نقد و   بررسیس "ثبات آميخته به انتظار)يادداشت روز)" روزنامه ی  کیهان شنبه 3 اسفند ماه سال1387

"خطب به غرب تأکید شده است که کند وشتاب گرفن پروژه ی هسته ای و نمایس انتخابات ریاست جمهوری، هیچگونه تغییراتی در اهداف پروژی هسته ای نخواهد شد"

 

در دفاع از پروژه ی هسته ای که با معیاررازیابی و متراژ و خط کشی و مرز بندی در 5 سال گذشته ترسیم شده که تأکید شده است   مقاومت و ایستادگی در دفاع از پروژه ی هسته ای جزو اساس و بنیان دیپلماسی برون مرزی رژیم تروریستی آخوندی در 5 سال گذشته بوده است . البته که پشتوانه حرکت این سیاست همانا سیاست ترور و سرکوب و اختناق و رعب و وحشت و اعدام و سانسور فزاینده و نهادینه شده در در داخل کشور و در پناه حکومت نظامی اعلام ناشده  و پیگیری سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی در برون مرز بوده  است که با دخالت گری در امور داخلی کشور های همجوار وجنگ افروزی با حزب الله لبنان وحماس با اسرائیل  تعقیب و دنبال شده است .

 

اما این ادعای پاسدار یاددشت روز نویس که با نادیده گرفتن مطلبات و نیاز و احتیاجات مردم ایران همراه  می باشد که بی شباهت به  مصداق و  یا تداعی کننده ی اوایل انقلاب  نیست که هرروز تعدادی جیره ونان خوران حکومتی گرد آوریی شدند و به نزد خمینی در جماران برده می شدند تا در کنار پاسداران و چماقداران مستقر در بیت جماران که الله اکبر گویان خمینی رهبر می  گفتند . همان زمان نقل شد که روزی از اینان پرسش شده بود . صبح و ظهر و شب شما چه می کنید و یا چه  می خورید؟ جواب داده شد الله اکبر. پرسش شده بود پس چه تولید دارید یا پس می دهید؟ که جواب داده شده بود خمینی رهبر .

 

اکنون نیز پاسدار قلم بر دست و یادداشت روز نویس متمرکز برروی دفاع از پروژه ی هسته ای  شده و به عنوان برگ برنده  آن رارو کرده است . ضمن اینکه می بایست خودش جزو همان پاسداران الله اکبر گو وخمینی رهبر بیت رهبری زمان خمینی باشد که اکنون  برای زنده کردن همان دوران خمینی و خاطرات الله اکبر گویان، برروی پروژه ی هسته ای تأکید کرده است تا اینگونه توانسته باشد در بستر جنگ ادامه دار قدرت جناحی و باندی از پاسدار گماشته ی احمدی نژاد چاقو کش دفاع کرده باشد وبه عنوان اهرم چماق تبلیغاتی علیه ی منتقدان دولت ورقیب دوم خردادی به خصوص خاتمی در نمایش رقابت ریاست جمهوری استفاده کرده باشد  به ویژه اینکه  به مناسبت گزارش اخیر دبیر آژانس  پیرامون برنامه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی این یادداشت روز تهیه و تنظیم شده  است که متخصص اینگونه پیگیری ها فقط سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری می باشد.

 

 بالاخره برای اینکه سر بازجوپاسدار یاددشت روزنویس آب پاک برروی دست تحلیل گران و مفسران وخوش باوران غربی ریخته باشد   که چه اندازه دچار خطای فکری و برداشت ناشی از کندشدن شیب پروژه ی هسته ای شده اند و برای اینکه به مخاطبان خود تفهیم کند که با آمدن اوبامارئیس جمهور آمریکا چیزی تغییری نکرده و کوچکترین خدشه ای هم  در اهداف برنامه ی هسته ای پیش نیامده است جز اینکه تمهیداتی برای سرعت بخشیدن به اهداف هسته ای می باشد . در نهایت اینگونه برای اینان  اهداف پروژه ی هسته ای را تشریح و جواب داده است :

 

