نقد و بررسی " ذوق زده نشويد ! (يادداشت روز("روز نامه ی کیهان سه شنبه 29 بهمن ماه سال 1387
"پاسدار حسین شریعتداری برای ماستمالی کردن طرح ترور خاتمی و یشنهاد مذاکره با اباما که در سخنرانی پاسدار احمدی نژاد در روز 22 بهمن ایراد شد. اکنون از موضع افتخار با دشمنی کردن با آمریکا وارد میدان شده است "
مگر نقش آرایشگر غیر از سر وسامان دادن به موهای آشفته و پریشان وکم مو می باشد . یا تزئین وآرایش عروس خانم است تا که خوشگل و قشنگ و زیباتر تر شود . یا اینکه پیر زنان را تبدیل به دو شیزگان جوان کند؟
یا اینکه مگر وظیفه نقاش و تعمیر گر ساختمانی لکه گیری مکان های ضربه دیده و ترمیم وبازسازی ونوسازی کردن ساختمان نمی باشد ؟
همینطور مگر نقش رفو گر نیز پوشاندن وتعمیر کردن سوراخ و سمبه ها و پاره شدگی ها نمی باشد ؟
همانگونه که مگر وظیفه بنگاه های ملکی و خود رو به شیوه ای دیگر تعریف و تمجید کردن ازملک وخودروی آماد ی فروش به مشتریان نمی باشد؟ البته دلالان وواسطه گر ان برای د ریافت حق کمیسیون و دستمزد خود نوعی دیگری چانه زنی می کنند.
صدا لبته که دکترها هم برای درمان بیماران پس از معاینه و تشخیص مرض نسخه ی داوا و درمان برای بیمار تجویزمی کنند . البته هرچه وضعیت بیمار وخیم تر باشد وظیفه ی درمان دکتر هم سخت تر می شود . حال اگر بیمار مبتلا به بیماری رشد کرده ی بد خیم سرطانی علاج نا پذیر مواجه شده باشد . دیگر جای درمان اساسی بیمار، دکتر فقط تلاش برای به تأخیر انداختن زمان مرگ بیمار ونه درمان برای بهبود ش می باشد.
اکنون داستان سرباز جو حسین شریعتمداری پرونده و سناریو تواب ساز و کیفر خواست صادر کن می باشد که برای ماستمالی کردن سخنان پاسدار گماشته احمدی نژاد در میدان آزادی که در روز 22 بهمن ایراد شد وارد صحنه شده است و با دادن عنوان دکتر و رئیس جمهور محترم و... به پاسدار گماشته احمدی نژاد تقاضا کردن مذاکره وی با آمریکا را با کوشش مذبوحانه کردن و با تعبیر و تفسیر و برهان بازجوئی – پاسداری – حوزوی رائه کردن می خواهد تا آن را وارونه توجیه کند . زیرا که ریش خودش گیر است . برای اینکه تازگی ها پس از اینکه خاتمی وارد صحنه ی رقابت ریاست جمهوری دوره ی دهم شده است که می تواند رقیب جدیبرای پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد باشد. سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری برای زهر چشم گرفتن و ترساندن خاتمی کشف کرده است که آمریکا در شرف تدارک طرح ترور و کشتن خاتمی به شیوه ی بی نظیر بوتو است.
بنابراین پیشنهاد مذاکره با طراح قتل رئیس جمهور سابق خاتمی که بقول این پاسدار سربازجو آمریکا می خواهد با ترور خاتمی هزینه ی سنگینی را به رژیم تروریستی آخوندی تحمیل کند؛ نه هیچگونه قرابتی با ادعای پیشنهاد مذاکره با آمریکا سازگاری ندارد، بلکه ضد ادعای مبارزه با شیطان بزرگ است که اکنون دشمن طرح قتل رئیس جمهور سبق خاتمی را هم دارد.
