گفت وشنود در مورد چگونگی رئیس جمهور شدن آق محمود پاسدار
قسمت سیصد ویازدهم
گفت : ازوبلاگ شخصی آقا زاده مهدی خزعلی چه خبر؟
گفتم : درست است که گفته می شود.
گفت : چی درست است؟
گفتم : همانکه گفته می شود.
گفت : چه گفته می شود؟
گفتم:همینکه گفته می شود شغال بیشه ی مازندران را ندرد جز سگ مازندرانی .
گفت: مگر حال چه خبر است ویا چه کسی دیگری را دریده است؟
گفتم : خیلی بد تر از دریدن و پاره کردن می باشد.
گفت : مگر چه اتفاقی افتاده است؟
گفتم : گرگ های هار بد جوری مشغول دریدن هم شده اند.
گفت : چرا همه اش به حاشیه گریز زده می شود به جای جز رک و رست گفتن که چه خبر شده است؟
گفتم : امان از دست این عباس پالیز دار.
گفت : مگروی در زندان نیست که تازه به مرخصی رفته است؟
گفتم : چرا.
گفت : مگر وی دوباره دسته گل بر آب داده است؟
گفتم : نخیر.
گفت : پس چرا به وی اشاره شد؟
گفتم : بخاطر همان لیست اسامی افشا و واعلام شده ی کلان دزدان وغارتگران قبلی ایشان در اردیبهشت ماه در دانشگاه همدان است که مشکل آفرین ودرد ساز شده است .
گفت : چگونه؟
گفتم : بدلیل اینکه عباس پالیز دار برای تحقیق و تفحص پرونده های قضائی ملاقات دو ساعته هم با شیخ ابوالقاسم خزعلی دیدار داشت . البته نام وی هم جزو اسامی 44 نفره افشا شده در لیست بود.
گفت: مگر این موضوع افشاگری مربوط به 10 ماه پیش نمی باشد؟
گفتم : چرا؟
گفت: خوب چه ار تباط به شرایط کنونی دارد؟
گفتم : آخر دنباله ی این موضوع به بحث میان پدر و پسر کشانیده شد.
گفت: کدامین پدر و پسر؟
گفتم: آقازاده مهدی زعلی و پدر شیخ ابوالقاسم خزعلی.
گفت: پیرامون چه موضوعی؟
گفتم : هم افشاگری عباس پالیزدار و هم حمایت پسر از رفسنجانی و پدر از پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی نژاد چاقو کش.
گفت : نتیجه ی این بحث چه شد و به کجا کشیده شد؟
گفتم : قصه ی بس طول و درازی دارد .
گفت : چرا قصه طویل شده است؟
گفتم : چون دامنه اش به فساد بسیار گسترده ختم شده است.
گفت : مر بوط به چه کسی؟
گفتم : مربوط به همان کسی که ادعای ساده زیستی دارد.
گفت : خوب این مدعی کیست؟
گفتم: همانکه خیلی ظاهراً جا نماز آب می کشد واز آب شب مانده پرهیز دارد برای نوشیدنش .
گفت: این فرد چه کسی است ؟
گفتم : ای با با همانکه هرروز برسر سفره میزبان امام زمان است.
گفت : چرا گفته نمی شود که کیست؟
گفتم : همانکه در هاله ای از نور فر ورفته و عدالت را با دانش هسته ای بومی بطور مهر ورزانه برای بندگان خدا در سر اسر جهان صادر کرد.
گفت : چرا اینگونه آدرس داده می شود که ذهن چندجا می رود؟
گفتم : همانکه با وعده ی بردن نان بر توی سفره های خالی محرومان ومبارزه با مفسدان آمد تا که پژواک دهنده ی خبرهای خوش غنی سازی و برگزاری جشن هسته ای باشد . قول داد که می خواهد برای آزادی فلسطین اسرائیل را نا بود کند . سپس سرائیلیان را به اروپا و آلاسکا اعزام کند . چونکه باور دارد از هلاکاست دروغین الکی الکی راست ساخته اند. همینطور گفته است که می خواهد جهان را مثل خودش کند تا که بتواند ساختار و مدیریت جهان را تغییر دهد تا شاید از این طریق بتواند رشد تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری در جامعه را مهار کند و اخیراً نیز برا یمشکل بحران مالی و اقتصادی آمریکا و جهان نسخه تجویز کرده است و راه حل درمان را در صدور فرهنگ و اقتصاد بسیج به جهان و جهانی کردنش دانست که مکمل و آن روی سکه ی جهانی کردن خودش می باشد . البته مدتی پیش همین آقا زاده مهدی خزعلی کشف کرد که این بیماری روانی درمان ناپذیر عقده ی خود بزرگ بینی دارد . لابد هنوز خواهی پرسید که این معجون نابغه کیست؟
گفت : اگر منظور پاسدار احمدی نژاد است. بلی دانستم که کیست . ولی چرا میان پدر و پسر بحث این پاسدار شد؟
گفتم : چون مسئله مربوط به فساد بسیار گسترده در دوران شهر دار تهران بودن این پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی نژاد و مرشدش آخوند مصباح یزدی و یک زندانی زمان شاه و راننده ی وانت صاحب ثروت نجومی شده دارد . چونکه پای شان به میان کشیده شده است.
گفت : داستان این فساد چیست؟
گفتم : بسیار گسترده و پیچیده است . چونکه گفته شد که گزارش کار به لوطی جماران هم منتقل شده است.
گفت : از طریق چه کسی ؟
گفتم : هم از طریق پدر آقازاده مهدی خز علی وهم از طریق گزارش پاسدار سردار شهردار فعلی تهران قالیباف این گزارشات به لوطی جماران منتقل شده است.
گفت : پس برای چه لوطی جماران از گماشته پاسدار احمدی نژاد دفاع می کند؟
گفتم : برای اینکه ریش لوطی جماران گیر است .