"در گزارش اخیر مدیرکل فقط یک جنبه تقریباً جدید وجود دارد که تمامی محافل تحلیلی و رسانه ای غرب توجه خود را به آن معطوف کرده اند و آن هم این است که تلویحاً می توان از آن استنباط کرد ایران روند نصب ماشین های جدید در کارخانه  غنی سازی نطنز را کند کرده و به موازات آن به تولید اورانیوم کم غنی شده (LEU) به شکل UF6 سرعت داده است. محافل غربی و در رأس آنها مؤسسه علوم و امنیت بین المللی (در ارزیابی روز 19 فوریه خود)، تلاش کردند از این داده های فنی، نتایج سیاسی استخراج کنند. از جمله، در رسانه های غربی به طور وسیع نتیجه گرفته شدکه کند شدن نصب ماشین ها یک تصمیم سیاسی از جانب ایران با توجه به روی کار آمدن دولت جدید در آمریکاست و افزودن بر ذخیره مواد هسته ای هم به معنای کم شدن فاصله ایران با «نقطه خطر» مورد ادعای آنها محسوب می شود. حقیقت اما این است که در تحلیل این موارد خاص -مثل چند مورد مشابه دیگر در گذشته- خیال پردازی بر ارزیابی واقعیات غلبه کرده است. آنچه ایران انجام می دهد اجرای دقیق و بی ملاحظه یک جدول کاری زمان بندی شده برای توسعه و تجهیز تأسیسات هسته ای خود است که مطلقاً از ملاحظات و تحولات سیاسی تأثیر نمی پذیرد و نباید بپذیرد. طبیعی است به دلیل  رعایت اقتضائات فنی- که با جزئیات در جدول کاری ایران لحاظ شده- این امکان وجود دارد که شیب  منحنی توسعه و تجهیز تأسیسات هسته ای در گذر زمان، گاه مثبت و در موارد نادری هم منفی باشد؛ اما در هر حال آنچه روشن است این است که ملاحظات سیاسی مطلقاً دخالتی در روند پیشرفت فنی برنامه ایران ندارد و کند یا تند شدن این روند فقط به علل فنی رخ می دهد. در واقع اگر ایران از استراتژی هسته ای خود از سال 2005 به این سو فقط یک درس آموخته باشد، آن درس این است که به هیچ وجه نباید برنامه فنی خود را با تحولات سیاسی که در پرونده رخ می دهد هماهنگ کند چرا که در این صورت ناچار خواهد شد - همچنانکه در فاصله سال های 2003 تا 2005 دیدیم- مهم ترین برگ برنده خود یعنی پیشرفت فنی را پیش پای پیش شرط ها و توقعات سیاسی طرف مقابل قربانی کند. انتقال بحران های سیاسی به بخش فنی، جلوی پیشرفت فنی را سد می کند بی آنکه به حل مشکلات سیاسی کمکی برساند. تجربه 3 سال گذشته به روشنی هرچه تمام تر به ایران نشان داده است که هرگاه برنامه فنی خود را بدون کمترین توجه به تحولات محیط سیاسی پیش ببرد و جایگاه خویش در این عرصه را به حد کافی تقویت نماید، آن وقت -و پس از گذشت یک زمان معقول-  حوزه سیاسی خود به خود از حوزه فنی تاثیر خواهد پذیرفت و خود را با آن هماهنگ می کند. به عبارت دیگر، هرگونه اجازه تاثیرپذیری حوزه فنی از حوزه سیاسی به شدت برای ایران منفی و در مقابل هرگونه تاثیر معکوس از جانب حوزه فنی بر حوزه سیاسی لزوماً  مثبت خواهد بود. ایران اکنون درس هایی را که از تحولات 3 سال گذشته آموخته در استراتژی خود لحاظ می کند و باور دارد که «رفتار مستقل فنی» به سرعت به دستاوردهای سیاسی  قابل توجه برای آن خواهد انجامید، هم چنانکه انجامیده است و اکنون غربی ها در مواضع سیاسی خود درباره برنامه غنی سازی در ایران تعدیل های فوق العاده قابل توجهی وارد کرده اند که بی تردید از جمله  ناشی از  ناتوانی آنهات در مهار پیشرفت های فنی ایران بوده است.:

 

در خاتمه اینکه سرباز جو پاسدار یادداشت روز نویس در پایان تأکید کرده است این حالت صبر و انتظار آژانس انرژی  اتمی  و غرب و به خصوص آمریکا  نسبت به نتایج به بر گزاری چگونگی نمایش خیمه شب بازی انتخابات – انتصابات ریاست جمهوری دوره دهم که  پیوند خورده و موجب صبر و انتظاری شدها  ست  که چند ماه دیگر به پایان خواهد رسید و مشخص خواهد شد  که سرنوشت  این نمایش این انتخابات که چه کسی رئیس جمهور خواهد شد و از آن که  به عنوان برگ برنده ی تبلیغاتی غرب یاد  شده ، هیچ  اثری ندارد . زیرا که جواب را به مخاطبان غربی به صبر و انتظار حواله داده است . مشروط بر اینکه قلم بردست مدافع پروژه ی هسته ای در متن یادداشت روز تأکید کرده است که روند کند شدن پیگیری پروژه ی هسته ای نه ناشی از تغییر جهت یا تجدید ظر در اهداف پروژه سته ای نمی باشد آنگونه که خوش باوران غربی از آن استنباط کرده اند ، بلکه بدلیل اشکلات فنی می باشد که سریع بر طرف شدنی می باشد . از سوی دیگر افزوده که اهداف پروژه ی هسته ای نه اینکه رقابت انتخاباتی و چالش های سیاسی نمی تواند بر روی این پروژه تأثیر گذار باشد ، بلکه بر عکس این ایستادگی و مقاومت در پیگیری پروژه ی هسته ای بوده است که موجب بستر سازی تحرک و شتاب و پویائی اهداف سیاسی برون مرزی رژیم تروریستی آخوندی  شده است. فراموش نشود که رد مقدمه ی این یادداشت روز  از سیاست خارجی در 5 سال گذشته در اثر پیگیری پروژه ی هسته ای به عنوان سند افتخار از آن یاد کرده است . در مجموع اینکه پیام روشن وشفاف داده شده است که نه انتخاب ریاست جمهوری ونه رئیس جمهور هرکه باشد هیچگونه تأثیری نمی تواند در اهداف هسته ای داشته باشد . چونکه برنامه ریز هدایت گران پروژه ی هسته ای  رئیس جمهور ودخالت گر نیست.