مخصوصاً که سربازجو یادداشت روز تأکید کرده است که در برابر پیشنهاد مذاکره با آمریکا از سوی پاسدار گماشته احمدی نژاد شرکت گنندگان شعارمرگ بر آمریکا سر دادند . همچنین به نقل از خبر گزاری ها افزوده است که پاسدار احمدی نژاد گماشته تصمیم گیر در مورد مذاکره کردن با آمریکا نمی باشد. پس به قاتل پیشنهاد مذاکره دادن منتفی است و صرفاً جنبه ی تبلیغات انتخاباتی دارد که بصورت شیادانه بیان می شود تا فرصت سوزی بیشتری برای پیگیری پروژه ی هسته ای در بستر تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای حاصل شود . همینطور مانع از بهره گیری تبلیغاتی رقیب دوم خردادی از آمریکا به نفع خود در برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی – انتصابلتی – تقلباتی دوره ی دهم شود.علی الخصوص اینکه رقیب دوم خردادی پیوسته متهم به همسوئی و همکاری با دشمن آمریکا ودستگاه اطلاعاتی آن شده است ودر برگزاری نمایش خیمه شب بازی مجلس دکوری و کمدی و انتصابی هشتم نامزدان دوم خردادی ها به دلیل عدم درک دشمن شناسی و مخدودش کردن مرز با دشمن آمریکا بصورت گله ای – فله ای از سوی شورای نگهبان بفرمان فتوای حکومتی رهبر لوطی جماران رد صلاحیت شدند.
.بالاخره سربازجو حسین شریعتمداری پس از سفسطه گری حوزوی ونقل قول کردن گزینه ی های دست چین شده ی مطبوعات خارجی که پیرامون سخنرانی پاسدار گماشته و چاقوکش احمدی نژاد ومربوط به پیشنهاد مذاکره به اوما ست که در 22 بهمن در میدان آزادی بیان شد . اکنون برای سر وته بهم آوردن این گلابزدگی و درست پس از چند روز سپری شدن از سرمقاله نویس ورق پاره ی جمهوری ا سلامی حکومتی که معتلق به رهبر لوطی جماران است که سخت به پاسدار احمدی نژاد گماشته انتقاد کرد که چرا وارد حریم اختیارات لوطی جماران شده ای و پا یت را برتوی کفش وی کرده ای که پیشنهاد مذاکره به آمریکا دادی در صوریکه در چاروب اختیرات و حیطه ی مسئولیت تو نمی باشد ؟
اکنون سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری که به دلیل طراحی و بیان ترور خاتمی ورقم زدن سرنوشت مشابه ی خانم بی نظیربوتو برای وی که سخت بر زیر تیغ انتقاد و فشار می باشد. لذا مجبور شده است برای برون رفت از فشار و تبرئه کردن پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش وبا اعتراف به سیاست آشکار صدور تروریسم وبنیاد گرائی به منطقه و اذعان سیاست پیشبرد دخالت گری در امور داخلی کشور های منطق ی خاورمیانه و اعتراف به عامل اصلی بحران و جنگ افروزی و ناامن سازی و بی ثبات کردن منطقه که فریاد زده است فقط رژیم تروریستی آخوندی می باشد . همچنین با تأکید مبنی بر پرچمدار مبارزه و دشمن آمریکا در منطقه و جهان داشتن و افتخار به آن کردن ا چنین با نقل قول کردن ها وچاشنی نمودن گفته های لوطی جماران، تحلیل ارائه داده است :
