فاطمه رجبی چه می گوید ؟ذوب شدگان در رژیم آخوندی چه می کنند؟

 

رژیم آخوندی که آنگونه  نسبت به مردم بی اعتماد شده است و آنچنان  ازمردم فاصله گرفته و هرروز هم  این فاصله عمیق تر می شود که ناچار است این گپ و جدائی از مردم را با اتکای ارگان های گوناگون سر کوبگرش پر و جبران نماید . برای همین چون سران ومسئولانش  از کابوس خشم و نفرت و نارضایتی مردم خلاصی ندارند. بنابراین  برای مهار کردن و تأخیر انداختن خیزش و قیام مردم ناراضی متوصل به افزایش خفقان وارعاب و سانسور و ضرب وشتم و بگیر و ببند جوانان ودانشجویان وزندان وشکنجه و اعدام و سنگسار و قطع اندام و شلاق زدن در جامعه شده و روی آورده است.

از سوی  دیگر چون   جناح ها و باندهای مافیائی وابسته به آن در گیر جنگ قدرت برای انباشت هرچه بیشتر ثروت می باشند اکنون که سمت وسوی این نبرد برای قبضه و انحصاری کردن قدرت  بطور آشکارا از طرح ترور فیزیکی سخن بمیان آورده می شود که چرا سید محمد خاتمی رئیس جمهور دو دوره ی مدعی اصلاح طلبی باز خودش را نامزد ریاست جمهوری دوره ی دهم کرده است. البته که مبتکر و کاشفش پاسدار حسین شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ی ویژه ولی فقیه در مؤسسه کیهان است. اما هنوز این طرح از روی گردونه ی آنتن های خبر گزاری های داخلی و خارجی برچیده نشده  است  که اکنون نوبت خانم فاطمی رجبی همسر غلامحسین لهام سخنگو وزیر دادگسری دولت نهم رسیده است تا وارد صحنه شود و تیغ کشی بر سر وصورت سید خندان خاتمی کند و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را دراز کند و  متهم ومحکومش نماید و با نقل قول کردن از قصاب زندان اوین اسدالله لاجوردی  سازمان منافق شان بنامد.

 بدتر اینکه  ایشان بدون اینکه  توجه داشته باشد که سید علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی 30  سال است که بطور وراثتی و ثابت پست و مقا م های حساس و کلیدی داشته اند . همچنین شورای نگهبان و ولی فقیه ریاست جمهوری  دو دوره ی خاتمی را تأئید کردند . بعلاه بدون در نظر گرفتن خدمات شایان قابل توجهی که خاتمی برای مشروعیت  دادن بیرونی به رژیم آخوندی و موجب خنثی و دفع کردن حمله ی نظامی به ایران از سوی بوش شد م خلاصه خیلی خطر های جدی دیگر را کاهش داد و دفع کرد . ولی همین خاتمی  به دین ومذهب فروشی و بیگانه پرستی و مهره ی سوخته بدتر از رفسنجانی متهم شده  ومهمتر اینکه به عنوان پادشاه 8 سال هم مفتخر شده است . بدتر اینکه متهم شده است چون پاد شاه  بی عرضه ای بود  نتوانست خوب از قصاب منفور زندان اوین لاجوردی دفاع کند تا کشته نشود . آنگاه با توجیه کردن  ترور شرعی رزم آرا نخست وزیر وقت در زمان شاه به دست طلبه نواب صفوی وابسته به فدائیان اسلام که خلخالی و لاجوردی و عسگر اولادی جزو اعضایش بودند. در دنباله خطاب به پاسدار حسین شریعتمداری گفته است که خاتمی نه اینکه  ارزش ترور کردن ندارد، بلکه باید بماند تا پاسخوی خیاناتش به مراجع دینی باشد .

