ادامه گزارش شعر خوانی شمس لنگرودی در سیدنی و...

قسمت دوم و پایانی

 

شنیده شده است که عوامل و حامیان رژیم جمهوری اسلامی  در ملبورن شیدا ً در شرف تدارک و تلاش دریافت ویزا  گرفتن برای خاتمی به ملبورن می باشند که گذشته در دفاع از رژیم جمهوری اسلامی نوعی تبلیغات ریاست جمهوری نیز می باشد .

خبر دیگر اینکه  شنیده است که یکی  از هواداران مجاهدین مقیم سیدنی در برگزاری مسابقات کشتی استان ایالت نیو سایت ولز که در هفته گذشته  در وزن 66 کیلوی فرنگی و آزاددر نزدیگی ولگان برگزار شد . ایشان در میان 7 شرکت کننده ی کشتی آزاد  و 3 شرکت کننده ی کشتی گیران فرنگی در این وزن نفر نفر اول شده  است . البته فراموش نشود که  مسابقات در یک روز انجام شده است.

 

شنیده شده است یکی که خودش را  ساسان معرفی می کند که گویا قبل از اینکه وی وارد سیدنی استرالیا شود در انگلیس بوده است . وی صاحب یک آرایشگاه در منطقه پاراماتای سیدنی می باشد که دارای چند کارکن دختر می باشد . در مورد وی  گفتته می شود  که در ایران بازجوبوده و برای رژیم جمهوری اسلامی جاسوسی می کرده است.

 

همچنین شنیده است که سینمای آزادی وابسته و همکار نزدیک سازمان همیاری یا همبازی با ایرانیان که در منطقه هونزبی مکانی دارد که هر ماه یک فیلم ایرانی به نمایش گذاشته می شود  . در این ماه فیلمی از محسن مخملباف نمایش داده شد که در هند پر شده و صحنه های  لختی هم زیاد داشته است . کسی که فیلم را دیده بود تعریف کرده است که پیا م بسادگی قابل فهم می باشد . زیرا که هدف پوچی و بی محتوائی و بی هویتی تبلیغ کردن می باشد . یعنی تأئید  ادامه ی همان سیاستی است که در گزارشات قبلی  تذکر داده شده  هدف و پیام و فعالیت  اصلی  سازمان همبازی با ایرانیان همین غیر سیاسی کردن و پیشبرد خط انفعال مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی می باشد که اکنون شعبات وابسته به همین سازمان  همبازی با ایرانیان همین سیاست مشابه را تبلیغ و ترویج می کنند ونام مستعار وپوششی هم شده کار و فعالیت فرهنگی از درون می باشد.  البته مسئولیت این سینمای آزادی را ناصر دستیاری که اکثریتی است و به ایران تردد دارد و یکی از میزبانان شمس لنگرودی بوده است و خانمش الهه نافی است که یک گفتگو با شمس لنگرود انجام داد که از برنامه ی رادیو صبح یکشنبه با شما پخش شد. مسئول دیگر حسینی پور است که روانشناس است که رابطه و فعالیت بسیارن زدیکی با سازمان همبازی با ایرانیان دارد.

 

اما برنامه ی 15 فوریه  رادیو صدای نو به مدیریت منصور رزاقی بخش دوم مصاحبه با کوروش عرفانی بود که  مقیم پاریس است که  به مناسبت 22 بهمن سالگرد انقلاب پخش شد که  ادامه ی همان تکرار کلی گوئی های یکنواخت گذشته ایشان می باشد که از این رادیو پخش شده بود که  چکیده اش این است که  هیچ اپوزیسیونی فعال و منسجم و متشکل در برابر رژیم جمهوری اسلامی وجود ندارد که مردم ایران بتوانند به آن تکیه کنند . همچنین در دنباله بخش اول از 3 قسمت گفتگوی انجام شده با شمس لنگرودی از رادیو پخش شد که مجری رادیو در ابتدا گفت چون آن زمانی که شما در تهران بودید . تلاش شد که با شما تماس و گفتگوی رایوئی شود که امکان پذیر نشد . در ضمن فرصت هم نشد در جلسه ی شما در سیدنی حضور داشته و مصابه ای داشته باشم . اکنون  باتفاق همکار رادیوئی ام حضور شما برای مصاحبه آمده ام  . خلاصه ی کلام در بخش اول این مصاحبه  نه مصاحبه گر ونه مصاحبه شونده هیچک وارد مقوله سیاسی نشدند که با توضیحتی که در گزارش قبلی داده شد در چارو عشق و شعرهای عاشقانه بود. البته  مشخص است  که دلیلش چیست؟