گفت: چرا؟
گفتم : چون ام الفساد اصلی وحامیان غارتگران و کلان دزدان و مفسدان بیت المال خود لوطی جماران است.
گفت : دیگر چه چیز دیگری مهدی خز علی در این گزارش وبلاگ شخصی خود گفته است؟
گفتم : گفته که در دیدار علی مطهری در منزل شخصی وی که داشته اطلاعات مستند لازم را به وی داده است تا وی در مجلس دکوری و کمدی و انتصابی هشتم پیگیری کند که وی اینکار را نکرد. بنابراین افزوده با پذیرش هر گونه اتفاقی که برایش خواهد افتاد این گزارش را در وبلاگ شخصی اش بازتاب می دهد.
گفت : بسیارخوب این گزارش چگونه است؟
گفتم : این گزارش که در وبلاگ شخصی مهدی خزعلی به نمایش گذاشته شده چنین است : "دوران کوتاه شهرداری احمدی نژاد سرآمد تخلفات و فساد مالی شهرداری و بلدیه تهران از آغاز تاسیس تا امروز است، و دولت نهم رکورددار تخلفات مالی در میان دولت های جمهوری اسلامی است"عودلاجان گیت احمدی نژاد.وبلاگ مهدی خزعلیdrkhazali.com : دوران کوتاه شهرداری احمدی نژاد سرآمد تخلفات و فساد مالی شهرداری و بلدیه تهران از آغاز تاسیس تا امروز است، و دولت نهم رکورددار تخلفات مالی در میان دولت های جمهوری اسلامی است، گزارش 1000 تخلف احمدی نژاد در شهرداری که توسط قالیباف تقدیم رهبری شده است و اعلام 2000 تخلف و انحراف از بودجه فقط یکسال دولت نهم توسط دیوان محاسبات ، بلاتکلیفی 3500 میلیارد ریال از بودجه شهرداری دوران احمدی نژاد و عدم پاسخگویی به سئوال مجلس در مورد عدم واریز حدود ده هزار میلیارد ریال (10،000،000،000،000 ریال ) از درآمد نفت یک سال به خزانه ، همه و همه سئوالهای مردم است از احمدی نژاد!مهدی خزعلی در دنباله افزوده است: موضوعی که من آن را " عودلاجان گیت " نامیده ام، به تنهایی می تواند دولتی را سر نگون کند ( البته اگر امداد غیبی به داد او نرسد)، حکایت غریبی است، البته یکی از هزار تخلف او در شهرداری تهران است، تخلف و رانتی که چند ده هزار میلیارد ریال برآورد می شود! حکایت آن قدر عظیم است که در بحث میان من و پدر ، من به معظم له عرض کردم:" اینجانب هیچ دلبستگی به فرد خاصی نداشته و عقد اخوتی نخوانده ام، اگر مدارک و مستندات علیه هاشمی ارائه نمایید با همان قدرت که از او در انتخابات حمایت کردم در مقابل اشتباهات او می ایستم، و در مقابل از شما انتظار دارم اگر گزارش مستندی از تخلفات احمدی نژاد ارائه نمودم، بخاطر اسلام و انقلاب دست از او بشویید و بپاس خون فرزند شهیدتان "حسین" او را مورد باز خواست قرار دهید. معظم له حجمی از پرینت ها و گزیده جراید که توسط دفتر آقای مصباح ( آقای روانبخش ) تهیه شده بود به من دادند تا بخوانم، جرم هاشمی در آن بریده ها حمایت از احزاب، تحزب، کارگزاران، دموکراسی ، آزادی و مهمتر از همه اعتقاد او مبنی بر زمینی بودن ولایت فقیه بود ( به اعتقادآقای مصباح ولایت فقیه آسمانی است) من نیز از میان هزاران تخلف احمدی نژاد فقط " عودلاجان " را به محضر معظم له گزارش کردم، به اصرار ایشان جلسه ای تنظیم شد و حاج محسن خ از سرداران جنگ، جانباز و از همکاران آقای ناطق نوری در بازرسی بیت رهبری، به محضر ایشان رسید، گزارش مبسوطی از " عودلاجان " ارائه نمود، گزارش آنچنان باورهای پاک ایشان را زیر سئوال برده بود که معظم له وارد شوک عصبی شدند و تقریباً اطرافیان قطع امید کرده بودند، بحمدالله عمر معظم له به دنیا بود و خداوند بر ما منت نهاد و سایه ایشان بر سر ماست. هر چند مدتی را در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان شهید رجایی بستری شدند و تا مدتها پزشکان معالج هر گونه بحث سیاسی را منع کردند، حتی تابلویی بر درب منزل نصب کردند که " از بحث سیاسی بپرهیزید ، برای حال معظم له خوب نیست " این حادثه غمبار یک روز قبل از دستگیری پالیزدار بود و همان روز دو ساعت هم با پالیزدار جلسه داشتند و گزارشات پالیزدار هم مزید بر علت بود ، پاسخ معظم له به هردو نفر این بود: " حفظ نظام اسلامی واجب است، اگر نبود حاکم عادل باید از حاکم فاسق حمایت کرد " من معتقدم تنها " عودلاجان " برای برخورد قانونی با احمدی نژاد و اعوان و انصار و حامیان او کافی است، و همان گونه که در زیارت عاشورا می خوانیم" الهم العن العصابه التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله" تنها او مطرح نیست و حامیان و مشایعت کنندگان و پشتوانه های او نیز باید پاسخگو باشند. تفاوت رسوایی " عودلاجان " با مطالب گزارش تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه این است که شخصیت های بلند رتبه و روحانیون تراز اولی که در آن نام برده شده بود، برای خود توجیه و محمل شرعی داشتند! یکی از حضرات آیات گفته بود. البته در این گزارش نقل قول شده مهدی خزعلی از نام خاصی نام نبرده است . ولی پاسدار میلیاردی محمد صاد ق محصولی زمانی که در