"اما نکته در خورتوجه آن که محافل سیاسی و رسانه ای غرب اگرچه می کوشیدند اظهارات دکتراحمدی نژاد را نشانه تغییر در سیاست خارجی ایران و پاسخی مثبت به شعار تغییر باراک اوباما قلمداد کنند ولی به گونه ای تلویحی و برخی نیز با صراحت این دو گزینه که «تصمیم نهایی برعهده رهبری است» و «احمدی نژاد به عنوان یک انقلابی مسلمان و اصولگرا تابع نظر رهبر است» را کنار یکدیگر نهاده و نتیجه می گرفتند که اولا نباید انتظار تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران-مخصوصاً درباره آمریکا- را داشته باشند و ثانیاً؛ از تاکید احمدی نژاد بر قیدهایی نظیر، «احترام متقابل»، «عادلانه»، «تغییر استراتژیک در سیاست آمریکا و نه تغییر تاکتیکی» و... به این نتیجه می رسیدند که منظور رئیس جمهور کشورمان از آمادگی برای مذاکره با آمریکا، آنگونه که در نگاه اول به نظر می رسد نیست و نمی تواند به مفهوم دست کشیدن از سیاست رسماً اعلام شده جمهوری اسلامی ایران باشد. و اما، همانگونه که دشمنان بیرونی دریافته و به آن پرداخته اند، تصمیم درباره مذاکره با آمریکا برعهده رهبرمعظم انقلاب است و یکی از برجسته ترین و قابل تقدیرترین ویژگی احمدی نژاد، پیروی بی چون و چرای او از رهبرمعظم و تلاش در بستر گفتمان امام و انقلاب است. بنابراین، به آسانی می توان نتیجه گرفت که اظهارات روز 22بهمن ایشان، اگرچه باید دقیق تر و حساب شده تر ادا می شد تا سوءاستفاده دشمنان بیرونی را در پی نداشته باشد ولی بدون کمترین تردیدی، مقصود رئیس جمهور کشورمان نرمش در مقابل آمریکا و یا حساب باز کردن روی شعار «تغییر» اوباما نبوده است. چرا که «مذاکره با آمریکا»، «نیاز» آمریکاست که سعی دارد آن را با عنوان «امتیاز» بفروشد! با این حال اشاره به نکته ای دراین میان ضروری به نظر می رسد؛ سه سال قبل، نگارنده طی یادداشتی درباره مذاکره با آمریکا نوشته بود «مقاومت 27 ساله -تاریخ یادداشت 3 سال پیش است- جمهوری اسلامی ایران در برابر باج خواهی و زورگویی آمریکا و متحدانش، ایران اسلامی را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهانی و یک الگوی موفق برای حرکت های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه تبدیل کرده است به گونه ای که امروزه، نهضت های اسلامی در جهان اسلام با الهام گرفتن از ایستادگی و مقاومت ایران اسلامی به حرکت خود ادامه می دهند و جمهوری اسلامی ایران را عقبه استراتژیک و نمونه موفق و پیشتاز برای جنبش های مقاومت می دانند، انتفاضه فلسطین از مقاومت ایران در مقابل آمریکا و متحدانش ریشه گرفته، حزب الله لبنان، حرکت اسلامی در بحرین، پیروزی اسلامگرایان در ترکیه و الجزایر، مقاومت اسلامی در افغانستان، رویکرد به مبانی اسلام انقلابی در عراق و... که امروزه عرصه را بر آمریکا و متحدانش تنگ کرده اند، همگی با نگاه به الگوی ایران اسلامی شکل گرفته و به حرکت خود ادامه می دهند... هدف آمریکا از مذاکره با ایران، ابلاغ این پیام -بخوانید توهم- به حرکت های اسلامی در تمامی جهان است که ایران نیز بعد از سالها مقاومت چاره ای جز تسلیم در برابر آمریکا نداشته است! و بالاخره-و فصل الخطاب- نگاه حکیمانه و مستدل رهبرمعظم انقلاب است که دراین باره می فرمایند؛ «ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه های کشور خود و کشورهای همسایه و با مشورت با صاحب نظران عمده و دارای رأی، به این نتیجه می رسیم که نه فقط رابطه با آمریکا، بلکه مذاکره با دولت آمریکا امروز برخلاف مصالح ملی و منافع ملت است، این یک نظر متعصبانه نیست، این یک اندیشه