش سیاسی و حفاظت و اطلاعات و بولتن نویسی سپاه پاسداران به مؤسسه ی کیهان آمدند که در آن موقع دبیر سیاسی کیهان مهدی نصیری 25 ساله بود که با همکاری عباس سلیی نمین کیهان هوائی برون مرزی را منتشر می کردند که از طریق سفارتخانه ها و کنسول گری های رژیم فاشیستی مذهبی بطور مجانی یا حضوراً تحویل داده می شد یا اینکه به آدرس ها مجانی پست می شد.
گفت : وظیفه و مأموریت کیهان هوائی چه بود؟
گفتم : بیشتر حول وحوش اخبار زندانیان بود به خصوص توابان وهمکار دستگاه وزارت بدنام شده و هدف فشار برروی زندانیان مقاوم و مخالفین بود . یعنی نقش موازی همین سایت های زائد وابسته به وزارت بد نام اطلاعات را اجرا می کردند.
گفت : گزارشگر کیست؟
گفتم : شیرین کریمی می باشد که با نقل قل کردن پیرامون ماهیت ونقش سربازجو حسین شریعتمدار و حسن شایان فر گزارش داده است.
گفت : این گزارش کجا بازتاب داده شد؟
گفتم : روز آنلاین به نقل از شیرین کریمی اینگونه دست به روشنگری محور ورق پاره ی کیهان و سربازجو حسین شریعتمداری و حسن شایان فر زده است که گفته شد خودش جزو توابان زندان و عضو گیری شده از سوی پاسدار حسین شریعتمداری می باشد . بر حال توضیح افشا کردن امنیتی بودن ورق پاره ی کیهان چنین است :"روزآنلاين، شيرين کريمي : طرح مساله ترور محمد خاتمي بار ديگر کيهان رادر مرکز توجه افکارعمومي قرار داد و عکس العمل گسترده اي را بين نيروهاي سياسي دامن زد." معترضين به سياست هاي کيهان، حسين شريعتمداري، نماينده ولي فقيه درکيهان را باني اين نوع از گفتمان ها مي دانند، اماعده ديگري هستند که براي وي "شريک" ديگري نيز مي شناسند: حسن شايانفر.رضا ـ ج روزنامه نگاري که مدتي هم در روزنامه کيهان کار کرده است، درمعرفي حسن شايانفر که به «برادر حسن» هم شهرت دارد، چنين مي گويد: "درکيهان همه او را «حاج آقا » صدا مي زنند. همه مي دانند که او بسيار به حسين شريعتمداري نزديک است، اما اطلاعات دقيقتري او در دست نيست. او هم مانند چهره هاي پنهاني که جمهوري اسلامي را مي گردانند، نه عکس مي گيرد و نه مصاحبه مي کند. آدم هايي مثل او همه جاهستند و هيچ جا نيستند.. برخي چون مجتبي ثمره هاشمي پنهانند تا دولتشان مصدر قدرت شود. کساني هم مانند اصغر حجازي منشي مخصوص رهبر جمهوري اسلامي و برادر حسن که نقش مهم امنيتي دارند، هميشه پنهانند."نام برادر حسن در دوران قتلهاي زنجيره اي و توسط اکبرگنجي مطرح و سپس فراموش شد. با اينکه بسياري از قربانيان پرونده هاي امنيتي مانند نيک آهنگ کوثر و شهرام رفيع زاده به فشارهاي "برادر حسن" بر خود پس از آزادي از زندان نام برده اند، اما چهره او همچنان پنهان مانده است.اکبر گنجي درسلسله مطلب خود در باره قتل هاي زنجيره اي نوشت که برادرحسن براي اولين باردر سال 1362 در زندان کميته مشترک وهنگام اعتراف گيري از سران حزب توده ديده شده است.عفت کلهر، يک زنداني سياسي هم به ياد مي آورد که برادر حسن را اولين باردرمقام رئيس بخش "عقيدتي" زندان قزلحصار ديده است.خانم کلهر مي گويد: "در زندان او را به نام « برادر معصومي» مي شناختيم. همه مي دانستند که باکيهان رابطه بسيار نزديک دارد. کاراو تواب سازي وشناسائي زندانيان بود. تک تک زندانيان در دفتر کا راو پرونده داشتند. همين پرونده ها بود که در دادگاه هاي قتل عام تابستان 1367 مورد استفاده قرار گرفت و عده زيادي را بالاي دار فرستاد."مازيار رادمنش مي نويسد: "با روي کار آمدن مهدي نصيري 25 ساله به عنوان سردبير کيهان و بحراني که پس از او به وجود آمد، گروهي از دوستان سابق دفتر سياسي سپاه که بخشي از آنها مانند حسن شايانفر و حسين شريعتمداري مدتي را در بازجويي هاي اوين گذرانده بودند، به کيهان آمدند تا آن روزنامه را به روزنامه اي براي مواجهه با مخالفان حکومت بخصوص روشنفکران تبديل کنند. حسين شريعتمداري مدير مسوول کيهان شد، صفار هرندي معاون مدير مسوول و سردبير کيهان شد."البته ناگفته نماند که دو باره تأکید می شود که مهدی نصیری با عباس سلیمی نمین مدتی کیهان هوائی برون مرز را تهیه و توزیع می کردند ومی چرخاندند که مشابه همین نقش پا ورقی و پنهان و نیمه پنهان ورق پاره ی کیهان و برنامه های تلویزیونی چراغ هویت سعید امامی و روح الله حسینیان و پاسدار سر بازجو حسین شریعتداری را کیهان هوائی اجرا می کرد. بهر حال در دنباله اینگونه به نقش حسن شایا نفر در ورق اره ی کیهان اشاره شد:در اين مقطع بود که حسن شايانفر "مرکز پژوهش هاي کيهان" را تاسيس کرد. اين دفتر که در واقع "بخش اطلاعات ويژه روشنفکران" است؛ براي همه اهل فکر و قلم پرونده اي تدارک ديده است.حسن شايانفر که در واقع وزير اطلا عات "دولت سايه" است، بااستفاده از مندرجات اين پرونده هاپروژه ها ي مختلف را کليد مي زند.