مجلس ارتجاعی دست نشانده ی کمدی و دکوری و انتصابی هشتم پیرامون ثروت نجومی خود مورد سئوال واقع شد در جواب گفته بود من چکاره ام جز امانت دار بودن زیرا که صاحب اصلی ثروت امام زمان می باشد که اکنون مهدی خزعلی نیز این چنین نقل قول کرده است :" ید من ید امام زمانی است، این مال امام زمان است به پالیزدار چه ربطی دارد!" و باز توجیه می کردند که این کارخانه ها و معادن برای پشتوانه مالی موسسات علمی فرهنگی و عام المنفعه واگذار شده است! کما این که امروزه رسماً ردیف بودجه برای بنیاد مولانا و موسسه آقای مصباح تصویب می کنند! خوب آن زمان به قوانین تسلط نداشتند و بجای اختصاص بودجه کارخانه و معدن واگذار می کردند!! اما رسوایی " عودلاجان " جای هیچ توجیهی نگذاشته است، رانت خواری محض است، به دستور احمدی نژاد و توسط فردی معلوم الحال و سابقه دار ! حاج محسن خ حکایت را تمام و کمال برای حضرت آیت الله خزعلی بیان کرد تا به سمع رهبری برسانند، من نیز عین مطالب را در منزل آقای مطهری با علی مطهری در میان گذاشتم تا از طریق مجلس پیگیری کند و چون هیچ پیگیری انجام نشد، امروز این حکایت را از طریق سایت برای مجلس، قوه قضاییه و رهبری منعکس می کنم، شاید وجدان های خفته بیدار شوند، هر چند دوستی می گفت : ماجرای عودلاجان در زمان آقای یونسی در وزارت اطلاعات طرح و پرونده دارد!!! عودلاجان کجاست؟ طرح عودلاجان چیست؟ طرامشلو کیست؟ از کجا آمده است؟ چرا طرح در انحصار اوست؟ عودلاجان، نام منطقه ای از بافت فرسوده اطراف بازار می باشد، در دوران احمدی نژاد منطقه طرح فرز می شود و هیچ مجوز ساخت و سازی نمی دهند، در نتیجه قیمت املاک داخل طرح سقوط می کند، مردم که خانه های قدیمی و گاهی در حال تخریب داشتند ، ناگزیر به فروش خانه های خود می شوند. احمدی نژاد دستور می دهد در برابر هر متر مربع از زمین های عودلاجان، شهرداری 5/1 متر مربع تراکم تجاری شناور واگذار کند و انحصار این مصوبه را به آقای ترامشلو می دهد، یعنی تنها کسی که می تواند خانه های مردم را به ثمن بخس خریداری کرده و به بهای 30 تا 50 برابر به شهرداری بفروشد جناب ترامشلو است!! او املاک مردم را متری 150 تا 200 تومان خریداری نمود و در ازای آن 5/1 متر تراکم تجاری شناور اخذ کرد که بسته به مناطق تهران بین 5/4 تا 5/7 میلیون تومان ارزش داشت، برآورد حاج محسن از وسعت منطقه خریداری شده توسط ترامشلو ، تحصیل سودی چند ده هزار میلیارد ریالی است! حاج محسن برای اطمینان از صحت و سقم مطلب، یک پلاک ثبتی عودلاجان را خریداری کرده و برای تبادل با 5/1 متر مربع تراکم تجاری به شهرداری منطقه مراجعه می کند، با خواست او علی رغم وجود مصوبه مخالفت می شود، در برابر اصرار و ابرام حاج محسن، شهردار منطقه - که از دوستان اوست - وی را به داخل اتاق خود برده و دستخط آقای احمدی نژاد را نشان او داده و می گوید به دستور شهردار این طرح فقط در انحصار ترامشلو است! بعد از مدتی برای سر پوش بررسوایی مالی و رانت خواری، این طرح سود آور را به نیروی انتظامی پیشنهاد می کنند، تعاونی نیروی انتظامی برای مدت محدودی از مواهب طرح بهره مند می شود ( 2تا3 ماه)، به گفته حاج محسن هشت هزار میلیارد ریال عواید آنان است!! از او پرسیدیم: ترامشلو کیست؟ از کجا آمده است؟ حاج محسن گفت : " عنصری فاسد و سابقه دار است که از زندان او را در آورده اند و مهره کرده اند، او دلال مفاسد برخی هاست و حتی این موضوع به نظر رییس قوه نیز رسیده است( البته این را در سینه نگه می دارم ، مگر برای من اتفاقی بیافتد که دیگران بازگو کنند!) قبل از این که مهره باشد و قبل از زندان ، آهی در بساط نداشته و یک راننده بوده است. اما اکنون شما نمی توانید سند های املاک او را بشمارید! هم اینک او از شهرداری تهران ارقام نجومی طلبکار است ! گوارای وجود ! خمس و زکاتشو بده حلاله! من بخیل نیستم و نسبت به واگذاری این رانت هم اعتراضی ندارم، فقط می خواهم بگویم این راننده وانت موسسه حیان هم از اقشار آسیب پذیر و محروم است، اگر محبت فرموده گوشه ای از عودلاجان را به این فقیر سراپا تقصیر مرحمت فرمایید، آدم نمک به حرامی نیست، حق نمک را ادا می کند، ان شاءالله با کمک های مردمی او چند ستاد مردمی بزنیم و خود را برای انتخابات ریاست جمهوری دهم مهیا سازیم ، اجر شما با امام زمان(عج) الهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر واجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه3/12/87 دکتر مهدی خزعلی
گفت : چه خبر جدید از فعالیت های تبلیغاتی- انتخاباتی؟
گفتم : تبلیغات در فضای آزاد دمکرایک ادامه دارد.
گفت : آیا جوک می گوئی یا مرا سر کار گذاشتی؟
گفتم : باور کن چنین است .
گفت : چگونه می توان به این خبر ناممکن باور داشت؟
گفتم : پاسخ و راه حل بسیار ساده است .