 

اکنون از آن  توده ای و اکثریتی هائی که زیر پرچم امام ضد امپریالیست خمینی سینه می زدند و سازمان مجاهدین انقلاب را حلوا حلوا می کردند . زیرا که  زیر پرچم   چبهه  ی ضد امپرییالیستی امام خمینی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم پیمان وهم سنگر وهم بستر شده بودند . وقتی اکنون اینان از درون باندهای مافیائی حاکم مدعی اصول گرائی چنین  متهم  و تهدید می شوند . اینان باز چشم به  کدام امام زاده جرجری دوخته و مختصر شفا دادنش می باشند؟

 

مگر پاسدار احمدی نژاد جای 8 سل دوران بقول فاطمه رجبی پادشاهی خاتمی نیامده است؟ مگر شرایط کنونی آنگونه نیست که جانباز جبهه ی جنگ ضد مردمی ایران و عراق که از فرط بد بختی و ناچاری در جلوی مجلس مجبور به خود سوزی شد و سپس جان باخت . ولی  به جای بررسی و ریشه ی موضوع که این فرد چرا دست به اقدام  خود سوزی زد؟ مگر در عوض برایش پرونده اعتیاد و سابقه ی زندان ومشکل روحی و روانی ساخته نشد؟ آیا زمان بس کوتاه از بازتاب این خبر نگذشته بود که جانباز خرم آبادی دیگر در جلوی دفتر بنیاد شهید و ایثار گران جنگ دست به خودسوزی نزد ونمرد؟

 

خوب اکنون سئوال است که چه فرقی میان آخوندها خاتمی و کروبی و حسن روحانی و میر حسین موسوی و پاسداران احمدی نژاد و فالیباف و لاریجانی وجود دارد که صحبت از داوطلبین  نامزدی ریاست جمهوری دوره ی دهم  از اینان می شود که در نهایت یکی  از  میان شان در نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دهم رئیس جمهور خواهد شد .  بنابراین با بودن نقش ولی فقیه و حضور پررنگ سپاه پاسداران در صحنه ی قدرت اجرائی که هرگز هم تصمیم ندارد که از قدرت فاصله بگیرد . همچنین بنا بر تجربه ی 3 دهه ی گذشته به خصوص دو دوره ی مدعیان اصلاح طلبان که در دسترس است. قرار است که چه تغییراتی  رخ دهد که تا حال اتفاق نیفتاده است؟ که هنوز عاشقان ذوب در ولایت فقیه وعاشق خاتمی به امید آنکه دری به تخته بخورد و تغییرات مورد نظر و دلخواه اینان به وجود آید که حاضر نمی باشند بند ناف خودشان را از رژیم ضدبشری آخوندی  قطع کنند و هنوز شهامت آن را نداشته باشند  تا که تلاش نکنند بیش از این وانمود کنند که میان خاتمی و خامنه ای و رفسنجانی و کروبی وحسن رو حانی با پاسداران رقبای اینان هیچگونه جز جنگ قدرت و ثروت وجود ندارد. واین روش را  کنار بگذارند و روراست اعتراف کنند که هدف نه آزادی نه عدالت ونه دمکراسی نه مردم، بلکه تلاش مذبوحانه برای بقای رژیم نامشروع و ضد مردمی آخوندی می باشد . زیرا که نیاز به تذکر نیست تاکه گفته شود در آمد فروش کلان در چند سال گذشته چه شد؟ چرا هر روز وضعیت مردم بدتر شده است طوریکه  اکنون در بدترین شرایط ممکن زندگی بس شاق و سخت و طاقت فرسائی دارند و هیچگونه چشم انداز امید بخشی هم به بهبودی شرایط برای مردم هم  هر گز وجود ندارد.

 

بهر رو اکنون برای رفع هرگونه ابهام گزارش ضمیمه شده که نکته نظرات خانم فاطمه رجبی در آن برجسته شده که همسر سخنگوی دولت غلامحسین الهام است که  با متهم و محکوم کردن خاتمی و سازمان حامی اش مجاهدین انقلاب اسلامی  ودفاع کردن از احمدی نژاد کرده است که در مصاحبه ی تلویزیونی خودش نقل قول  از دو نیمساعت سخنرانی یک نخست وزیر کرده است که در پایان از وی سئوال کرده که شما حاضر به متوقف کردن اورانیوم غنی سازی  هستید  که هر دو بار جواب نوچ یعنی نه داده است.