تهيه مطالب متعدد تحت عنوان "نيمه پنهان" که بعد ها بصورت کتاب منتشر شد و تاکنون بيشتر از سي جلد آن به بازار آمده و منبع تغذيه خبرهاي ويژه کيهان است، توسط مرکز تحت نظارت شايانفر تهيه مي شود.اين خبرها، به تدريج تبديل به پرونده و سپس براي عملياتي شدن ـ دستگيري يا ترور ـ به سازمان هاي مربوطه، ارسال مي شوند.يک نويسنده سينمائي که از متهمين پرونده "منحرفين سينما" بود واکنون در اروپا زندگي مي کند، در همين زمينه مي گويد: "بعد از دستگيري مرا به محل ناشناسي بردند. درانجا صداي حسين شريعتمداري را شنيدم. حسن شايانفرهم از من بازجوئي کرد. چشم هايم بسته بود، اما صداي او را کاملا مي شناختم."يکي از متهمان پرونده سيامک پور زند هم مي گويد: "وقتي مرابه دادگاه بردند، سعيد مرتضوي در مقابل من به حسن شايانفر تلفن زد و در مورد « وضع» سياسي واخلاقي ام نظر او را پرسيد."
گفت : از پیگیری پرونده ی هاشم آقاجری چه خبر جدید؟
گفتم: این پروده موجب کلید و پیوند خوردن به پروژه ی جدید شده است .
گفت : چگونه؟
گفتم : چونکه پرونده ی سخنرانی هاشم آقاجری که در خانه ی شیخ عبدا لله نوری انجام شد اکنون با پرونده ی سخنرانی مجتهد شبستری در دانشگاه اصفهان بهم گره خورده است و تبدیل به یک پروژه ی مشترک علیه ی این دو متهم شده که در مجموع چماق تبلیغی - تهدیدی علیه ی رقیب دوم خردادی ها شده است . صد البته نمی تواند جدا از تبلیغات نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم باشد که هرروز به شکلی سمت و سوی این رقابت ها خصمانه تر می شود و ابعاد جدیدتری به خود می گیرد . چون موضوع قدرت و ثروت و انحصاری کردن و تلاش نمودن برای حذف رقیب از صحنه بستگی دارد. به خصوص اینکه پای یکی از عوامل ورق پاره ی کیهان سر باز جو حسین شریعتمداری نیز در میان آمده است که مشکل را گسترده و مضاعف و پیچیده کرده است.
گفت : مگر به جز سربازجو حسین شریعتمداری ،از همکاران دیگر ورق پاره ی کیهان سرباز جو حسین شریعتمداری پیرامون این موضوع کسی فعال شده است؟
گفتم : بلی .
گفت : این قلمزن کیست؟
گفتم : عبدالرضا داوری است که جزو نوچه و دست پروردگان سر بازجو حسین شریعتمداری می باشد که به شیوه ی مسئولش سفارشات ویژه رد گیری و افشا کردن مهره های دوم خردادی ها را دنبال و تکمیل می کند و در ورق پاره ی کیهان بازتاب می دهد. اکنون نیز گفته می شود که مدیر کل دفتر پژوهش و بررسی های خبری خب گزاری ایرنا می باشد.
گفت: اکنون مگر وی چه گفته است؟
گفتم : علیه هاشم آقاجری و محمد شبستری موضع گیری کرده است.
گفت : چگونه موضع گیری کرده و کجا این موضع گیری نمایش داده شد؟
گفتم : گزارشگر خبرگزاری فارس مورخ 8 اسفند از این نوچه سربازجو حسین شریعتمداری عبدالرضا داوری گزارش داد:"اشاره به سخنان شبستري و آغاجري؛داوري: سياسيكاران در پي طرح و ايجاد شكاف كاذب در جامعه هستند" "خبرگزاري فارس: عضو هيئت علمي جهاد دانشگاهي گفت: سياسيكاران در پي طرح و ايجاد شكاف كاذب در جامعه در راستاي مه آلود كردن فضاي سياسي كشور هستند. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، عبدالرضا داوري مديركل دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري ايرنا و عضو هيئت علمي جهاد دانشگاهي طي سخناني در تالار شهداي خبر دانشكده خبر در جمع اعضا انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با استناد به منابع منتشر شده توسط جريان اصلاحطلب به تشريح مباني نظري دولت اصلاحات پرداخت. وي تقابل جريان استقلالخواه و جريان خواهان ادغام نظام جمهوري اسلامي در نظام سلطه جهاني را نقطه اصلي منازعات سياسي در سطح كشور دانست و اظهار داشت: سياسيكاران در پي طرح و ايجاد شكاف كاذب در جامعه در راستاي مه آلود كردن فضاي سياسي كشور هستند. وي تبليغات گسترده صورت گرفته پس از سخنراني مجتهد شبستري و هاشم آغاجري در هفتههاي اخير را از جمله اين اقدامات برشمرد.نوچه و دست پرورده ی سربازجو حسین شریعتمداری با وارونه گوئی و تحریف گری آوخته از سربازجو حسین شریعتمداری و با فراموش کردن فتوای خمینی شیاد که چگونه به مناسبت بزرگداشت شاد روان دکتر مصدق پس از انقلاب که در احمد آباد بر گزار شد از روی خشم وکینه به وی توهین کرد وچه گفت. حتی بدون اشاره به نقش آخوند کاشانی حامی کودتاچیان ننگین 28 مداد سال 32 بطور شیادانه از سیاست عنصر دلقک و بدنام پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی ژاد چاقو کش ومقایسه ی الگو برداری از تجربه ی تاریخی لی – اسلامی مصدق چنین گفت : داوري با تاكيد بر اين كه احمدينژاد از تجربه تاريخي مصدق بهرهمند است و با پيوند مليگرايي و اسلام، پرچم عدالت