گفت : حال که چنین است . پس بر گوی تا دانسته شود که راه حل ساده چیست؟
گفتم : آنگونه که در رژیم فاشیستی مذهبی همه چیز وارونه است . بنابراین خبر تبلیغات آزاد تبلیغاتی – انتخاباتی چنین است.
گفت : حال برگوی که چه اتفاقی فتاده است؟
گفتم : اتفاق خاص و خارق العاده ای نیفتاده است. جز اینکه پرونده و سناریو سازی های سربازجو حسین شریعتمداری مثمر ثمر شده است.
گفت : پیرامون چه موضوعی؟
گفتم : مربوط به نقل قول کردن از سایت یاری نیوز خاتمی.
گفت : مگر این سایت چه شده؟
گفتم: هیچی فقط فیلتر شده است؟
گفته فیلترشدن یعنی چه؟
گفتم : یعنی از صافی رد و تصیفه شدن.
گفت : آیا منظور سانسور است؟
گفتم : یک کمی بیشتر از سانسور است.
گفت : بالا تر از سانسور چیست؟
گفتم : یعنی از کار افتادن و فعال نبودن است.
گفت : خبرش چیست؟
گفتم: خبر اینگونه است که خبر گزاری کار ایران پیرامون این بر چنین گزارش داد:"سايت ياري نيوز فيلتر شد"خبرگزاري كار ايران : سردبير پايگاه خبري ياري از فيلتر شدن اين سايت خبري و همچنين سايت نظرخواهي ياري در خصوص"حضور يا عدم حضور خاتمي" خبر داد.بهروز شجاعي در گفتوگو با خبرنگار"ايلنا"، با اشاره به فيلتر شدن پايگاه خبري ياري گفت: حدود يك ساعت پيش، پايگاه خبري ياري كه در مقطع فعلي تنها رسانهاي محسوب ميشود كه به صورت كامل اخبار آقاي خاتمي و حاميان وي را پوشش ميداد، بدون هيچ گونه تذكري فيلتر شد.وي افزد: پايگاه خبري ياري در سايت سامان دهي وزارت ارشاد ثبت شده است و كاربران مختلف از استانهاي سراسر كشور با تماس با مديريت اين پايگاه خبري از فيلتر شدن "ياري" اظهار تعجب كردند.شجاعي اظهار اميدواري كرد مشكل پيش آمده براي پايگاه خبري ياري در آستانه انتخابات مرتفع شود.حتماً که با بازتاب این خبر رفع مشکل از معنی و مفهوم روند تبلیغات آزاد دمکراتیک شده است . البته وقتی در باغ این چنین باشد مشخص است که ادامه ی ورود داخل باغ یعنی روز برگزارش نمایش خیمه شب بازی انتخابات – انتصابات – تقلبات روز 22 بهمن 88 و نتایج آن چگونه می خواهد باشد؟
گفت : فضای تبلیغت انتخاباتی ریاست جمهوری دوه ی دهم چگونه است ؟
گفتم : بسیار مخدوش و خاطره آمیز است .
گفت : برای چه چنین است؟
گفتم : برای اینکه ماهیت ساختار واقعی رژیم فاشیستی مذهبی بطور عریان به نمایش گذاشته می شود .
گفت: مگراین فضا چگونه ترسیم شده است؟
گفتم : برای اینکه با تهدید وتخریب شخصیت ها و دروغ گفتن و فراموش کردن مطالبات انباشت و پرداخت ناشده ی مردم ایران در 30 ساله ی گذشته دنبال می شود. خلاصه فضا آنگونه مخرب و آلوده می باشد که صدای یکی از سر آشپزباشی های وابسته به بیت رهبری لوطی جماران از شوری آش دیگ برروی اجاق بلند شده است .
گفت : مگر این سر آشپز چه گفته است؟
گفتم : داد و هوارش نسبت به شکست اخلاقی بلند شده است.
گفت : مگر در 30 سال تجربه ی عمر ننگین رژیم فاشیستی مذهبی اخلاق هم جائی داشته دارد؟
گفتم : البته که نه.
گفت : پس برای چه از شکست اخلاقی سخن گفته شده است؟
گفتم : برای اینکه وقتی به شکست اخلاقی اعتراف شوده یعنی اینکه عدم اخلاق در نظام تأئید شده است.
گفت : این منتقد اعتراف کننده کیست؟
گفتم : ملای مقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی می باشد.
گفت : برای چه وی اعتراف به شکست اخلاق کرده است؟
گفتم : برای اینکه جنگ و نزاع باندها و جناح های رقیب و متخاصم بس حساس شده است .
گفت : چرا حساس شده است؟
گفتم : چون مرتبط به رقابت خیمه شب بازی نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم دارد.
گفت : محتوایا ین اعتراف شکست اخلاق و مخاطبین وی کیستند؟
گفت: مخاطبین باندهای وابسته به جناح ها به خصوص باندهای مافیائی حاکم می باشند.
گفت : چرا بیشتر مخاطبین باندهای مافیائی حاکم می باشند؟
گفتم : چون بیش از دروغ گوئی و عوامفریبی و تحریف گری و تهدید وتخریب می کنند.
