روزنامه ی  کیهان یکشنبه 4 اسفند ماهسال 1387

شما ؟! (گفت و شنود(

گفت: چه عرض کنم دانش آموز تنبلی تغییر داد صدا

زنگ زد به ناظم مدرسه تا بجای پدرش  در آورد ادا

گفت به ناظم بهرام مریض است امروز بمدرسه نمی آ ید

ناظم فهمید کلک زده  گفت شما که هستید بهرام کی می آید؟

دانش آموز که سه کرده و دانسته بود ، وی است  رفته لو

دستپاچه شده ، گفت،من  پدرم بهرام، در اقدام فراربه جلو

گفت: دو گروه متفاوت در دانشگاه امیرکبیر که یکی از آنها  ادعای  سوسیالیستی و دیگری ادعای لیبرالیستی دارد با صدور دو بیانیه جداگانه مخالفت خود را با دفن پیکر مطهر شهدای گمنام در این دانشگاه اعلام کرده اند.

گفتم: هر دو گروه حق دارند! چون شهدا با خون پاک خود هم بساط  مارکسیسم و هم بساط امپریالیسم را به باد فنا داده اند.

گفت: عجیب این که هر دو بیانیه یک متن واحد دارد و فقط امضای پای بیانیه ها با هم متفاوت است و نشان میدهد که هر دو بیانیه در یکجا تهیه شده است.

گفتم: اینکه تعجبی ندارد، چه کسی نمی داند که همه  آنها از یک  مرکز دستور می گیرند مگر تاکنون تعدادی از  همین قماش به آمریکا و انگلیس پناهنده نشده اند؟

گفت: عجیب این است که چرا تعدادی از دانشجویان به دشمنان اسلام و مردم وطن خود اجازه می دهند از نام  آنها سوءاستفاده شود؟

گفتم: ولی این گاف بزرگ نشان داد که پشت صحنه ماجرا افراد دیگری هستند و از نام دانشجو به عنوان پوشش استفاده می کنند.

گفت: این کانون های بیرونی تصور می کنند اگر دو تابلوی  جداگانه بلند کنند ماهیت یکسان آنها پنهان می ماند؟!

گفتم: دانش آموز تنبلی که می خواست به مدرسه نرود، به ناظم تلفن کرد و در حالی که با تغییر صدا قصد داشت خودش را جای پدرش جا بزند به ناظم گفت؛ امروز بهرام مریض است و نمی تواند به مدرسه بیاید. ناظم که متوجه کلک او شده بود؛ پرسید؛  شما کی هستید؟ و دانش آموز جواب داد؛ من...من... خب! من پدرم هستم دیگه؟!

 

 گفت : دو گروه متفاوت دانشجوئی

پیرامون موضوعی کردند جستجوئی

بدون پییری و دستگیری و بازجوئی

بیانیه باهم دادند، کردند ما جرا جوئی

اعتراض کردند به دفن استخوان ها در دانشگاه

گفتندمکان علم ودانش است، جایگاه عنصر  آگاه

نه اینکه دانشگاه باید تبدیل شود به یک  گورستا ن

جای  نوحه وروضه خوانی شود، اینگونه  داستا ن

 

گفتم : راست می گویند این دانشجویا ن

خوب پاسخ دادند به گورکنان  بسیجیا ن

چرا باید دانشگاه تبدیل شود به قبرستا ن؟

تانوحه سرائی کنندگزمکان تیغ بر دستا ن

زیادی غلط کرد؛ خمینی عوامفریب شیا د

ازحضور درقبرستان  در نوروز  کرد یا د

تا کنون این  پاسدار چاقو کش ،احمدی نژا د

برای پاسخ  دادن به مرگ بردیکتاتورفریا د

اقدام ند عمله ی  دستگاه فساد وهم استبدا د

تادانشگاه گورستان کند،  با سرکوب وبیدا د

 

گفت : عجیب مدعیان دانشجویان لیبرالیسم

در کنار دانشجویان  مدعی چپ  سوسیالیسم

باهم شده اند عامل دست آمریکا و امپریالیسم

بیانیه  مشترک داده اد علیهی رژیم آخوندیسم

معلوم است که اینان  دستور می گیرند از کجا؟

تابه نمایندگی ازآمریکاوانگلیس بیانیهدهنداینجا

چون اینان دشمن مردم   ووطن می باشند و اسلام

 گاف بزرگ دادند، با نام دانشجوظاهرشدند والسلام

 

گفتم : آن زمان که دانشجویان مبارزه می کردند علیه شاه

چرا آخوندهای حکومتی دست ازپا خطا نمی کردند، یا اشتباه؟

مگربر سرمنابر برای طول عمر شاه اینان نمی کردند دعاگوئی؟

یا با ساواک همکاری نمی کردند، برای آزادی نمی کردند ثناگوئی

چه کسی می دانست خمینی کیسیت یا پاسدار و بسیجی چیست؟

یا چه کسی فکر می کرد  که این تفاله های چماقداران   کیست؟

برای چه اینان در دولت ومجلس ودانشگاه ها،   شده اند میاندا ر

یاتوانند با دزدی و غارتگری و فروش مواد مخدر، شوند مایه دا ر

چرا گزارشگربازجو با وارونه گو ئی، لو داده است طرح ج دید

به خاطر دفاع از سیاست مرده خوری دانشجویان کرده تهد ید؟

 

گفت: چه عرض کنم دانش آموز تنبلی تغییر داد صدا

زنگ زد به ناظم مدرسه تا بجای پدرش  در آورد ادا

گفت به ناظم بهرام مریض است امروز بمدرسه نمی آ ید

ناظم فهمیدکلک زدهگفت شما که هستید بهرام کی می آید؟

دانش آموز که سه کرده و دانسته بود ، وی است  رفته لو

دستپاچه شده ، گفت،من  پدرم بهرام، در اقدام فراربه جلو