و فکر است، بررسی شده و با ملاحظه همه جوانب است. مذاکره با آمریکا- چه در قضایای کنونی و چه در مسائل دیگر- به معنای باز کردن باب توقعات و طلبکاریهای آمریکاست. «مذاکره مشکلی را حل نمی کند. دولت آمریکا صریحاً با نظام اسلامی، هویت اسلامی و ایمان اسلامی مردم ما اعلام مخالفت کرده است. علتش این است که اسلام موجب شده تا این ملت در مواضع خود مستقر و ثابت باشدو پا بر جا بایستد و تسلیم آنها نشود. هدف آمریکا این است که سیطره خود را که در دوران رژیم منحوس پهلوی- بخصوص در سی سال آخر آن رژیم- بر همه جای کشور گسترده بود، دوباره برقرار کند. معلوم است که ملت ایران بعد از این انقلاب عظیم، بعد از این همه فداکاری و قهرمانی و بعد از این همه شهادتها، تسلیم چنین زورگویی نخواهد شد. نخیر، مذاکره هیچ مشکلی را حل نمی کند »"
در خاتمه اینکه رئیس جمهور آمریکا و سایر دولت مردان آمریکائی دیگر منتظر چه هستند وچه چیزی را از درون رژیم ترروریستی آخوندی دنبال می کنند که پس از 30 سال هنوز به آن نرسیده و هنوز منتظر و حیران به دریافت آن چشم دوخته اند که تصور می کنند انشاء الله گربه است؟ مگر از این شفاف و عریان تر می توان تأکید بر دشمنی با آمریکا را به نمایش گذاشت که به عنوان پرچمدار این دشمنی در جهان به آن افتخار هم شده است ؟ مشروط بر اینکه از لوطی جماران نقل قول شده که نه ملت ، بلکه دولت با آمریکا می تواند مذاکره کند تافشار بررویش بیاورد که فشار برروی رژیم تروریستی آخوندی را اهش دهد وکمتر کند . همینطور بحران ایران به درون دولت آمریکا منتقل شود. زیراکه اینگونه سیاست تجربه شده ی 30 ساله است که موجب ماندگاری رژیم ضد بشری و تروریستی آخوندی شده است و کلید رمز آنهم از زمان اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان سل 58 در تهران شروع شد که موجب سقوط دولت موقت بازرگان وقدرت گیری آخوند ها و پاسداران شد که تا حال ادامه یافته است . بنابراین این رژیم تغییر و اصلاح ناپذیرکه اعتماد مردم ایران را از دست داده ونامشروع شده است نیاز شدید به اهرم تبلیغاتی دشمنی و مبارزه با آمریکا برای خاموش کردن صداهای معترض و ناراضیان داخلی اش دارد . برای همین است اکنون جنگ سخت قدرت و انباشت هرچه بیشتر ثروت باندی و جناحی اوج گرفته و طرح ترور خاتمی از سوی آمریکا مطرح شده است . به خصوص اینکه رژیم تروریستی آخوندی در منطقه و جهان منزوی شده است و جو نارضایتی عمومی هم بسیار بالاست . لذا چون تلاش گسترده برای دسترسی به سلاح هسته ای برای تضمین بقا وادامه اهداف جهان گشا یانه اش می کند پس خیلی زیاد هم نیاز به اعمال سیاست چندگانه ی فرصت سوزی برای دسترسی به بمب اتمی با غرب به خصوص آمریکا دارد که از طریق لابی های دو جانبه دنبال می شود . بنابراین بی جهت نیست که پیام های متناقض برای اوبا ما رئیس مهور آمریا ارسال می شود . اما اوباما رئیس جمهور آمریکا می بایست به جای دنبال کردن سیاست شکشت خورده ی مماشت گری و مذاکره ی علنی و پنهانی 30 ساله، تلاش برای تغییرات دمکراتیک در ایران کند که کلید راه حل مشکل مردم ایران و منطقه ورفع هرگونه احتمال خطر آینده ی جهان در صورت دسترسی به بمب اتمی حکامان ایران می باشد.