گفت: نام این سرمقاله چیست و چگونه شروع و توضیح و تحلیل داده و نتیجه گیری شده است؟
گفتم : عنوان سرمقاله ورق پاره حکومتی جمهوری اسلامی مورخ 3 اسفد چنین است "شكست اخلاقي"
و در دنباله از غافل شدن شبیخون فرهنگی دشمن و سر کار یا سرگرم کردن مقاله نویس چنین شروع شده است:سرگرم شدن جناح ها گروه هاي سياسي و مسئولان بخش هاي مختلف به مسائل مربوط به انتخابات رياست جمهوري دهم آنها را از توجه كردن به تهديدها به ويژه خطر تهاجم فرهنگي غافل كرده و در ورطه سقوط اخلاقي قرار داده است . چند ماه قبل رهبر معظم انقلاب به همه هشدار دادند كه ورود زودهنگام به مسائل مربوط به انتخابات به مصلحت كشور نيست . آن هشدار كاملا بموقع و بجا بود و خوشبختانه مورد توجه و عمل فعالان سياسي نيز قرار گرفت . با اين حال در هفته هاي اخير يكبار ديگر تنور انتخابات داغ شده و توجه محافل سياسي و حتي افراد به اين موضوع جلب شده است. گرچه ملای سر مقاله نویس بطور علنی اشاره نکرده است . ولی به نظر می رسد که عامل اصلی تنظیم این مقاله به دلیل نامه ی پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی نژاد چاقو کش به وزیر پاسدار میلیاردی صادق محصولی می باشد که موجب مخالفت شدید فرمانده ی نیروی انتظامی پاسدار سردار احمدی مقدم شده است. زیرا که در واکنش این نامه گفته شده است که می خواهند کار فرهنگی را جانشین وظیفه کنند و سب شده تا که این موضوع کش دار شود.
گفت : چگونه کشدار شده است ؟
گفتم : برای اینکه دامنه ی آن از مطبوعات فراتر رفته و به خطبه ی نماز جمعه تهران کشیده شده است . چونکه آخوند امامی کاشانی در این هفته اخطار کرده است که دولت باید با طرح امنیت اجتماعی همکاری کند.
گفت : در دنباله سر مقاله چه آمده است؟
گفتم: ملاس سرمقاله نویس در ادامه دلیل شکست اخلاق در جامعه را با نقل قول کردن از لوطی جماران زود رس بودن تبلیغات انتخابات دانسته و پیرامونش چنین قلمزنی کرد :. شايد اصل توجه و پرداختن به موضوع انتخابات در اين زمان كه فقط سه ماه و نيم به روزهاي داغ تبليغات اسلامي انتخابات رياست جمهوري دهم مانده است امري طبيعي باشد اما حواشي فراواني كه اين ماجرا پيدا كرده آنرا از حالت طبيعي خارج نموده و موجب غفلت از مسائل جاري شده است . سپس ملای سر مقاله نویس در حاشیه ی مقدمه ی مقاله ی خود به حاشیه رفته و از عدم بررسی مطالبات مردم و غافل شدن مسئولین سبت به ز مسائل جاری گفته و اکنون به رایج شدن فساد اخلاقی و فرهنگی اشاره و این موضوع را دنبال کرده است . زیرا که خودش بدفعات اذعان وتکرار کرده که مدافع سر سخت سرکوبگری عریان با شدت هرچه بیشتر در جامعه با اهرم وچماق و بهانه ی مبارزه با فساد اخلاقی و شبیخون فرهنگی نیروی انتظامی می باشد . برای اینکه بسیار خوب می داند که ضریب خشم و نارضایتی جامعه به خصوص جوانان و دانشجویان تا کجاست وهر گونه شل شدن ضریب سرکوبگری موجب ترک برداشتن دیواره ی اختناق وشکستن آن می شود که پیآمدهای حرکت های بیشتر اعتراضی در جامعه است. خلاصه اشراف دارد پس از آن فضا در مسیری سوق داده وآنگونه خواهد شد که به زودی از کنترل خارج خواهد شد و شیرازه ی نظام با خطر سریع فرو پاشی مواجه خواهد رفت .بهرحال ملای سرمقاله نویس با نقل قول کردن گفته ای از لوطی جماران که گفته وارد زود رس شدن در صحنه ی تبلیغات نمایش خمیه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم انتخابات –انتصابات – تقلبات نشوید . چونکه به صلاح است و نه جایز می باشد و با نادیده گرفتن شدن مطالبات و نیازهای مردم ، از سر درگمی اذهان عمومی مردم گفته است وبرای به نمایش گذاشتن وحشت از تبلیغات دروغین که همانگونه که تذکر داده شد وحشت از شل شدن ضریب سرکوب اختناق و رعب و حشت و ضرب وشتم درجامعه است با مطرح کردن بهانه ی سوء استفاده کردن دشمن از شرایط تبلیغات انتخابات نمایشی موجود چنین نگرانی خودش را بازگو کرده که در اصل انتقال نکته نظرات لوطی جماران می باشد رااینگونه به دست اندر کاران گوشزد کرده است:متاسفانه اين روزها همه چيز بوي تبليغات انتخاباتي مي دهد بطوري كه از اظهارنظرهاي گروه هاي سياسي گرفته تا بعضي اقدامات آنها و حتي گزارش ها و سخنراني هاي بعضي مسئولان بيش از آنكه صبغه بيان واقعيت و اطلاع رساني به مردم داشته باشند گرفتار كشمكش هاي تبليغات انتخاباتي شده اند. اشكال عمده و اساسي اين وضعيت اينست كه مردم در اين بازار مكاره تبليغات بي محتوا دچار سردرگمي خواهند شد و به جاي آنكه به آگاهي برسند اسير چنگال بي رحم و اغواگر ادعاهاي خلاف واقع و حتي كينه توزي ها و دشمني ها مي شوند و در نهايت ذهن ها به تضادهاي خطرناكي مبتلا مي گردند كه خود تهديد بزرگي براي اصل و اساس انقلاب و نظام جمهوري اسلامي است . هنوز به ياد داريم تبليغات انحرافي و تخريبي دوران انتخابات رياست جمهوري نهم را كه عده اي حتي از راديو و تلويزيون نيز براي از ميدان خارج كردن رقباي خود استفاده كردند و مطالب خلافي گفتند كه