اجتماعي را براي رسيدن به استقلال به اهتزاز در آورده است، گفت: ديدگاه اصلاح طلبان با توجه به رويكردها و عملكردهايشان نگاهي اسلامي و خواستار پيمودن راه طي شده غرب و ادغام با نظام حاكم جهاني دانست. گزارشگر خبر گزاری فارس وابسته به ارگان سر کوبگر رژیم فاشیستی مذهبی در دنباله چنین از فعالیت نوچه ی سربازجو حسین شریعتمداری عبدالرضا داوری گزارش داد : اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز در راستاي طرح نخبه پروري سياسي طي اردوي تشكيلاتي-آموزشي «تسنيم يك» به مدت سه روز در تهران و قم در كلاسهاي آموزشي با حضور عبدالرضا داوري مديركل دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري ايرنا، عليرضا ذاكر اصفهاني مشاور رئيسجمهور و رئيس مركز بررسيهاي استراتژيك رياست جمهوري، وحيد جليلي سردبير نشريه راه، پيام فضلينژاد عضو مركز پژوهشهاي مؤسسه كيهان و وحيد يامينپور معاون پژوهشي دانشكده خبر، شركت خواهند كرد
گفت : چه خبر از فعالیت دانشجوئی؟
گفتم : گزارش شده سایت خبررسانی امیر کبیر وابسته به دفتر تحکیم وحدت غیر فعال شده است.
گفت : چرا؟
گفتم : لابد به خاطر بازتاب گزارشات تصویری دانشجوئی ونامه نویسی به قوه ی قضائیه می باشد.
گفت : این خبر چونه بازتاب داده شد؟
گفتم : ادوارد نیوز پیراموناین خبر چنین گزارش داد : "به دنبال بازداشت گسترده دانشجویان:ایجاد اخلال در خبرنامه امیرکبیر "" ادوارنیوز: خبرنامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از صبح امروز از کار افتاده است. "به گزارش خبرنگار ادوارنیوز از صبح امروز خبرنامه امیرکبیر بارها از نقاط ناشناس مورد حمله قرار گرفته است. این حملات مداوم باعث شده است که این سایت بارها از دسترس خوانندگان خارج شود و اکنون نیز صفحه اول این سایت نشان داده نمی شود و تنها عبارت This Account Has Been Suspended به چشم می خورد. به نظر می رسد این حملات پس از آن آغاز شده است که این خبرنامه، خبرها و تصاویر مربوط به ضرب و شتم دانشجویان توسط نیروهای لباس شخصی در جریان تدفین شهدا در دانشگاه پلی تکنیک را منتشر ساخته است. در روزهای گذشته بسیاری از فعالان دانشجویی دانشگاه پلی تکنیک از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده اند و هم اکنون 8 تن از اعضای سابق و فعلی انجمن اسلامی این دانشگاه در زندان اوین به سر می برند.خبرنامه امیرکبیر در سال های اخیر بارها و در ادرس های مختلف فیلتر شده بوده است
گفت : وضعیت امنیت اجتماعی چگونه است؟
گفتم : سرکوب و ضرب و شتم و دستگری شکنجه و محکوم وزندان یا افزایش اعدام ودار زدن و کشتن می باشد. از سوی دیگر جامعه ای ساخته شده که تلاشگران فرار از کشور هم آنگونه می باشد که گاهی فرار از کشور هزینه ی مرگ بهمراه دارد.
گفت : کشتن یعنی چه وبرای چه ؟
گفتم : یعنی بدون محاکمه وتفهیم اتهام در صحنه در جا کشتن است.
گفت : این شیوه ی کشتن چگونه اتفاق افتاده است؟
گفتم :فعالان حقوق بشر در ایران در نوار مرزی شهر سلماس خبر از کشته شدن یک نو جوان کرد 16 ساله بنام بهزاد گلمحمدی خبر داده اند که بدست سپاه پاسداران کشته شد وه جسد پس از کشته شدن در میان برف ها رها شد که گزارش آن چنین است:"نوجوان کرد توسط نیروهای سپاه به قتل رسید"مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران : نیروهای نظامی در منطقه مرزی سلماس نوجوان کُرد را پس از قتل در میان برفها رها نمودند.در هفته گذشته، نیروهای سپاه پاسداران، در روستای دشیوان از توابع سلماس، نوجوان 16ساله ای به نام "بهزاد گل محمدی" را در نقطه صفر مرزی با ترکیه دستگیر و مورد شکنجه قرار دادند.این شهروند کرد بر اثر آسیب های وارده جان خود را از دست داد، نیروهای نظامی با رها کردن جسد وی در خاک ترکیه منطقه را ترک نمودند.شایان ذکر است خانواده این نوجوان برای تحویل گرفتن جسد وی به ترکیه عزیمت نمودند که تا کنون موفق به این مهم نشدند. در ذیل تصاویر این نوجوان را مشاهده می نمائید. که توضیح داده شده تصاویر برگرفته از سایت روژهلات نیوز می باشد:
http://www.peykeiran.com/iran_news_body.aspx?ID=58011
گفت : داستان نامه نویسی پاسدار احمدی نژاد به وزیر کشور میلیاردی پا سدار محمد صادق محصولی به کجا رسید؟
گفتم : این یک نامه ی تاکتیکی – تبلیغاتی - انتخاباتی ریاست جمهوری بود که زیاد مورد توجه واقع نشد. گفت : چرا مورد توجه واقع نشد؟
گفتم : برای اینکه فرمانده کل نیروی انتظامی پاسدار سردار احمدی مقدم پاسخ داد که نیروی انتظامی بدون فرمان ومشورت و موافقت دولت دست به اقدام اجرای طرح امنیت اجتماعی نزده است . از سوی دیگر در ظرفیت رژیم فاشیستی مذهبی نمی باشد که ضریب سرکوب را شل کند .
