گزارش از دو رادیوفارسی زبان در  استرالیا درهفته ای که گذشت.

 

شنبه 12 دسامبر رادیو فارسی سراسری اس  بی اس (SBS) به گویندگی ومجری شعله صدر  که مقیم  ملبورن است . پس از گزارش کوتاه خبرها بخش دوم مصاحبه با علی افشاری عضوسابق دانشویان دفتر تحکیم  وحدت پخش کرد که اکنون مقیم آمریکا می باشد  موضع گفتگو پیرامون 16 آذر و جنبش دانشجوئی بود.  آنگاه گفتگوبا با یک خانم وکیل مقیم کنبرا پایتخت استرالیا پخش شد که مرتبط به نقض قانون نسبت به زنان و حق و حقوق دفاع اینان در استرالیا می باشد.  

قبل ازاشاره به گزارش ادامه ی برنامه ی رادیو ضروریست که جهت اطلاع گفته شود وقایعی که در روز 16 آذر و چند روز قبل و پس از آن در دانشگاه های ایران رخ داده شد . دیگر جای پرسش باقی نمی گذارد که فضای آزادی و فعالیت جنبش   دانشجوئی و میزان سرکوب و خفقان  و بگیر و ببند دانشجویان و شرایط سانسور  در ایران تا کجا و چگونه می باشد .  در این شرایط حال اگر یافت شود دانشجوی خارج از کشوری که به ایران سفر کرده  و خلاف این ادعای فضای خفقان  موجود در ایران  را  ترسیم و بازتاب دهد و برایش تبلیغ کند . مشخص است که وضعیت این مدعی دانشجوچگونه می تواند باشد؟همچنین  نیاز به توضیح نیست جایگاه  رسانه ای که برایش تبلیغ می کند کجاست و سرش  می تواند در کدامین توبر و آخور  فرو رفته باشد که به سادگی حقایق را کتمان می کند . زیرا که اکنون سعید مرتضوی که دادستان تهران می باشد  و شکنجه گرو بازجو وقاتل خانم دکتر زهرا کاظمی در زندان اوین است . در صورتیکه خانم کاظمی  تبعه ی کانادا بود که به عنوان  خبرنگار عکاس  برای تهیه و گزارش از کانادا به ایران رفته بود که به این سرنوشت دچار شد.  وی اکنون وارد صحنه شده وتهدیدارسال کنندگان پیام های کوتاه تلفنی و اینترنتی را تهدید به  تعقیب و محاکمه کرده است .

 

 حال چگونه است که دختر خانم بیتا ریاضتی  که مقیم ملبورن  دراستر الیاست مدعیست که دانشجوی فوق لیسانس خبررسانی می باشد برای تهیه گزارش به روستای کشه در دامنه ی زاگرس به شهر ستان نطنز رفته بود . آنگونه فیلم و گزارش و مصاحبه تهیه کرده  و از رادیو فارسی  اس بی اس (SBS)  در دو نوبت پخش و تبلیغ شد که در این روستا نه  اینکه هیچ نا رسائی و کمبودی نیست ، بلکه اینترنت هم وجود دارد که خبری از سانسور و ممیز گی و فیلتر گذاری هم در کار نیست . البته مصاحبه شوندگان مقیم این روستا همه تشریح کردند اهالی این روستا دو زیست می باشند . یعنی هم در تهران و اصفهان وهم در روستای کشه  مقیم می باشند و افزوده شد هر چه در تهران هست در این روستا هم موجود می باشد. البته گفته نشد  برای چه اهالی دو زیست هوای سالم وخوش آب و هوای روستا را رها کرده و ترجیح داده اند به تهران بروند که چندین روز است اخطار آلوده بودن هوای تهران داده شده است. حال بماند که در 30 سال گذشته چند در صد روستا ها از سکنه تخلیه شده اند و اهلی به شهر های همجوار روستا ها یا شهر های بزرگ  کوچ اجباری کردند و تبدیل به خوش نشینان یا ساکنین حلبی آباد ها و حاشیه نشینان شهر ها شده اند که از همه گونه امکانات خدماتی و رفاهی محروم می باشند که اثبات کننده ی خلاف نکته نظرات تبلیغات مصاحبه شوندگان با بیتا ریاضتی  گزارشگر  می باشد که از رادیو فارس اس بی اس (SBS) پخش شد.