به معناي فلج بودن همه امور كشور در دهه هاي گذشته و بي نتيجه بودن انقلاب و ناكارآمدي نظام جمهوري اسلامي بود. اين نوع بهره برداري از رسانه ملي و حتي ساير رسانه ها بهيچوجه به مصلحت كشور و ملت نيست و نوعي اتلاف سرمايه هاي ملي و ضربه زدن به مصالح عمومي و امنيت جامعه و موجوديت نظام است . قصد نداريم بگوئيم بايد در تبليغات انتخاباتي مطالبي در تعريف و تمجيد از عملكرد انقلاب و نظام بر خلاف واقع گفته و نوشته شود اما بر اين نكته اصرار داريم كه آنچه واقعيت دارد بيان شود و از مطالب خلاف واقع پرهيز گردد. اين راه درست تبليغات در همه زمينه هاست و اقتضاي امانتداري به ويژه براي كساني كه در نظام حكومتي مسئوليت دارند نيز همين است . بيش از آنچه واقعيت دارد گفتن و كمتر از آنچه هست مطرح كردن هر دو خيانت هستند و البته راه به جائي نيز نخواهند برد. پيروزي هاي موقت و شكست هاي كوتاه مدت نبايد كسي را فريب دهند و افراد نيز نبايد چنين تصور كنند كه با توسل به دروغ و تخريب و مطالب انحرافي و خلاف مي توانند به موقعيتي دست يابند. همان موقعيت ظاهري نيز در واقع شكست است و توسل به اين قبيل روش ها در جهت خلاف مسيري قرار دارند كه آرمانهاي انقلابي و ارزشهاي اسلامي براي ما ترسيم كرده اند. ملای سرمقاله نویس در دنباله بدون آنکه نامی از ورق پاره کیهان سربازجو حسین شریعتمداری ببرد و یا به اتهام وتهدید وتخریب کردن های اخیر فاطمه رجبی اشاره کند که به بهانه ی طرح ترور خاتمی از سوی پاسدار سر بازجو حسین شریعتمداری در یادداشت روز ورق پاره ی کیهان به حمایت از نامزدی ریاست جمهوری پاسدار چاقو کش احمدی نژاد طراحی شد . اینان را چنین خطاب قرار داده است:اين روزها بعضي قلم ها و زبان ها در روزنامه ها سايت ها و تريبون ها به شدت مشغول تخريب رقبا هستند. شايد بعضي از آنها فكر مي كنند به تكليف انقلابي و شرعي خود عمل مي كنند ولي اگر چنين تصوري دارند در واقع خود را فريب مي دهند زيرا نه تعاليم اسلام و نه اخلاق انساني هرگز هيچ مجوزي براي تخريب اين و آن و توسل به انواع ابزارهاي آلوده با هدف مشوه نمودن چهره ديگران صادر نكرده اند. اين روش ها همواره توسط رهبري انقلاب و نظام جمهوري اسلامي نيز محكوم شده اند و تجربه نيز زيانبار بودن آنرا به اثبات رسانده است . دلسرد نمودن مردم از اصل انقلاب و نظام ايجاد ترديد در مردم براي شركت در انتخابات و نااميد كردن مردم نسبت به كارائي اسلام و نظام حكومتي ديني و دادن خوراك تبليغاتي به دشمنان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي حداقل ضرباتي هستند كه عاملان اقدامات تخريبي به اين ملت فداكار مي زنند. بالاخره در پایان ملای سرمقاله نویس پیام عنوان سرمقاله ی خود یعنی شکست اخلاق در جامعه و حاکمیت 30 ساله ی رژیم تروریستی آخوندی را با مخاطب قرار دادن جریانا ت در گیر رقابت انتخاباتی این چنین فرموله و تکرار و اخطار کرده است:علاوه بر اينها دشمن با استفاده از فرصت بر شدت تهاجم فرهنگي مي افزايد تا نظام اسلامي را از درون تهي كند و در نهايت به هدف خود كه براندازي نظام است برسد. وضعيت اسفباري كه از نظر فرهنگي در جامعه مشاهده مي شود و ناهنجاري هاي اخلاقي شديدي كه وجود دارد و رو به گسترش است نتيجه همين تخريب ها و تفرقه افكني ها و حاكم ساختن فرهنگي طرد و دفع است . براي تقويت انقلاب و نظام جمهوري اسلامي همواره به وحدت و همبستگي و احترام گذاشتن به همديگر نيازمنديم و بايد از هر اقدامي كه به اين مولفه ها ضربه وارد كند بشدت بپرهيزيم. در انتخابات نيز چارچوب تبليغات اسلامي و اخلاقي و قانوني كاملا مشخص است ; بيان نقاط مثبت كانديداي مورد نظر تشريح عملكردها و نقد منصفانه آنها و تبيين اهداف براساس واقعيت ها. اگر همه در همين چارچوب حركت كنند و از تخريب رقبا پرهيز نمايند هم به وظيفه خود عمل مي كنند و هم به پيروزي ها و موفقيت هاي واقعي و بلند مدت مي رسند. صيانت از انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به چنين روشي نيازمند است . غير از اين هر اقدامي فقط نشان دهنده شكست اخلاقي اقدام كنندگان است حتي اگر تصورشان اين باشد كه درصدد دفاع از انقلاب و نظام هستند. نظام جمهوري اسلامي براي ماندن هرگز به تخريب و روش هاي غيراخلاقي نياز ندارد.
گفت : از تحرکات جدید سربازجو حسین شریعتمداری پیرامون انتخابات ریاست جمهوری چه خبر؟
گفتم : همچنان مشغول تئوریزه کردن طرح ترور خاتمی می باشد که چراوارد صحنه ی رقابت ریاست جمهوری شده است؟
گفت: مگر این سربازجو چه اقدام جدیدی کرده است؟
گفتم : برای پیگیری رقیب باسلاح نکته وارد معرکه و کار زار شده است .
گفت : در این نکته مخاطبینش کیستند؟
گفتم : ظاهراً محسن آرمین است که یکی دیگر از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است . ولی هدف خود خاتمی و سایر حامیانش می باشند که به نوعی یا متهم به جاسوس آمریکا شده اند .یا اینکه در ترور دست داشته و یااینکه طرح ترور در آینده دارند.