گفت : برای چه نمی تواند که سرکوب را شل کند؟
گفتم : برای اینکه رژیم فاشیستی مذهبی فقط با سرکوب و افزایش بازداشت و زندان و شکنجه و دار زدن ها و اعدام نمودن ها توانسته است که به بقای ننگین خودش ادامه دهد . بنابراین می داند که اگر چنانچه ضریب سرکوبگری شل شود دیگر امکان کنترل کردن جامعه ی ناراضی و انفجاری امکان پذیر نمی باشد . برای همین است که سپاه پاساران فاشیستی رحم به نو جوان 16 ساله ی کرد نمی کند که به این موضوع اشاره شد.
گفت : یعنی آیا مبارزه با بی حجابی دارد و ادامه خواهد یافت؟
گفتم : بلی این مبارزه با تناقضات آشکار دنبال می شود و پیگیری خواهد شد .
گفت : منظور از تناقضات چیست؟
گفتم : منظور از تناقض این است که با موضوع حجاب بر خورد چندگانه ی تاکتیکی می شود.
گفت : چگونه؟
گفتم : اینگونه وقتی در داخل زنان ودختران د ر طرح مبارزه با بی حجابی و تهاجم و شبیخون فرهنگی هر روزانه مورد تهاجم و ضرب وشتم واقع می شوند و تعدادی از اینان پس از ضرب و شتم بازداشت و به زندان برده و محکوم و زدانی و جریمه می شوند که چرا حجاب را رعایت نکردند . یا اینکه در پی طرح پادگانی و ورستان کردن پادگان ها مسئله ی جدا سازی دختر و پسران دانشو هم با شدت دنبال می شود . ولی در سفر اخیر پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی نژاد چاقو کش به آفریقا اتفاق دیگری رخ داده است .
گفت : مثلاً چه اتفاق غیر مترقبه ای رخ داده است؟
گفتم : مثل اینکه هنگام وورد پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی نژاد به کشورهای آفریقائی همچون کمور که از 3 جزیره کوچک با جمعیت 600 هزر نفرمی باشد ، در بدو ورود زنان ومردان مخلوط و بی حجاب آفریقائی برای خوش آمد گوئی شروع به رقص کردند.
گفت : از کجا معلوم که واقعیت دارد؟
گفتم : در لینک ضمیمه شده تصاویری وجود دارد که استقبال با رقص از پاسدار کوتوله ی احمدی نژاد چاقو کش در افريقا می باشد . البته گفته می شود که این عکس ها از صحفه ی اول خبرگزاری فارس حذف شد
.http://www.peykeiran.com/iran_news_body.aspx?ID=58009
البته خبرنامه امیرکیبر گزارش داد که کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبر در بیانیه ای حملات وحشیانه به دانشجویان را محکوم کرده و اعلام کرد زورمداران حاکم اینک برای دستیابی به اهداف خود از هرگونه برخورد نفرت انگیز، غیرانسانی، ضد بشری، وحشیانه و همراه با خشونت کور دریغ نمی نمایند. این کمیته همچنین مقامات امنیتی و قضائی را مسئول مستقیم سلامتی و جان دانشجویان بازداشت شده دانست. البته به نظر می رسد که قبل از مختل شدن این سایت خبر رسانی این بیانیه صادر شد.
گفت : این بیانیه از سوی که صادر شده است؟
گفتم : از سوی کمیته حقوق بشر انمن اسلامی امیر کبیر است.
گفت: خطاب این بیانیه کدام نهادی می باشد؟
گفتم : دستگا قضائی آلوده به فساد و رشوه و تبعیض و دشمن مظلوم و حامی ظالم و کلان دزدان می باشد .
گفت : محتوای این بیانیه چیست؟
گفتم : اعتراض به گورستانی کردن دانشگاه و نوه بر خورد توهین آمیز بسیجیان کفن پوش و ضرب و شتم غیر قانونی کردن دانشجویان معترض ، همچنین ممنوع الورود کردن تعداد 30 تن از دانشجویان و ربودن شان در مسیر خانه و.. اخطار داده شده که هم این دستگاه آلوده ی قضائیه ی شریک جرم می بایست مسئول سلامت دانشجویان وآزاد کردن شان باشد .