 

همینطور رادیو پیام پارس  22فوریه که مسئول و مجری اصلی اش جمشید سلحشور در مرخصی می باشد که مجری و گوینده ی موقتی این  رادیو خانم منیره وحدت است که پس از خواندن یکی دو مقاله بقیه برنامه  پخش آهنگ وتبلیغ چند کنسرت  دعوت شدگان هنری لوس آنجلسی و از ایران بودکه شامل گروه موسبیقی سنتی  جلال ذوالفنون بود که تذکر داده شد از ایران برای اجرای برنامه ی کنسرت هنری بهر استرا لیا آمده است.

 

 بالاخره برنامه ی رادیوی این هفته صبح رادیو یکشنبه با شما مورخ 22 فوریه مجری رادیو جلال دستیاری  گفت که در ایستگاه جدید رادیوئی برنامه پخش می شود . البته ایشان  اشاره نکرد که باز نیم ساعت پایانی  رادیوی واگذار شده به نیماویس زاده با عنوان " دیگه چه خبر " پس گرفته شده است . زیرا که این هفته وی  برنامه نداشت   . اما به جایش در نیم ساعت پایانی رادیو  مصاحبه ی خانم الهه منافی با  شمس لنگرودی پخش شد که مجری رادیو ابتدا از همسرش خانم فروزان شیرازی پرسش کرد که خانم  بر نامه ی دیشب چگونه بود؟  در جواب گزارشی از سوی خانم فروزان شیرازی خوانده شد که بی شباهت به قرائت مجری برنامه خانم دنا رزاقی شیرازی قبل از شعرخوانی شمس لنگرودی نبود . آنگاه جلال دستیاری با وجود اینکه خودش در جلسه حضور نداشت چونکه مدیر سالن غذا خری آناهیتا می باشد که در شب های تعطیلی هفته فرصت حضور در چنین جلساتی را ندارد .ولی عدم حضورش دلیل نداشت که تعریف و تمجید از جلسه نکند. به خصوص اینکه اخوی کوچکترش ناصر دستیاری اکثریتی یکی از دست اندر کاران مراسم بود . مشروط بر البته خودوهمسرش جزو میزبانان شمس لنگرودی بوده اند که شمس لنگردی در ابتدای شعر خوانی خود از اینان وسیروس رزاقی پور به عنوان میزبانان خود درسیدنی تشکر و قدر دانی کرد . همینطور از علی جعفری با گرایش توده ای و حضورش را مدیون ایشان دانست و از وی  ستایش کرد و شعرخوانی خودش را به وی تقدیم کرد  .

 بهر حال جلال دستیاری گفت مصاحبه با شمس لنگرودی را از زبان همکاران مان ( ه منظور همسر اخوی اش اله منافی بود) را می شنویم :  گزارشگر یا مصاحبه کننده  در ابتدای مصاحبه ضبط شده  ا ش، خطاب به شمس لنگرودی  گفت  که از سوی خودم و شنوندگان رادیو با صدای بلند به شما می گوئم  که به شهرمان خوش آمدید که متقابلا ً از طرف شمس لنگرودی  قدر دانی شد. در دنباله سئوالات پیرامون شعر وهنرو مقایسه ی آن با تابلوی نقاشی وشعر نو و شعر کهن و ضریب علاقندی شاعر به کدامین شاعران کهن ونو پرداز می باشد که شمس لنگرودی گفت از در جواب سئوالی گفت خصو صیات ما ایرانیان این است که همه چیز را می دانیم .  در صورتیکه درک مدعیانی که می گویند شعر کهن را می فهمند ولی شعر نو رانه، باید گفت شاخت اینان از شعر نو بهمان اندازه ی شعر کهن می باشد. در مورد مولوی همانقدر می دانند که در مورد شعر نو می دانند که فال گرفته می شود وافزود ما عادت کرده ایم یک معنی از آنان داشته باشیم .