 

البته مشابه همینگونه تبلیغات و به شیوه ی دیگر از بخش دوم رادیو صبح یکشنبه  شما 13 دسامبر در سیدنی با بنام دیگه چه خبر پخش شد. یعنی پس از اینکه ابتدای برنامه  مدتی نوارضبط شده گیر کرد و هیچگونه صدائی از رادیو پخش نشد . چون فروزان شیرازی پس از 10 سال هنوز مبتدی می باشد ونمی داند به جای اینکه چندین بار باتفاق همسرش دوتائی سلام های تکراری وبی مورد پخش کنند لا اقل چند ثانیه از  بر نامه بطور  زنده  بدلیل مشکل پیش آمده عذر خواهی از شنوندگان کند..  البته وقتی هدف و انگیزه ی نهائی پول باشد بهتر از این نمی شود . زیرا که مسئولیت رسانه ی خبری بودن گذشته از اینکه تخصص نیاز دارد می بایست یک نوع علاقمدی و احساس مسئولیت نیز نسبت به و ظیفه و پخش برنامه های تهیه و چگونگی پخش شان وجود داشته باشد . ولی اگر قرار باشد تبدیل به بلند گوی تبلیغاتی سالن چلو کبابی آنا هیتا و فروشگاه مواد غذائی  بهارحامی رژیم جمهوری اسلامی وتبلیغ سفر به ایران شود. یا دعوت و تبلیغ از خوانندگان لوس آنجلسی باشد.  طبیعی است که تبدیل به آش شله قلمکار می شود  که نه مزه ونه بوو نه خاصیت دارد .

 بهر حال یکساعت اول برنامه ی این رادیو محور یک تفسیر خبر و بازگوئی گزیده خبرهای هفتگی بدون تحلیل و تفسیر خبرگزاری های رژیم جمهوری اسلامی   یا بلندگوهای فارسی زبان  رله کنده ی برون مرز می باشد که از همین خبر گزاری های رژیم خبر دریافت و مخابره می کنند. البته  پخش چند خبر از استرالیا هم  چاشنی می شود . در بین برنامه چند آهنگ و آگهی تبلیغاتی پخش می شود تا که نوبت به برنامه ی قسمت دوم برسد که مجریانش دو برادر بنام  مانی و احسان هستند که دیر آمده اند و زود هم می خواهند معروف و مشهور  و البته پولدار هم شوند که تصور می کنند خیلی حرفه ای می باشند و خیلی برنامه های جذاب و پر محتوا و کیفی و متنوع و گیرا  هم تهیه می کنند . در صورتی که خودشان  اعتراف می کنند که ممکن است آخرین برنامه اشان باشد یا اگرچنانچه حمایت مالی شود. ممکن است که تا 10سال دیگر هم طول  بکشد . یعنی همانگونه که اشاره شد انگیزه وهدف صد در صد مادیست و ادعای ایرانی کردن انحرافی و بازار گرمی و بقول معروف روغنش را زیاد کردن می باشد.

بهررو مجری رادیو پس از تبلیغ کردن برای فروشگاه  بهار که هزینه ی مالی نیم ساعت  برنامه ی رادیو را می پردازد .کلی گرد وخاک  برپا کرد که مصاحبه ی استثنائی دارد که سپس  معرفی اش کردبا سرابی 81 ساله  است که 10 سال پشت خط رادیو است که به تلفن ها جواب می دهد و اخبار رادیورا تهیه و تنظیم می کند . البته موقع تماس تلفنی گفته شد که ساعت 2 نیمه شب است که  با سرابی  گفتگو شده و وی گفت شبانه روز فقط 2 ساعت خواب دارد و مابقی اوقات در پای اینترنت ردیابی خبری می کند . وی گفت همه خبر گزاری های فارسی زبان خارجی  خبر را از خبرگزاری فارس رژیم جمهوری اسلامی  می گیرند وافزود که وی همچون احسان که می گوید هفته ای 400 خبر را دنبال می کند اینقدر نمی تواند خبر جمع آوری کند . همنینطور گفت که گاهی تیتر خبر ها را که نگاه می کند متوجه محتوا می شود و نیاز نیست که بطور کامل خبر را بخواند.

سرابی  گفت که قبل ز اینکه 1997 به سیدنی بیاید دو سال در پاکستان بوده که در آنجا هم همین کار پیگیری خبری را دنبال می کرده است . ادامه داد پس از ورود به سیدنی در همه جلسات ایرانی ها حضور داشته و ساکت و خاموش و ناظر می نشسته تا اینکه با کسان دیگر رادیو آزمایشی ایران را که هفته ای یک ساعت درسیدنی برنامه داشت جزو دست اندرکارانش  بود. ولی چون هزینه ی رادیو بالا بود قادر به تأمین و ادامه اش نبودند تعطیل و بسته شد . پس از آن در کانون آذری ها جلال دستیاری را پیدا می کند و از آن پس تلفنچی پشت خط رادیو صبح یکشنبه با شما شده است. چیزی بیشتری در موردش گفته نمی شود جز اینکه نقل قول شود که  گفته می شود گرایش به حزب توده دارد .

 

بالاخره کلی گپ زدن و بهم دیگر نان قرض دادن و هم دیگر را بقول معروف تحویل گرفتن وهندوانه بر زیر بغل هم گذاشتن و تعریف و تمجید از هم دیگر کردن نوبت به مصاحبه ی بعدی رسید که با یک خانم گزارشگر تبلیغات غذائی شبکه ی  تلویزیونی  کانال اس بی اس (SBS)  است که گفتگو  به زبان انگلیسی پخش شد که پیرامون غذاهای ایرانی به خصوص تأکید برروی تبلیغ کردن این برنامه "دیگه چه خبر" از تلویزیون برای معروف و مشهور شدن متمر کز شد . در نهایت جلب  مشتری خارجی بیشتر برای سالن غذا خوری آناهیتا می باشد . بالاخره قرار است که ایرانی اینگونه معروف شود و پرونده ی ننگین حاکمان ایران که برای پنجاه و پنجمین بار در مجمع عمومی سازمان  ملل به بخاطر نقض حقوق بشر محکوم شد با اینگونه تبلیغات مضحک سفید وپاک شود.