گفت : این بیانیه چگونه می باشد؟
گفتم : بیانیه چنین است :"کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی امیرکبیر: مقامات امنیتی و قضائی مسئول مستقیم سلامتی و جان دانشجویان هستند"متن این بیانیه به شرح زیر است:روز دوشنبه پنجم اسفند ماه ۱۳۸۷ و مقارن با اعتراضات دانشجویان این دانشگاه به پروژه ی دفن چند شهید گمنام، ضد و خوردهای خونین و رقت باری در دانشگاه امیرکبیر رخ داد، که شاید دانشگاه های ایران کمتر شاهد آن بوده باشد. دانشجویان معترض دفن چند شهید را دستاویز دولتی با منشاء سیاسی و توهین به شهدا تلقی کرده و از مدتها پیش اعتراض مسالمت آمیز خود را به مدیریت دانشگاه اعلام کرده و از طریق تهیه طوماری سه هزار امضائی خواهان توقف اجرای این امر شده بودند.اما پاسخ مدیریت سرکوبگر این دانشگاه به این درخواست ها نه تنها واکنشی احترام آمیز و با رعایت حقوق دانشجوئی نبود بلکه با بازداشت غیرقانونی چهار دانشجوی پلی تکنیک، آقایان حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمان پور و کوروش دانشیار از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک و مجید توکلی عضو سابق شورای مرکزی، احضار دهها دانشجو و ممنوع الورود کردن نشان داد که تنها خود را در برابر اقتدارگرایان حکومتی مسئول و پاسخگو می داند.در روز دفن شهدا در دانشگاه امیرکبیر، نزدیک به سی دانشجوی دیگر به دانشگاه ممنوع الورود شدند و از راه یافتن به خانه دوم خود باز ماندند. عده ای از این دانشجویان حتی در مقابل اصرار برای ورود به دانشگاه با تهدید های مامورین انتظامات دانشگاه مبنی بر بازداشت توسط نیروهای انتظامی روبرو شدند.هزاران دانشجو که پیش تر اعتراض خود را از طریق جمع آوری امضا و تحصن مسالمت آمیز نشان داده بودند، در زمان برگزاری مراسم تدفین شهدا نیز با سردادن شعارهائی بار دیگر مخالفت خود را با این اقدام آشکار ساختند. اعتراضات این دانشجویان با یورش و تهاجم وحشیانه نیروهای امنیتی ناشناس با حمایت مستقیم علیرضا رهائی و دانشجویان بسیجی دانشگاه پلی تکنیک پاسخ داده شد و پس از پایان مراسم نزدیک به صد دانشجو بازداشت شدند و دهها تن دیگر در پی این یورش خصمانه زخمی و راهی بیمارستان شدند. طبق آمار گزارش شده حال دو تن از مجروحین وخیم اعلام شده و آنها در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان های اطراف دانشگاه پلی تکنیک بسر می برند.گذشته از آنکه صرف برخورد با دانشجویان معترض، غیرقانونی و غیرقابل دفاع است، آنچه بر وقاحت این اعمال زشت و ننگین می افزاید، استفاده مهاجمین از ابزارهایی چون چاقو، اسپری فلفل و وسایل ورزش های رزمی، برای حمله به دانشجویان است. در این میان چند دانشجوی دختر نیز مورد توهین شدید مهاجمین و ضرب و شتم آنان قرار گرفتند که تصاویر رقت باری از این اعمال ننگین نیز منتشر شده است.نیروهای امنیتی پس از آن صدها دانشجو را بازداشت کردند و آنها را برای بازجویی به کلانتری محل در میدان فلسطین بردند. تا روز ششم اسفند ماه ۴۰ نفر از دانشجویان بازداشتی آزاد شدند و طبق گزارشها بیش از ۲۰ دانشجو به زندان اوین در تهران منتقل شدند. در این میان نکته قابل توجه همکاری نزدیک علیرضا رهائی و مدیریت دانشگاه و نیروهای بسیجی داخل دانشگاه با نیروهای مهاجم امنیتی در بازداشت غیرقانونی دانشجویان بود.فردای آن روز یعنی صبح روز ششم اسفند ماه، در مرحله دوم تهاجم به دانشجویان پلی تکنیک، نیروهای امنیتی به منازل آقایان مهدی مشایخی، نریمان مصطفوی و احمد قصابان از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و نیز عباس حکیم زاده عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت حمله و آنها را بازداشت کردند و به تفتیش غیرقانونی منازل آنان پرداختند. لازم به ذکر است که در جریان تفتیش غیرقانونی منازل دانشجویان بویژه منزل احمد قصابان، نیروهای امنیتی در اقدامی آشکارا مغایر با قانون اساسی و مقررات اعلامیه جهانی حقوق بشر، با خرد کردن و شکستن تمامی وسایل منزل و بهم ریختن تمامی لوازم شخصی و خصوصی وی و نیز پاره کردن کتابها و جزوات درسی وی، حریم خصوصی آنان را مورد تجاوز قرار دادند.این وقایع در حالی است که چهار دانشجوی دیگر دانشگاه امیرکبیر؛ مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، و کورش دانشیار از تاریخ ۱۷ بهمن ماه ۱۳۸۷ تاکنون در اوین در بازداشت غیرقانونی بسر می برند و با توجه به اعتصاب غذا نگرانی هائی در مورد وضعیت سلامتی آنان وجود دارد.سرکوب وحشیانه نیروهای امنیتی و یورش و خشونت دانشجویان معترض به پروژه ی تدفین شهدا و استفاده از ابزارهائی چون چاقو، اسپری فلفل، لانچیکا، پنجه بوکس، باتوم و بازداشت غیرقانونی فله ای دانشجویان همان روز و فردای آن در کشور آزادی است که احمدی نژاد در میان ملل دنیا با غرور از ان سخن گفت و آنرا ازادترین ملت دنیا خواند.