هوشنگ – بهداد
روز نامه ی کیهان سه شنبه 29 بهمن ماه سال 1387
ذوق زده نشويد ! (يادداشت روز(
اشاره رئیس جمهور محترم کشورمان به آمادگی ایران برای مذاکره با آمریکا که در سخنرانی مراسم 22بهمن امسال مطرح شده بود بازتاب گسترده ای در محافل سیاسی و رسانه ای غرب داشت و با تحلیل ها و تفسیرهای فراوانی که هنوز هم ادامه دارد، روبرو شد. آقای دکتراحمدی نژاد در بخشی از سخنان خود با اشاره به اظهارات باراک اوباما درباره تغییر سیاست خارجی آمریکا و حرکت در مسیر مذاکره با ایران، گفته بود «بسیار روشن است که تغییر واقعی باید بنیادین باشد نه تاکتیکی. ملت ایران از تغییرات حقیقی استقبال می کند. ملت ایران آماده گفت وگوست، اما گفت وگو در فضای عادلانه و احترام متقابل.»
به نظر می رسد آقای احمدی نژاد در پی آن بوده است که ترفند رئیس جمهور جدید آمریکا را بی پاسخ نگذارد و با تاکید بر دو قید «عادلانه» و «احترام متقابل» که در قاموس دولت های آمریکا مفهومی ندارد، چهره واقعی آمریکا را نزد افکارعمومی جهانیان برملا سازد. این انگیزه قابل احترام است، اما با عرض پوزش باید گفت اظهارات رئیس جمهور کشورمان برخلاف انگیزه انقلابی ایشان و انتظاری که داشته اند «بازی در میدان دشمن» بوده است و لازم است به گونه ای هوشمندانه و بی درنگ جبران شود تا این توهم و تصور غلط را پدید نیاورد که انگار جمهوری اسلامی ایران در مواضع انقلابی، منطقی و عزتمندانه خود تجدیدنظر کرده است!
ساعتی بعد از پایان سخنرانی آقای احمدی نژاد، رسانه ها و محافل سیاسی غرب اظهارات ایشان درباره آمادگی برای مذاکره با آمریکا را نشانه تجدیدنظر ایران در مواضع قبلی ارزیابی کردند اما در همان حال بر این نکته نیز تاکید داشتند که تصمیم درباره مذاکره با آمریکا برعهده رئیس جمهور نیست و از سوی دیگر با اشاره به شعارهای «مرگ بر آمریکا» که در تمامی طول مراسم و حتی هنگام سخنرانی آقای احمدی نژاد بر زبان مردم بود و یا روی پلاکاردهای بزرگ نقش بسته بود، نتیجه می گرفتند، نمی توان به اعلام آمادگی رئیس جمهور برای مذاکره با آمریکا امیدبست.
روزنامه اسپانیایی «ال پائیس» از قول خبرنگار خود که در مراسم حضور داشت، نوشت؛ «محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اعلام کرد براساس احترام متقابل برای مذاکره با آمریکا آماده است. رئیس جمهور ایران اعلام کرد کشورش از هرگونه تغییر واقعی در این خصوص و نه صرفاً تاکتیکی استقبال می کند اما، این بار از واشنگتن نخواست به علت جنایاتی که درگذشته علیه ایران مرتکب شده، عذرخواهی کند یا نیروهای خود را از سراسر جهان عقب بکشد.»!
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس نیز اعلام آمادگی ایران برای مذاکره با آمریکا را بلافاصله روی خروجی خود گذاشت و تحلیلی مشابه ال پائیس به آن اضافه کرد. این خبرگزاری در بخشی از گزارش خبری خود آورده بود؛ «البته تصمیم نهایی در دست آیت الله خامنه ای رهبر برجسته ایران است و ایشان تاکنون سخنی در این باره نگفته اند.»