هوشنگ – بهداد

روزنامه ی  کیهان شنبه 3 اسفند ماه سال1387

ثبات آميخته به انتظار)يادداشت روز)

در طول 5 سال گذشته پرونده هسته ای «شاخص» سیاست خارجی ایران بوده و این امکان وجود داشته است که روند تحولات مربوط به ایران در صحنه بین المللی با خط کش این پرونده اندازه گرفته شود، در مورد خود پرونده هسته ای هم، گزارش های نوبه ای مدیر کل همواره به مثابه نوعی «میزان الحراره» عمل کرده و عملاً همواره منعکس کننده «میانگین دیدگاه غرب» در مقاطع مختلف درباره برنامه هسته ای ایران بوده است. این فرمول ها در مورد پرونده هسته ای ایران همچنان صادق است ومی توان با اطمینان ارزیابی های خود را بر آنها استوار کرد.

گزارش جدیدی که روز پنج شنبه از جانب دبیرخانه آژانس درباره برنامه ایران منتشر شد، توجه زیادی برنینگیخت و این کاملاً طبیعی است. گزارش البرادعی به اجلاس مارس 9002 شورای حکام- که باید آن را گزارش «الوداع» او خواند- تکرار خسته کننده گزارش های قبلی مدیرکل از اواسط سال 2007 به این سو است که اگر مختصری اطلاعات فنی درباره آخرین پیشرفت های برنامه ایران در برنداشت، تبدیل به یک متن معمولی و کاملاً پیش پا افتاده می شد و احتمالاً جز نویسندگانش خواننده دیگری نمی یافت. با خواندن گزارش فوریه، ناخودآگاه این احساس به آدمی دست می دهد که شاید آقای البرادعی و همکارانش یک نسخه گزارش «از قبل آماده» درباره ایران دارند که هر چند ماه یک بار فقط «خانه های خالی» آن را با اعداد و ارقام جدید پر می کنند.