در ادامه ی بیانیه آنگونه افشا گری شده است که برگ های ننگین دیگر بر کارنامه ی ننگین رکورداری نقض جهانی حوق بشر رژیم فاشیستی مذهبی چنین افزوده شد : بازداشت خودسرانه صد دانشجو و زخمی کردن عده ای دیگر آن چنان گستاخی و تجاوز آشکار به مسئله حیثیت و کرامت بشری است که دیگر نمی توان از بندهای حقوق بشر یاد کرد و از تضییع و پایمال شدن و نقض آن سخن گفت. اینک باید از روح انسانیت و کرامت بشری سخن گفت، یعنی همان مفاهیمی که ظاهراً برای صاحب منصبان کنونی غریب و نامانوس است. همان مفاهیمی که مهاجمانی که آن روز چشمان خود را بر مفاهیم انسانی بستند و وحشیانه و به خشونت آمیز ترین شیوه بر دانشجویان تاختند، با آن بیگانه اند. امروز باید از نقض ارزش های اساسی انسانی توسط پرادعاترین مردان مدعی اداره جهان و رهبران خشونت پیشه در دنیا سخن گفت. امروز باید از پایمال شدن ابتدایی ترین حقوق انسانی توسط دست نشاندگان و سر سپردگان انها در دانشگاهها همچون علیرضا رهائی در عرصه دانشگاه پلی تکنیک سخن گفت.کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک تهران ضمن اعتراض شدید به تهاجم وحشیانه و ضرب و شتم دانشجویان از سوی نیروهای امنیتی و لباس شخصی، بازداشت غیرقانونی و خودسرانه و فاقد مجوز قضائی دهها دانشجوی این دانشگاه و نیز چند تن از اعضای سابق شورای مرکزی دانشگاه پلی تکنیک را محکوم می کند و اعلام می دارد آنچه که طی روزهای اخیر در دانشگاه پلی تکنیک روی داد نشان میدهد که زورمداران حاکم اینک برای دستیابی به اهداف خود از هرگونه برخورد نفرت انگیز، غیرانسانی، ضد بشری، وحشیانه و همراه با خشونت کور دریغ نمی نمایند، چنان که آن رو درب های دانشگاه به دستور مستقیم علیرضا رهائی، مدیریت سرسپرده و بی کفایت دانشگاه، بروی چماقداران و مزدوران گشوده شد و در همان زمان بسیاری از دانشجویان همین دانشگاه از ورود به خانه دوم خود، با تهدید و ارعاب بازماندند.کمیته حقوق بشر هم چنین با توجه به پیشینه سیاه حاکمیت کنونی در انجام غیرقانونی ترین و ضدبشری ترین اقدامات و رویه ها در زیر پا گذاردن ابتدائی ترین حقوق متهم، در مورد وضعیت دانشجویان بازداشت شده در روز پنجم اسفند ماه (که همچنان اطلاعات دقیقی از مشخصات آنان در دست نیست) و نیز اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک، آقایان مهدی مشایخی، عباس حکیم زاده، نریمان مصطفوی و احمد قصابان و نیز چهار دانشجوی بازداشت شده که هم اکنون نزدیک به یک ماه از بازداشت آنها می گذرد، آقایان مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، و کورش دانشیار نگرانی خود را اعلام می دارد و مقامات امنیتی و قضائی را مسئول مستقیم سلامتی و جان دانشجویان بازداشت شده می داند.کمیته حقوق بشر دانشجویان در پایان ضمن تبریک به دانشجویان آگاه و فهیم پلی تکنیک که نشان دادند که همواره در دفاع از ارزش های اصیل بشری، مقابل ظلم و استبداد سرکوبگران حاکم سر فرود نمی آورند، آنان را بیش از پیش به هشیاری و ایستادگی در برابر آنان که استقلال دانشگاه و آگاهی دانشجو را بر نمی تابند، فرا می خواند. کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشجویان، دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)اسفند ماه ۱۳۸۷. اما اکنون سئوال است که آیا رژیم ضد بشری که پاسداران وبازجویان را روزنامه نگار پرونده و سناریو ساز کرده است تا طراحی ترور خودی ها را در دستور کار خودشان قرار دهند . همچنین همه را از کشور فراری داده آنگونه که نوجوان 16 ساله کرد که قصد داشته کشور را به سوی ترکیه ترک کند در شهر مرزی سلماس می کشد و جسدش را در برف رها می کند و با دانشجویان آزاده که نخبگان جامعه می باشند چنین برخورد غیر انسانی و وحشیانه می کند که چرا مخالف گورستانی کردن دانشگاه ها می باشند . ولی چون مرده پرستی و زنده کشی اساس فلسفه ی مرده خوران و خرافه پرستان و عو امفریبان و دین فروشان وجنگ افروزان غارتگران حاکم می باشد . بلی آیا این رژیم ضد بشری اعتبار مشروعیت دارد و آیا هنوز باید توهم نسبت به جناح و باندی از آن داشت ومی بایست در نمایش خیمه شب بازی انتخابات – انتصاباتت تقلباتی دوره ی دهم شرکت کرد. یا نه اینکه نه این نمایش مضحک فرمایشی را باید تحریم کرد و در عوض باید تلاش همگانی برای تغییرات دمکراتیک در ایران نمود و از جنبش آزادیخواهی و ضد ارتجاعی دانشجویان حمایت و پشتیبانی کرد.
گفت: سایر فعالیت حقوق بشر در ایران چیست؟
گفتم: کانون مدافعان حقوق بشر هم یک بیانیه ی مطبوعاتی داده است.