روزنامه آمریکایی واشنگتن پست نوشت؛ ایران برای انجام مذاکره با آمریکا علامت می فرستد! و روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز اعلام کرد؛ ایران به پیشنهاد مذاکره اوباما، پاسخ مثبت داد.! روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور ضمن استقبال از سخنان رئیس جمهور کشورمان، ناامیدی خود را اینگونه اعلام کرد که؛ علی رغم اظهارات احمدی نژاد، ایرانیان همچنان شعار مرگ بر آمریکا سر می دهند و روزنامه الحیات نوشت؛ تغییر لحن رئیس جمهور ایران طی 30 سال گذشته بی سابقه است! و...
سایر خبرگزاری ها و رسانه های آمریکایی و اروپایی و برخی از رسانه های منطقه نیز تفسیرهای مشابهی داشتند که پرداختن به همه آنها غیرضروری و بیرون از محدوده این نوشته است.
و اما نکته در خورتوجه آن که محافل سیاسی و رسانه ای غرب اگرچه می کوشیدند اظهارات دکتراحمدی نژاد را نشانه تغییر در سیاست خارجی ایران و پاسخی مثبت به شعار تغییر باراک اوباما قلمداد کنند ولی به گونه ای تلویحی و برخی نیز با صراحت این دو گزینه که «تصمیم نهایی برعهده رهبری است» و «احمدی نژاد به عنوان یک انقلابی مسلمان و اصولگرا تابع نظر رهبر است» را کنار یکدیگر نهاده و نتیجه می گرفتند که اولا نباید انتظار تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران-مخصوصاً درباره آمریکا- را داشته باشند و ثانیاً؛ از تاکید احمدی نژاد بر قیدهایی نظیر، «احترام متقابل»، «عادلانه»، «تغییر استراتژیک در سیاست آمریکا و نه تغییر تاکتیکی» و... به این نتیجه می رسیدند که منظور رئیس جمهور کشورمان از آمادگی برای مذاکره با آمریکا، آنگونه که در نگاه اول به نظر می رسد نیست و نمی تواند به مفهوم دست کشیدن از سیاست رسماً اعلام شده جمهوری اسلامی ایران باشد.
و اما، همانگونه که دشمنان بیرونی دریافته و به آن پرداخته اند، تصمیم درباره مذاکره با آمریکا برعهده رهبرمعظم انقلاب است و یکی از برجسته ترین و قابل تقدیرترین ویژگی احمدی نژاد، پیروی بی چون و چرای او از رهبرمعظم و تلاش در بستر گفتمان امام و انقلاب است. بنابراین، به آسانی می توان نتیجه گرفت که اظهارات روز 22بهمن ایشان، اگرچه باید دقیق تر و حساب شده تر ادا می شد تا سوءاستفاده دشمنان بیرونی را در پی نداشته باشد ولی بدون کمترین تردیدی، مقصود رئیس جمهور کشورمان نرمش در مقابل آمریکا و یا حساب باز کردن روی شعار «تغییر» اوباما نبوده است. چرا که «مذاکره با آمریکا»، «نیاز» آمریکاست که سعی دارد آن را با عنوان «امتیاز» بفروشد! با این حال اشاره به نکته ای دراین میان ضروری به نظر می رسد؛ سه سال قبل، نگارنده طی یادداشتی درباره مذاکره با آمریکا نوشته بود «مقاومت 27 ساله -تاریخ یادداشت 3 سال پیش است- جمهوری اسلامی ایران در برابر باج خواهی و زورگویی آمریکا و متحدانش، ایران اسلامی را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهانی و یک الگوی موفق برای حرکت های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه تبدیل کرده است به گونه ای که امروزه، نهضت های اسلامی در جهان اسلام با الهام گرفتن از ایستادگی و مقاومت ایران اسلامی به حرکت خود ادامه می دهند و جمهوری اسلامی ایران را عقبه استراتژیک و نمونه موفق و پیشتاز برای جنبش های مقاومت می دانند، انتفاضه فلسطین از مقاومت ایران در مقابل آمریکا و متحدانش ریشه گرفته، حزب الله لبنان، حرکت اسلامی در بحرین، پیروزی اسلامگرایان در ترکیه و الجزایر، مقاومت اسلامی در افغانستان، رویکرد به مبانی اسلام انقلابی در عراق و... که امروزه عرصه را بر آمریکا و متحدانش تنگ کرده اند، همگی با نگاه به الگوی ایران اسلامی شکل گرفته و به حرکت خود ادامه می دهند... هدف آمریکا از مذاکره با ایران، ابلاغ این پیام -بخوانید توهم- به حرکت های اسلامی در تمامی جهان است که ایران نیز بعد از سالها مقاومت چاره ای جز تسلیم در برابر آمریکا نداشته است!