 

بهاران خجسته  باد

دوم اسفند- 1387

 

فاطمه رجبی : خاتمی مهره سوخته آمریکاست/ مجمع روحانیون مبارز نه روحانی است و نه مبارز

نمی‌دانم در سرمقاله کیهان چه نوشته شد تا بهانة دست مغضوبین و مطرودین ملت یعنی اصلاح‌طلبان برانداز قرار گیرد؟ مثلاً مجمع روحانیون مبارز که محض رضای خدا نه «روحانیت» دارند و نه مبارزه‌اشان از مبارزه با اسلام و ایران فراتر می‌رود، اطلاعیه بدهند. مگر نه آنکه برای عمل حرام خاتمی در «دست دادن با زنان» و «سفر ضد ملی و ننگین او به واشنگتن» همین گروه به «مبارزه با اسلام و انقلاب برخاستند» تا از خاتمی و نه، بلکه از «آمریکا و اسلام‌ستیزی و مذهب‌سوزی دفاع کنند»؟ حال ممکن است یکی دو نفر در آن گروه مستثنی باشند. این را هم نمی‌دانم؟! 

اما مسأله ترور خاتمی که به سر مقاله کیهان نسبت داده شده و پیرامون آن هیاهو، به چند توضیح نیازمند است:

 

1. خاتمی مهره سوخته آمریکاست که البته این‌بار به دلیل افشا شدن پشتوانه‌ای چون هاشمی رفسنجانی، سوخته‌تر شده است. از این رو منهای رسوایی اعمال حرام و سجده به پیشگاه امریکا و انگلیس و شاید؟! مورد غضب و نفرت ملت است. ملت یعنی ایرانیان وطن‌دوست، مسلمانان مؤمن و وفادار به ولایت‌فقیه و دوست‌داران عزت و اقتدار ملی! اوباش و بی‌بندوبارها و مذهب‌ستیزان و ذلت‌پرستان و سرمایه‌خواران صنفی دیگر هستند.

 

2. تروریسم را باید معنا کرد و دانست چه کسی تروریست است؟ اصلاح‌طلبي برانداز با پیش‌زمینه «توسعه»، یک «تروریسم کامل ایمانی» است. 8سال حاکمیت سیاه خاتمی نشان داد که هدف این برنامه امریکایی چیزی جز ترور ایمان‌های مردم نیست. از این‌رو ترور شخصیت و اندیشه یکی از سر فصل‌های عملی خاتمی و هواداران امریکایی او بود. نمونه‌ای چون حضرت آیت‌الله مصباح کافی است تا این تروریست‌های ایمانی برای همیشه سیاه‌روی باقی بمانند.

 

3. تروریسم به معنای مصطلح آن یعنی «آدم‌کشی» را هم می‌توان در صف اصلاح‌طلبان به عینه دید؟! می‌پرسم واقعا متهمان پرونده انفجار نخست‌وزیری که به شهادت شهیدان باهنر و رجایی انجامید در کدام صف قرار دارند؟ آیا آنها طلایه‌دار حمایت و نامزدی خاتمی برای براندازی نیستند؟ آن «سازمان مخوف» که شهید بزرگوار، سید جلیل‌القدر لاجوردی در وصیت نامه‌اش مسؤولان نظام را نسبت به حضور آنها در عرصه‌ قدرت هشدار داد، تروریست‌هایی هستند که لاجوردی تا آخرین لحظات عمر آنها را متهم می‌دانست.

 

4. شهید لاجوردی در دوران پادشاهی خاتمی به شهادت رسید! این نکته چه معنایی دارد؟ قاتل یا قاتلان او که بودند؟ همین که گفته شد قاتل وی در آبادان دیده شده و مثلا کشته شده یا... کافی بود؟

 

5. هر چند «دین‌سوزی»، «مذهب‌ستیزی»، «وطن فروشی»، «بیگانه‌پرستی» در نظر بسیاری از دین‌مردان و وطن‌دوستان راهی جز «اعدام دینی و انقلابی» ندارد و «كسروي ملحد» و «منصور خیانتکار» دو نمونه از آنها هستند، و «رزم‌آرای انگلیسی» نمونه سوم؛ اما: الف- «کسروی» که هر چند عمل خاتمی را نداشت و تا زمانی که لباس دین بر تن او بود، به حرام آشکار نیالود، اما رادمردی چون شهید نواب صفوی اعدامش کرد.