گفت : مخاطبانش کیستد؟
گفتم : نامزدان نمایش خیمه شب بازی انتخابات انتصابات – تقلباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم می باشد
گفت : خوب چه به مخاطلبان چه پیام داده شده است ؟
گفتم : این بیانیه اینگونه نقل قول شده است :
"کانون مدافعان حقوق بشر در بیانیه ای خطاب به داوطلبان انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری: وزارت حقوق بشر تشکیل دهید"«کانون مدافعان حقوق بشر» با توجه به انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، در بیانیه ای مطبوعاتی خطاب به داوطلبانی که قصد دارند در این انتخابات شرکت کنند، از آنان خواست تا با تدارک معاونتی برای ریاست جمهوری در جهت تشکیل وزارتخانه ای با نام «وزارت حقوق بشر»، تلاش کنند. این نهاد مدنی در بیانیه خود که در تاریخ هفتم اسفند ماه 1387 منتشر شده، دلایل طرح چنین پیشنهادی را بصورت مشروح بیان کرده است. متن بیانیه کانون مدافعان حقوق بشر خطاب به داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری به شرح زیر است:"به نام خدا داوطلبان محترم انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری"از آنجا که موازین حقوق بشر، ریشه در آموزه های دینی به ویژه قرآن مبین دارد و رعایت این موازین می تواند به عنوان سند افتخاری برای هر حکومت- به ویژه حکومت هایی که داعیه اجرای احکام دینی را دارند- تلقی شود؛از آنجا که موازین مذکور تمام ابعاد زندگی بشر را در بر می گیرد و بدون رعایت جدی آنها در حوزه عمل، صلح پایدار و عدالت اجتماعی قابل تحقق نیست؛از آنجا که رعایت حقوق انسانی آحاد مردم مستلزم نظارت جدی نهادهای مردمی و حکومتی بر عملکرد مسئولان دولتی است؛از آنجا که آموزش و ترویج موازین جهانی حقوق بشر نقش مؤثری در رعایت آنها در حوزه عمل و روابط اجتماعی مردم دارد؛از آنجا که نقض حقوق بشر در اغلب جوامع عموماً و بطور گسترده توسط دولتمردان صورت می گیرد؛ پیشنهاد می شود که کلیه داوطلبان احراز پست ریاست جمهوری تلاش جدی و مستمر خود را برای تشکیل وزارتخانه ای به نام «وزارت حقوق بشر» به عمل آورند.بدیهی است مطالعات لازم و برنامه ریزی برای تحقق منظور فوق، می تواند از طریق تدارک معاونتی برای ریاست جمهوری تحت همین عنوان، امکان پذیر شود.کانون مدافعان حقوق بشر امیدوار است که کلیه داوطلبان احراز پست ریاست جمهوری که معتقد به آزادی و کرامت انسان هستند پیشنهاد مذکور را در سرلوحه برنامه های خود قرار داده و با تمام توان برای تحقق آن کوشش کنند.کانون مدافعان حقوق بشر7/12/1387
.گفت : فضای تبلیغ انتخابات ریاست جمهوری چگونه پیش می رود؟
گفتم : گذشته از تهدید ترور که بطور مسقیم وعلنی که در یادداشت روز ورق پاره ی کیهان از سوی سربازجو حسین شریعتداری مطرح شد . اکنون نیز دامنه ی این تهدید به شیوه ی دیگری در مطبوعات دنبال شده است .
فت : مگر چگونه این شیوه در مطبوعات دنبال شده است؟
گفتم : به شیوه ی بدر گفتن تا دیوار بشنود .
گفت : این شیوه ی حوزه ی علمیه ی قمی چگونه است؟
گفتم : به روش گنه کرد در در بلخ آهنگری ، به شوشتر ، زدند گردن مسگری.
گفت : یعنی چه؟
گفتم : یعنی اینکه چون روزنامه ی صدای عدالت موضع فاطمه ی رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت علیه ی خاتمی را بازتاب داده است مورد اخطار وزارت ارشاد واقع شده است که وزیر وزارتخانه ی فرهنگ تفتیش و عقاید و سانسور ارشاد اسلامی پاسدار محمد حسین صفار هرندی می باشد .
گفت : منظور از این اخطار دادن به این روزنامه چیست؟
گفتم : چون گفته می شود که ممکن است این روزنامه تبدیل به ارگان تبلیغاتی خاتمی شود که تنها نامزد بدون روزنامه است. پس از هم اکنون اخطار به این روزنامه داده شده است تا برایش پرونده و سناریو سازی درست شود که اگر چنانچه در زمان تبلیغات انتخاباتی به سوی خاتمی رفت بهانه ی لازم برای توقیفش در دسترس باشد.
گفت : گزارش این اخطار چگونه می باشد؟
گفتم : جمهوریت مورخ 9 اسفند اینگونه در این مورد نقل قول و گزار ش داد :." تذکر به روزنامه صدای عدالت به خاطر فاطمه رجبی"جمهوریت: روزنامه صدای عدالت به خاطر انتشار برخی از نوشته های فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت، وزیر دادگستری و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز اخطار دریافت کرد. محمد پرویزی مدیر کل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی وزارت ارشاد گفته است این اخطار به دلیل چاپ مطلبی از سایت شخصی فاطمه رجبی بوده است. گفتنی است روزنامه صدای عدالت از معدود روزنامه های اصلاح طلب است که احتمال می رود در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری به تشریح مواضع و دیدگاههای سید محمد خاتمی بپردازد. در حال حاضر سید محمد خاتمی هیچ روزنامه ایی در اختیار ندارد و به تنها کاندیدای بدون روزنامه مشهور شده است. روزنامه هایی چون اعتماد و اعتماد ملی هم اگر چه مشی اصلاح طلبانه دارند اما به عنوان ارگان مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی عمل می کنند. برخی احتمال می دهند تذکر وزارت ارشاد به روزنامه صدای عدالت در واقع اخطاری به صاحب امتیاز و مدیر مسئول این روزنامه بوده که از نزدیک شدن به سید محمد خاتمی خوداری کند چرا که در غیر اینصورت با خطر توقیف مواجه خواهد شد.
