روزنامه ی کیهان دو شنبه 5 اسفند ماه سال 1387
يتيم آمده ام (به جاى گفت و شنود)
گفتم: یتیم شدگان درمانده، هوار کشان کرده اندا عترا ف
عزادار شده اند چرا سر گنده بیرون زده شده از زیر لحا ف؟
چون پس از 30 سال دروغ و دین فروشی کنون دادند گا ف
گویند مردم، دیگر آنگونه نیستند مانده باشند پشت کوه قاف
چون فرا رسیده تا مردم ودین و میهن از ظلمت شوند رها
تا مثل تو مفت ومرده خور دینفروش بیش یتیم شوید وتنها
در آستانه سالروز رحلت رسول خدا(ص) و شهادت امامان بزرگوارمان امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع)، این ستون را به سروده ای لطیف در وصف پیامبر اعظم(ص) اختصاص می دهیم؛
مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد؟
خدا که در حرم امن خویش راهت داد
گفتم : مگر تو تبعیدی نبودی در بغدا د؟
مگر بی احساس به ایران نیآمدی تو شیاد؟
تاخفه سازی هر صدای دگر اندیش و فریا د
با عوامفریبی تو پر کنی جیب های گشا د
هجوم جهل و خرافه، هجوم تاریکی
خدا پناه در آن دوره سیاهت داد
گفتم : تا خرافات و مرده پرستی را تو دهی رواج
تا توانی بر منابع و ذخایر کشور زنی چوب حراج
خدا، خدا و خدا، آن خدای بی مانند
همان که عصمت پرهیز از گناهت داد
همان که جان نجیب تو را مراقب بود
همان که سینه خالی زاشتباهت داد
توان و توشه به پایان رسیده بود، ولی
خدا رسید به فریاد و زاد راهت داد
گفتم: مگر در پاریس بر زیر درخت وارونه ندادی ندا؟
مگرتو دجال عوامفریب دربهشت زهرا برنیاوردی صدا؟
مگر قول حکومت مستضعفان به مردم ندادی برای فردا
چرا نگفتی که قصد داری مردم را طبقه بندی کنی و جدا؟
بگو که نعمت پروردگار پنهان نیست
خدا که دست تو را خواند و دستگاهت داد
خدا که چشم تو را با نماز روشن کرد
خدا که فرصت تشخیص راه و چاهت داد
گفتم: مگرسوگلی کوسه نساختی چون عروس هزار داما د؟
تا جنگ ادامه دهد با ارگان های سرکوبگر ،هم جند نها د
تا رونق بخشید پدیده ی آقازاده پروری و رشوه با فسا د
جای قدرت و حاکمیت مردم، مستضعفان گیرد با نام بنیا د
چقدر واقعه آسمانی و شفاف
خدا به یمن دعاهای صبحگاهت داد
خدا که عاقبتی خیر و خوش عطایت کرد
خدا که آینه را نور با نگاهت داد
گفتم : مگر با پیروان بنیان ننهادی دستگاه سر کوب و استبداد؟
تابا دین فروشی ، اعدام وظلم نشانند بر جای عد ل و دا د
کنون یک پاسدارگماشته چاقو کش گمنام به نام احمدی نژا د
تورم و گرانی و فقر وبیکاری آورده با عدم باوربه تز اقتصا د
قسم به روز، که خورشید شمع خانه توست
قسم به شب که خدا برتری به ماهت داد
خدا که اشک تو را جلوه گهر بخشید
خدا که شعله روشن به جای آهت داد
خدا که جان تو را از الهه ها پیراست
خدا که غلغله قوم لااله ات داد
یتیم آمده ام، مانده ام، پناهم ده
مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد
گفتم: یتیم شدگان درمانده، هوار کشان کرده اندا عترا ف
عزادار شده اند چرا سر گنده بیرون زده شده از زیر لحا ف؟
چون پس از 30 سال دروغ و دین فروشی کنون دادند گا ف
گویند مردم، دیگر آنگونه نیستند مانده باشند پشت کوه قاف
چون فرا رسیده تا مردم ودین و میهن از ظلمت شوند رها
تا مثل تو مفت ومرده خور دینفروش بیش یتیم شوید وتنها