بگذریم  پس از کلی تبلیغات از غذا و ته دیگ وآشپزی ایرانی در پایان مجری قول داد که هفته آینده مصاحبه ای پخش خواهد شد که مربوط به پدر و پسر استرالیائی می باشد که 4 سال پیش به ایران سفر کردند که چقدر هم از ایران تعریف می کنند.

یعنی در همان کشوری که اخیراً دست راست  یک متهم سارق در زندان کرمانشاه قطع شد . البته بدون آنکه گفته شود که ریشه و علت دزدی در جامعه چیست؟  یا اینکه پس از اینکه اگر این متهم یک دست داده از زندان آزاد شد چکار می خواهد بکند تا که بتواند شکمش را سیر کند تا که دوباره مجبور به دزدی مجدد نباشد تا دست یا پایش قطع نگردد؟

یا در کشوری که  در زندان کهریزک کرج که تعداد 18 زن نگون بخت زندانی شده که به دلیل کمبود فضاوجا در بنگال های فلزی مسدود  در گرما نگهداری می شدند که در اثر بیماری وعدم توجه و رسیدگی به این نگون بختات زنده زنده مردند تا اجسادشان  آنقدربوی تعفن و گند  به خود گرفته بود که چون صدای اعتراضی بقیه ی زندانیان نسبت به بوی تعفن اجساد بلند شده بود گند این جنایات ضد انسانی در آمد.

 

اما مورد خبر بعدی پایانی  مربوط به پخش اطلاعیه سازمان همبازی با ایرانیان از رادیوهای فارسی زبان است که گفته شد در این سازمان  یک نشست به رسانه های  گروهی ایرانیان سیدنی و نمایند گان دو مدرسه ی اندیشه و در راید سیدنی  که مدرسین و والدین و دانش آموزان شان مسافران رفت و برگشت به ایران می باشند . همچنین نام های عجیب و غریب  نویسندگان وهنرمندان  وسازمان سینمائی  و انجمن هنری و .... حضور داشتند که اسامی برخی از اینان برای اولین بار شنیده می شد .  گفته شد هدف و پیام این نشست این بوده است تا که سازمان همبازی ایرانیان بیشتر به جامعه ی ایرانیان  و استرلیائی معرفی و شناسانده شود که همه بدانند این سازمان همبازی ایرانیان چگونه تبدیل به چلوکبانی و ساندویجی سیار و مجری و مخترع برگزاری تجمع و حضور جمعی در پارک  شده است؟ البته معلوم نیست چگونه آگاهی برای ایرانیان این جلسه که  بر گزارشد مورد دف بود که نه اطلا عیه ی  دعوت عمومی  داده شد، نه اینکه   حتی خبرش هقبل از نشست پخش و اعلام  شده بود!

 

البته در حقیقت  پیام این است  اینگونه نشست وحضور در پارک هاوهمه مشکلات و معضلات مردم  داخل ایران که ایرانیان خارج  از کشور و به خصوص استرالیاباید از ایران بدانند یا در این سازمان برای بازی  تخته نرد شرکت کنند یا کتاب های سفارشی و ارسالی چاپ ایران با عضویت و پرداخت حق عضویت دریافت کنند. یا در جشن ها و پارتی های درون  پارک های دولتی با خرید کباب و ساندویج خلاصه شده است. ناگفته نماند همانگونه در مورد هدف دو اخوی نیما و احسان ورادیو شان گفته شد  اینگونه تبلیغات جنبه ی مادی  دارد . از طرف دیگر معرکه گیران سازمان همبازی با ایرانیان غیر سیاسی کردن جامعه ی ایرانیان وگسترش آن از نظر کمیت برای تقاضای امکانات مالی بیشتر از دولت  استرالیا می باشد .

 

درپایان حال توقع دارید با اینگونه نابغه  های دو آتشه وطن پرستانی که میزان ارزیابی ا شان از دوستی وطن ومردم وفرهنگ وتاریخ وهنرش  در دلار و منافع شخصی خلاصه می شود .چرا نباید  فضا در داخل کشور آنگونه منقبض گردد که علی خامنه ای ولی فقیه که از حمایت مستقیم سپاه پاسداران بر خوردار می باشد . سید محمد خاتمی را شاه سلطان حسین بی عرضه خطاب کند و نگوید که ملت شاه سلطان حسین نمی خواهد. بلکه ژنرال های پاسدار با حکومت نظامی و بمب اتم می خواهد تا اسرائیل را نابود کند وساختار مدیریت جهان را تغییردهد.

یک ایرانی

نوزدهم دسامبر -2008 برابر 29 آذر سال - 87