گفت : چه خبر از مرخص رفتن عباس پالیزدار؟
گفت : پس از قرار باز داشت برای بیماری دوباره وثیقه تبدیل به قرار بازداشت موقت شده است .
گفت : یعنی چه؟
گفتم : یعنی اینکه باید دوباره به زندان باز گردد.
گفت : پس تاریخ و تکلیف محاکمه ی وی چه می شود؟
گفتم : گفته شده که قراراست 17 اسفند در مورد این پرونده تصمیم گیری شود.
گفت : اتهامات چیست؟
گفتم : گفته شده بخشی از اتهامات پالیزدر اقدام علیه امنیت کشور و تهمت و افترا است که مدعی العموم و تعدادی شاکی خصوصی هستند .
گفت : اقدام علیه امنیت ملی یعنی چه؟
گفتم : یعنی افشا کردن پرونده ی ارگان فاشیستی سپاه پاسداران که در توطئه ی قتل ها دست داشته و افشا کردن سایر کلان دزدان ومفسدان ودزدان بیت المال حامی لوطی جماران .
گفت : برای چه مدعی العموم شاکی شده است؟
گفتم : برای اینکه سعید مرتضوی قاتل و بازجو وشکنجه گرخانم زهرا کاظمی هم سابق زمین خوارگی در استان یزد دارد . هم اینکه به دفاع از آخوند شاهرودی دزد غارتگر که نامش جزو لیست 34 نفر افشا شده از سوی عباس پالیزدار در دانشگاه همدان اعلام افشا شد. همینطور مدعی العموم و دستگاه آلوده به فساد و رشوه و تبعیض قضائیه که مدافعان کلان دزدان بیت المال و شریک با اینان می باشد با سایر دزدان وغارتگران افشا شده شاکی موضع مشترک علیه ی افشاگری پالیز دار دارند .
گفت : گزارش خبری اش چگونه است؟
گفتم : خبرگزاری دانشجوئی ایسنا به نقل از قاضی سیامک مدیر خراسانی محور پرونده ی عباس پالیزدار چنین نقل قول کرد: "قرار وثيقه پاليزدار به قرار بازداشت موقت تبديل شد"قاضي رسيدگيكننده به پروندهي عباس پاليزدار از تبديل قرار وثيقه وي به قرار بازداشت موقت به جهت رفع بيماري وي خبر داد. قاضي سيامك مديرخراساني در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، با بيان اين مطلب اظهار كرد: پيش از اين تبديل قرار بازداشت عباس پاليزدار به قرار وثيقهي 300 ميليون توماني به جهت بيماري مورد موافقت قرار گرفته بود كه اكنون با رفع بيماري وي قرار وثيقه به قرار بازداشت موقت تبديل شده است. وي با يادآوري اينكه 17 اسفند ماه براي رسيدگي به اين پرونده تعيين شده است، گفت: برخي از عناوين اتهامي عباس پاليزدار در پرونده، اقدام عليه امنيت كشور، تهمت و افترا با شكايت مدعيالعموم و تعدادي شاكي خصوصي است.
رود ِ سرد
نهم اسفند ماه سال1387
قسمت سیصد و چهاردهم
http://andesheh.com/maghalat59/86.htm
قسمت سیصد و سیزدهم
http://andesheh.com/maghalat59/83.htm
قسمت سیصد و دوازدهم
http://andesheh.com/maghalat59/77.htm
قسمت سیصد ویازدهم
http://andesheh.com/maghalat59/65.htm
قسمت سیصد ودهم
http://andesheh.com/maghalat59/59.htm
قسمت سیصد ونهم
http://andesheh.com/maghalat59/54.htm
قسمت سیصد وهشتم
http://andesheh.com/maghalat59/48.htm
قسمت سیصد وهفتم
http://andesheh.com/maghalat59/36.htm
قسمت سیصد وششم
http://andesheh.com/maghalat59/29.htm
قسمت سیصد و پنجم
http://www.andesheh.com/maghalat59/26.htm
قسمت سیصد و چهارم
http://andesheh.com/maghalat59/20.htm
قسمت سیصد و سوم
http://andesheh.com/maghalat59/12.htm
قسمت سیصد و دوم
http://andesheh.com/maghalat58/104.htm
قسمت سیصد و یکم
http://andesheh.com/maghalat58/86.htm
این لینک زیر شامل شماره های 200 تا300 می باشد.. برای دسترسی علاقمند بازدید کنندگان سایت به شماره های پیشین، می توانند به این لینک های ضمیمه شده ی زیر رجوع و آن را باز نمایند تا که شماره های پیشین قابل دسترسی باشد.
قسمت سیصدم
http://andesheh.com/maghalat58/77.htm
قسمت های پشین از شماره 91 تا 200 ضمیمه شده ی این لینک شماره 200 می باشد. البته به دلیل مشکلات فنی سایت شامل همه شماره ها نمی باشد . برای دسترسی علاقمند بازدید کنندگان سیایت به شماره های پیشین می توانند به این لینک های ضمیمه شده ی زیر رجوع و آن را باز نمایند تا که شماره های پیشین قابل دسترسی باشد.
قسمت دویستم
http://andesheh.com/maghalat47/117.htm
قسمت های پشین از شماره 1 تا90تا ضمیمه یاین لینک شماره 90 می باشد که متأسفانه امکان آرشیو شدن شماره ها در سایت اندیشه امکان پذیر نشد .
قسمت نودم
http://andesheh.com/maghalat35