گفت : چگونه اینان را متهم کرده است؟
گفتم : این چنین سربازجو حسین شریعتمداری در ورق پاره ی کیهان مورخ 2 اسفند اینان را متهم ومحوم رده است:"بازرسى بدنى) ! (نکته)"آقای محسن آرمین عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا پیشنهاد کرده است مدیرمسئول روزنامه کیهان شخصاً مسئولیت حفاظت شبانه روزی از آقای خاتمی را برعهده بگیرد! اشاره آرمین به یادداشت کیهان است که در آن احتمال سوءقصد علیه آقای خاتمی از سوی عوامل آمریکا دور از انتظار تلقی نشده بود.و اما، معلوم نیست-البته فقط ظاهراً معلوم نیست!- که چرا هشدار کیهان نسبت به تروریست بودن آمریکا و عوامل داخلی آن، تا این اندازه افراطیون مدعی اصلاحات را دستپاچه و سراسیمه کرده است؟!پیش از این مجمع روحانیون مبارز بی آن که متوجه اصل ماجرا باشد بیانیه ای شتابزده علیه کیهان صادر کرد که ظاهرا بعد از پاسخ کیهان به اقدام نسنجیده خود پی برده است. چرا که به نوشته کیهان تنها سه گروه از هشدار کیهان عصبانی می شوند، اول؛ آنان که آمریکا را تروریست نمی دانند! دوم؛ کسانی که از سوءقصد به آقای خاتمی استقبال می کنند! و سوم عوامل داخلی آمریکا که احیاناً مأموریتی داشته اند.سربازجو حسین شریعتمداری اعتراف کرده است که منتظر فرصت بوده است تا که بهانه ی لازم پیرامون محسن آرمین گیر آورد تا وی را همچون اعضای دیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همچون هاشم آقا جری و مصطفی تاج زاده و همسرش و بهزاد نبوی دراز کند که اکنون این چنین از گرده ی خر افتاده و گردو جسته با دمش مشغول گردو شکنی علیه ی محسن آرمین شده که خودش در این مورد اینگونه با رد بندی کردن پاسخ گفته و توضیح داده است : اما درباره اظهارات آقای آرمین که کیهان - از شما چه پنهان- انتظار آن را می کشید، اشاره به چند نکته ضروری است:1-آقای آرمین از مدیرمسئول کیهان خواسته است شخصاً حفاظت آقای خاتمی را برعهده بگیرد. خب! بدیهی است که برای حفاظت از شخصیت ها، مراکز رسمی و تعریف شده ای در کشور وجود دارد بنابراین پیشنهاد آقای آرمین عملی و قانونی نیست، اما کیهان برای حفاظت از آقای خاتمی یک توصیه امنیتی کاملاً، حرفه ای و منطقی دارد. توصیه کیهان این است که تیم حفاظت آقای خاتمی به آن عده از افراطیون مدعی اصلاحات که سوابقی نظیر، رابطه پنهان با عوامل آمریکا، دریافت کمک مالی از آمریکا و سابقه همراهی و همکاری با جاسوسان شناخته شده آمریکا نظیر رامین جهانبگلو، هاله اسفندیاری، شائول بخاش، کیان تاجبخش و... دارند به هیچوجه اجازه ندهد به آقای خاتمی نزدیک شوند و در صورت اصرار و درخواست خودشان یا آقای خاتمی ،حتماً و بدون کمترین ملاحظه آنها را به دقت بازرسی بدنی کند. زیرا بیشترین احتمال سوءقصد از طریق عوامل آمریکا وجود دارد بنابراین به طور طبیعی و منطقی کسانی که سوابقی نظیر آنچه اشاره شد -مخصوصاً همکاری و همراهی با جاسوسان شناخته شده آمریکا- را در کارنامه خود دارند، نباید بدون بازرسی بدنی و مراقبت کامل به آقای خاتمی نزدیک شوند. اسناد -آشکار و نه محرمانه- رابطه این عده از مدعیان اصلاحات با جاسوسان آمریکایی در کیهان منتشر شده بنابراین شناسایی آنها برای تیم حفاظت آقای خاتمی بسیار آسان است.اما در بند دوم کیفرخواست صادره از سوی سربازجو حسین شریعتداری که خطاب به محسن آرمین می باشد این چنین سایر نزدیکان و حامیان خاتمی را در بر می گیرد که انتقاد عدم پیگیری مسئولان و برنامه ریزان هر 9 روز یک بحران بقول خود خاتمی علیه ی دولت دعی اصلاحات داشتند:2- آن دسته از مدعیان اصلاحات که در گذشته آقای خاتمی را -با عرض پوزش- بی عرضه می نامیدند و به این علت که علیه نظام آنگونه که آنها انتظار دارند ساختارشکنی نمی کند وی را با گورباچف مقایسه می کردند نیز باید مورد سوءظن تیم حفاظت ایشان باشند، توضیح آن که چند روز بعد از اجلاس استنفورد آمریکا و پیشنهاد «گیل لاپیداس» که خاتمی را با گورباچف مقایسه کرده و از اصلاح طلبان ایران خواسته بود او را کنار زده و شخصی مانند یلتسین را جایگزین او کنند، عده ای از مدعیان اصلاحات که هم اکنون سنگ حمایت از خاتمی را به سینه می زنند در روزنامه تحت مسئولیت خود به خاتمی هشدار دادند که اگر بیش از این در ساختارشکنی تسامح به خرج دهد، دیگر از او حمایت نکرده و به فکر جایگزینی خاتمی با شخصی مشابه یلتسین خواهند بود! آیا افرادی با این دیدگاه می توانند مورد اعتماد بوده و در اطراف آقای خاتمی پرسه بزنند؟! این عده بلافاصله بعد از پیشنهاد آمریکا برای جایگزینی خاتمی با «یلتسین» در روزنامه خود از این پیشنهاد حمایت کردند، بنابراین چه تضمینی هست که اگر آمریکا طرح سوء قصدی داشته باشد، این خواسته شوم را عملیاتی نکنند؟!