ب- منصور نخست‌وزیر خائن نیز توسط شهدای بزرگواری از خیل متدینیان حسینی عليه‌السلام اعدام شد.

و این دو نفر با فتوای شرعی مجتهدانی بزرگوار مجازات شدند.

 

رزم آرا اگر توسط فدائیان اسلام اعدام شده باشد قطعا دارای حکم شرعی بوده، و اگر آنگونه که شبهه‌افکنان تاریخ‌نگار مطرح می‌کنند از سوی شاه کشته شده باشد، باز هم وجهی داشته است. آن وجه «ترس شاه از قدرت انگلیسي او بوده است که موجب از چشم افتادن نوکری شاه نزد انگلیسی‌ها مي‌شده است.»

 

آیا خاتمی حتی دارای قدرت رزم‌آراست که انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها‌ی رقیب و در ردیف خود از او بترسند و به ترورش دست بزنند؟

هم‌چنین وقتی دادگاه ویژه روحانیت حتی با شکایت گروه‌های مردمی، انجام وظیفه نكرد و خاتمی مجری عمل حرام را به دادگاه نکشانید، چگونه انتظار است کسی حکم اعدام او را بدهد تا متشرعان آن را اجرا کنند؟ غیرمتشرعان هم که دلبسته اویند. همین‌جا می‌گویم دادگاه ویژه فقط می‌تواند درخواست‌کنندگان سوال از هاشمی را به صلیب بکشاند و طلبه سیرجانی را زندانی و محکوم نماید. اجرشان با امام زمان صاحب اصلی کشور!

در نتیجه هر چند در روزگار 8 ساله سیاه حکومت خاتمی، حتی سیدالشهدا هم مورد تهاجم قرار گرفت، و حتی امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه الشريف توسط برادر خاتمی – نعوذبالله - به استیضاح کشانیده شد و حتی... اما:

ارزش خاتمی کمتر از آن است که ترور شود یا اعدام انقلابی! او باید بماند. بار دیگر ماجرای هاشمی با همه‌ غرور تکرار شود. صفوف مسلمانان او را متاسفانه در لباس دین به عنوان دین‌ستیز عقب برانند و طرد کنند، مانند هاشمی!

 

او باید بماند تا روحانیت عظیم‌الشان بدون واهمه از خیل تروریست هواداران این دو نفر براي تعیین تکلیف کنند. چرا باید ترور شود؟ به لحاظ ارزشی که ندارد؟ یا آنکه برای پیشگیری از آبروریزی‌هایي که ممکن است در آینده بیشتر شود؟ در مورد این دومی احتمال دارد دوستارانش به صرافت بیافتند.

 

نکته پایانی آنکه «اسرائیل» آشکارا می‌گوید: «احمدی‌نژاد باید ترور شود.»

امریکا آشکارا اعلان می‌کند: «هرکسی در ایران رأی بیاورد جز احمدی‌نژاد.»

اصلاح‌طلبی برانداز به رهبری رفسنجانی امان و قرار از کف داده‌اند تا احمدی‌نژاد رأی نیاورد.

 

پرسش:

اگر آنچنانکه واقعیات جامعه نشان می‌دهد، بنا است تحریکات و تحرکات آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها و مافیای داخلی رأی بیاورد، که چنین خواهد شد. ان‌شاالله- چرا باید خاتمی ترور شود؟ مجمع روحانیون مبارز؟! یا آن سازمان مخوف يا مشارکت آمریکایی و به طور کلی مافیاگران برای مظلوم‌نمایی و رأی‌آوری به دنبال حربه‌ای دیگر بروند.

خاتمی را کسی از مؤمنان ترور نخواهد کرد. او ارزش این کار را ندارد و مؤمنان تروریست نیستند