 سپس نظر شمس لنگرودی در موردشاعران و داستان نویسان ایرانیان مقیم سیدنی  شهر ما که  خطاب به وی پرسش شد که چیست؟ شمس لنگرودی با خنده گفت من مهمانم وباید تعارف کنم . (یا بزبان  عامیانه نان قرض دادن معنی می دهد)  افزود . با وجود اینکه من تصویری از قبل از اینجا نداشتم. ولی واقعیت این است که خوبست. وقتی که من خواندم تعجب کردم و ... قابل قبول است. البته نام نبرد که شاعران و نویسندگان داستان ها کیستند؟. لازم است که من پرانتز باز کنم و اشاره کنم که من چیزی پیرامون فعالیت های اشاره شده تا حال نشنیده ام .  بهر صورت شمس لنگرد ادامه داد که می بایست تمام وقت کار کرد. ظرفیت های خوبی در اینجا هست . شاید به خاطر آرامش و سکونی هست که در اینجا  حاکم می باشد. باید بازسزی شوند و اضافه کرد خشم وخشونتنباشد  در آثار باشد !! من خیلی بکار دوستان علاقمند و امیدار شدم .

آنگاه مصاحبه گر گفت سئوال خیلی خصوصی دارم که شما چندسال در خارج از کشور بودید . چه موجب شد که شما  تصمیم به بازگشت به ایران بگیرید؟

 شمس لنگرودی ابتدا گفت تصمیم شخصی بود ونسخه پیچی نمی کنم . چون در بیرون از ایران شعر من  همدلی با محیط پیرامونم نداشت. چون از مردم دور بودم . به زبان بازاری ها باید کاری می شد که بهتر و بیشتر در آمد داشته باشد. ولی در ایران بزعم همه مشکلات از اینکه به مردم نزدیک تر شدم خوشحالم. فراموش نشود که مصاحبه کننده خودش به اتفاق همسرش ناصر دستیاری ضمن اینکه به ایران می روند و قبلاً از مرز آستارا به قفاز رفته و گزارش فیلم ویدئوئی تهیه کردند که در یکی از مرسم شب شعر وموسیقی نمایش داده شد که در شبنه های پایان هر ماه در سالن چسوود بر گزار می شود. این زوج  دستی بر قلم هم دارند.

 

در پایان تأکید می شود که این مصاحبه هم  همچون سایر مصاحبه و گفتگو وسخنرانی و شعر خوانی های شمس لنگرودی کوچکترین اشاره ای به مسئله ی سیاسی و مسائل جاری ایران نشد . حال با وجود اینکه در گزارش قبلی تأکید شد که مذهب تبدیل به ابزار قدرت و ثروت و سیاست وحفظ آن شده وهمه چیز رنگ وبوی سیاسی به خودش گرفته است . حال چگونه است که نویسنده و شاعر وشعر و پژوهشگر و گفتار ونوشتار و مصاحبه ها نمی تواند سمت و سوی سیاسی داشته باشد؟ آیا  اینگونه روش و سیاست بازاری و کاسبکارانه  که تبلیغ اختگی و انفعال وبی خیال دمکرات شدن است سودش عاید کی چه کسان و ضررش شامل حال چه کسانی می شود؟ البته دریافت جواب  جزو حلقه ی مفقوده ی بی پاسخ مانده ی عاشقان هنر و شعر  ادب  فرهنگ و ادبیات و تاریخ و...  خیلی ایران دوستان و عاشقان مردم ایران بودن می باشد و مرز وخط کشی من هم با این جماعت پیرامون همین موضوع اصلی می باشد.

یک ا یرانی

23 فوریه – 2009 برابر با 5 اسفند سال 1387