گفت : چرا سربازجو حسین شریعتمداری اینگونه بر خورد کرده است؟
گفتم : چون تخصص و خبرگی و تجربه اش بازجوگری ومتهم کردن می باشد . ضمن اینکه این رقابت نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دره ی دهم رژیم فاشیستی مذهبی و همینطور برای جناح و باند هایش بسیارحیاتی و حیثیتی و تعیین کننده می باشد . بنابراین می پذیرد ازهمه تجربیات و اقدامات برای لکه دار وتخریب نمودن وحذف کردن رقیب استفادهشود .
گفت : آیا در دنباله هنوز بند کیفر خواست اتهاماتی دیگری درا ین نکته وجود دارد؟
گفتم : بلی چون سر گنده از زیر لحاف تازه بیرون زده است.
گفت : این سر گنده ی از زیر لاف بیرون زده چه می گوید؟
گفتم : بالاخره اینکه سربازجو حسین شریعتمداری بدون آنکه از نقش خود در قتل های زنجیره ای کند و یا اینکه سخنی از شراکت خود در صد ها فقره عملیات پیگیری و ترور مخالفین در برون مرز به خصوص در عراق در کنار سعید امامی بگوید که وی در همدان به این عملیات اعتراف کرد. اما اکنون با ترکیب شیوه ی بازجوئی و اعتراف گیری و پرونده سازی کردن و سیاست توبره و آخور خور خوردن آخوندی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را مسئول کشتن باهنر و رجائی معرفی کرده است . همچنین اینان را متهم کرده است که از کجا معلوم که در آینده باز هم دست به این اقدام مشابه که منظور ترور خاتمی می باشد نمی زنند که تجزیه و تحلیل و تفسیرآن به سبک بازجوئی سرباز جو حسین شریعتمداری این چنین است:3-ظاهراً آقای آرمین و دوستانش متوجه ماجرا شده اند ولی از آنجا که آقایان سابقه درازی در تظاهر به فراموشی دارند باید گفت؛ شهید رجایی و شهید باهنر را چه کسانی ترور کردند؟ به یقین پاسخ خواهند داد «آمریکایی ها» و البته این پاسخ قابل قبول است، اما آمریکا چگونه رجایی و باهنر را شهید کرد؟ آیا تفنگداران آمریکایی را برای ترور آن بزرگواران به ایران فرستاد؟! پاسخ منفی است. پس چه کسی آن عزیزان را به شهادت رساند؟ آقایان فراموش نکرده اید که قاتل آن دو شهید بزرگوار شخصی به نام «کشمیری» بود. نبود؟! خب! کشمیری را چه کسانی به شهید رجایی معرفی کرده و نسبت به تعهد و انقلابی بودن او به آن شهید بزرگوار اطمینان صددرصد داده بودند؟! آیا می توانید انکار کنید که کشمیری را سران سازمان مجاهدین انقلاب به شهید رجائی معرفی کرده بودند؟! به یقین نمی توانید! ممکن است بگوئید «کشمیری» شما را هم فریب داده بود. بسیار خوب! می پذیریم - و شاید به همین علت بعد از بازداشت تعدادی از اعضای سازمان، این پرونده به دستور امام راحل(ره) مختومه شد- ولی از کجا معلوم که بار دیگر دچار همان فریب نشوید؟! بنابراین قبول کنید که حضوربرخی از مدعیان اصلاحات در اطراف آقای خاتمی می تواند یکی از راهکارهای آمریکا برای سوءقصد علیه ایشان باشد.حالا متوجه شدید که چرا کیهان دغدغه دارد و چرا پیشنهاد می کند تیم حفاظت آقای خاتمی هرگز نباید اجازه دهد برخی از مدعیان به ظاهر سینه چاک آقای خاتمی بدون بازرسی دقیق بدنی به ایشان نزدیک شوند؟!البته گفتنی است که به هیچوجه قصد مقایسه شهید رجایی با آقای خاتمی را نداریم و...حسین شریعتمداری
رود ِ سرد
چهارم اسفند ماه سال1387
قسمت سیصد ودهم
http://andesheh.com/maghalat59/59.htm
قسمت سیصد ونهم
http://andesheh.com/maghalat59/54.htm
قسمت سیصد وهشتم
http://andesheh.com/maghalat59/48.htm
قسمت سیصد وهفتم
http://andesheh.com/maghalat59/36.htm
قسمت سیصد وششم
http://andesheh.com/maghalat59/29.htm
قسمت سیصد و پنجم
http://www.andesheh.com/maghalat59/26.htm
قسمت سیصد و چهارم
http://andesheh.com/maghalat59/20.htm
قسمت سیصد و سوم
http://andesheh.com/maghalat59/12.htm
قسمت سیصد و دوم
http://andesheh.com/maghalat58/104.htm
قسمت سیصد و یکم
http://andesheh.com/maghalat58/86.htm
این لینک زیر شامل شماره های 200 تا300 می باشد.. برای دسترسی علاقمند بازدید کنندگان سایت به شماره های پیشین، می توانند به این لینک های ضمیمه شده ی زیر رجوع و آن را باز نمایند تا که شماره های پیشین قابل دسترسی باشد.
قسمت سیصدم
http://andesheh.com/maghalat58/77.htm
قسمت های پشین از شماره 91 تا 200 ضمیمه شده ی این لینک شماره 200 می باشد. البته به دلیل مشکلات فنی سایت شامل همه شماره ها نمی باشد . برای دسترسی علاقمند بازدید کنندگان سیایت به شماره های پیشین می توانند به این لینک های ضمیمه شده ی زیر رجوع و آن را باز نمایند تا که شماره های پیشین قابل دسترسی باشد.
قسمت دویستم
http://andesheh.com/maghalat47/117.htm
قسمت های پشین از شماره 1 تا90تا ضمیمه یاین لینک شماره 90 می باشد که متأسفانه امکان آرشیو شدن شماره ها در سایت اندیشه امکان پذیر نشد .
قسمت نودم
http://andesheh.com/maghalat35