و بالاخره-و فصل الخطاب- نگاه حکیمانه و مستدل رهبرمعظم انقلاب است که دراین باره می فرمایند؛
«ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه های کشور خود و کشورهای همسایه و با مشورت با صاحب نظران عمده و دارای رأی، به این نتیجه می رسیم که نه فقط رابطه با آمریکا، بلکه مذاکره با دولت آمریکا امروز برخلاف مصالح ملی و منافع ملت است، این یک نظر متعصبانه نیست، این یک اندیشه و فکر است، بررسی شده و با ملاحظه همه جوانب است. مذاکره با آمریکا- چه در قضایای کنونی و چه در مسائل دیگر- به معنای باز کردن باب توقعات و طلبکاریهای آمریکاست.»
و در جای دیگر تاکید می کنند؛
«مذاکره مشکلی را حل نمی کند. دولت آمریکا صریحاً با نظام اسلامی، هویت اسلامی و ایمان اسلامی مردم ما اعلام مخالفت کرده است. علتش این است که اسلام موجب شده تا این ملت در مواضع خود مستقر و ثابت باشدو پا بر جا بایستد و تسلیم آنها نشود. هدف آمریکا این است که سیطره خود را که در دوران رژیم منحوس پهلوی- بخصوص در سی سال آخر آن رژیم- بر همه جای کشور گسترده بود، دوباره برقرار کند. معلوم است که ملت ایران بعد از این انقلاب عظیم، بعد از این همه فداکاری و قهرمانی و بعد از این همه شهادتها، تسلیم چنین زورگویی نخواهد شد. نخیر، مذاکره هیچ مشکلی را حل نمی کند.
مذاکره با آمریکا، البته برای دولت آمریکا مفید است. با مذاکره، او جای پایی پیدا می کند تا بتواند خواسته های خود را بیشتر تحمیل کند و توقعات خود را انبوه تر بر سر این ملت و دولت بریزد. مذاکره موجب می شود که دولت آمریکا بتواند همین تهدیدهایی را که الان از دور می کند، همین توقعات بیجا و قلدرانه ای را که در مصاحبه ها و سخنرانیها می گوید، پشت میز مذاکره، با حجم بیشتر و با قدرت چانه زنی بیشتر، بر سر مسئولان کشور ما بریزد. معنای مذاکره این نیست که آمریکا حاضر باشد هویت این ملت را، نظام جمهوری اسلامی را، ایمان این مردم و مواضع آنها را به رسمیت بشناسد. آنها با این اساس مخالفند، آنها با حضور این مردم مومن مخالفند، آنها دنبال این هستند که همان روشهایی را که در دوران حکومت پهلوی اعمال می شد- همان فساد، همان تسلط و همان قاهریت- دوباره در این مملکت ایجاد کنند، این که با مذاکره حل نمی شود.»
حسین شریعتمداری