در گزارش اخیر مدیرکل فقط یک جنبه تقریباً جدید وجود دارد که تمامی محافل تحلیلی و رسانه ای غرب توجه خود را به آن معطوف کرده اند و آن هم این است که تلویحاً می توان از آن استنباط کرد ایران روند نصب ماشین های جدید در کارخانه  غنی سازی نطنز را کند کرده و به موازات آن به تولید اورانیوم کم غنی شده (LEU) به شکل UF6 سرعت داده است. محافل غربی و در رأس آنها مؤسسه علوم و امنیت بین المللی (در ارزیابی روز 19 فوریه خود)، تلاش کردند از این داده های فنی، نتایج سیاسی استخراج کنند. از جمله، در رسانه های غربی به طور وسیع نتیجه گرفته شدکه کند شدن نصب ماشین ها یک تصمیم سیاسی از جانب ایران با توجه به روی کار آمدن دولت جدید در آمریکاست و افزودن بر ذخیره مواد هسته ای هم به معنای کم شدن فاصله ایران با «نقطه خطر» مورد ادعای آنها محسوب می شود. حقیقت اما این است که در تحلیل این موارد خاص -مثل چند مورد مشابه دیگر در گذشته- خیال پردازی بر ارزیابی واقعیات غلبه کرده است. آنچه ایران انجام می دهد اجرای دقیق و بی ملاحظه یک جدول کاری زمان بندی شده برای توسعه و تجهیز تأسیسات هسته ای خود است که مطلقاً از ملاحظات و تحولات سیاسی تأثیر نمی پذیرد و نباید بپذیرد. طبیعی است به دلیل  رعایت اقتضائات فنی- که با جزئیات در جدول کاری ایران لحاظ شده- این امکان وجود دارد که شیب  منحنی توسعه و تجهیز تأسیسات هسته ای در گذر زمان، گاه مثبت و در موارد نادری هم منفی باشد؛ اما در هر حال آنچه روشن است این است که ملاحظات سیاسی مطلقاً دخالتی در روند پیشرفت فنی برنامه ایران ندارد و کند یا تند شدن این روند فقط به علل فنی رخ می دهد. در واقع اگر ایران از استراتژی هسته ای خود از سال 2005 به این سو فقط یک درس آموخته باشد، آن درس این است که به هیچ وجه نباید برنامه فنی خود را با تحولات سیاسی که در پرونده رخ می دهد هماهنگ کند چرا که در این صورت ناچار خواهد شد - همچنانکه در فاصله سال های 2003 تا 2005 دیدیم- مهم ترین برگ برنده خود یعنی پیشرفت فنی را پیش پای پیش شرط ها و توقعات سیاسی طرف مقابل قربانی کند. انتقال بحران های سیاسی به بخش فنی، جلوی پیشرفت فنی را سد می کند بی آنکه به حل مشکلات سیاسی کمکی برساند. تجربه 3 سال گذشته به روشنی هرچه تمام تر به ایران نشان داده است که هرگاه برنامه فنی خود را بدون کمترین توجه به تحولات محیط سیاسی پیش ببرد و جایگاه خویش در این عرصه را به حد کافی تقویت نماید، آن وقت -و پس از گذشت یک زمان معقول-  حوزه سیاسی خود به خود از حوزه فنی تاثیر خواهد پذیرفت و خود را با آن هماهنگ می کند. به عبارت دیگر، هرگونه اجازه تاثیرپذیری حوزه فنی از حوزه سیاسی به شدت برای ایران منفی و در مقابل هرگونه تاثیر معکوس از جانب حوزه فنی بر حوزه سیاسی لزوماً  مثبت خواهد بود. ایران اکنون درس هایی را که از تحولات 3 سال گذشته آموخته در استراتژی خود لحاظ می کند و باور دارد که «رفتار مستقل فنی» به سرعت به دستاوردهای سیاسی  قابل توجه برای آن خواهد انجامید، هم چنانکه انجامیده است و اکنون غربی ها در مواضع سیاسی خود درباره برنامه غنی سازی در ایران تعدیل های فوق العاده قابل توجهی وارد کرده اند که بی تردید از جمله  ناشی از  ناتوانی آنهات در مهار پیشرفت های فنی ایران بوده است.

گذشته از این نکات، گزارش البرادعی دچار نوعی رخوت  است و ترجمه این رخوت به زبان سیاسی می تواند نوعی «ثبات آمیخته به انتظار» باشد. مراجعه به متن گزارش نشان می دهد دبیرخانه این بار برای نگارش یک گزارش شدیداً منفی علیه ایران تحت فشار «ویژه» ای نبوده است و به همین دلیل به طور روتین همان عبارت های منفی سابق را به کاربرده بی آنکه در منفی نویسی علیه ایران خلاقیتی به خرج داده باشد. با احتیاط می توان گفت دست به عصا شدن دبیرخانه آژانس درباره ایران، محصول تاثیرپذیری آن از محیط محافظه کار و مصالحه جوی بین المللی بویژه نامشخص بودن استراتژی آینده غرب و دولت اوباما در مقابل ایران است. آژانس می داند دستور کارهای قبلی از بین رفته اند و دستور کارهای جدید هم هنوز شکل نگرفته است. در چنین شرایطی طبیعی است که صبر و انتظار بهترین راهبرد فرض شود. همه منتظر همدیگرند و به هوش که چه خواهد شد. دولت اوباما هنوز حتی نماینده جدید خود در آژانس را هم معین نکرده چه رسد به اینکه جزئیات استراتژی آینده خود در مقابل ایران را مرتب کرده باشد.

مبهم بودن آینده پست مدیرکلی آژانس هم یکی از عواملی است که «صبر» را به گزینه ای  معقول تر از «اقدام» بدل کرده است. مسائل دیگری هم البته هست از جمله اینکه چه کسی در خرداد آینده رئیس جمهور ایران خواهد بود و آیا غربی ها می توانند به تحقق آرزوی خود درباره روی کار آمدن «کسی که قرار است مشت هایش را باز کند» امیدوار باشند یا خیر. در شرایط «انتظار همه در مقابل همه» البته هر طرفی سعی خواهد کرد برگ های خود را حفظ کند تا در آینده ای که احتمالا دور نخواهد بود قادر به حداقلی از تاثیرگذاری بر فرآیندهای در حال شکل گیری باشد. آژانس و گزارش های آن، «برگ حداقلی» موجود  دردست آمریکاست که قاعدتاً به سادگی از آن صرف نظر  نخواهد کرد.

مهدی محمدی