نقد و بررسی " بازسازى يا باج خواهى ؟!) يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه  14 اسفند ماه سال 1387

"اکنون هتاکی و متهم کردن رئیس جمهور مصر تبدیل به موضوع اصلی قلم بر دستان رژیم تروریستی آخوندی شده که چرا  تلاش برای آتش بس جنگ و باز سازی نوار غزه کرده است؟"

 

با به فراموشی سپردن مطالبات مردم ایران و نادیده انگاشتن وضعیت نا بسامان موقعیت دولت  جراحی و خراطی شده ، به خصوص وضعیت بحرانی اقتصادی و وضعیت طاقت فرسای معیشتی که  مردم ایران در آن قرار دارند. به ویژه دور زدن شریط رقابت انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم  و اعمال طرح و دسیسه های محدود و مهار کننده ی روش تبلیغات رقیب دوم خردادی ها که روز به روز فزون تر می شود ، در عوض  این روز ها در  یک سنفونی مشترک و برنامه ریزی شده مطبوعات حکومتی وابسته به لوطی جماران در راستای اهداف مشخص  فعال شده اند . چونکه اکنون  طلبه پاسدار یادداشت روز نویس  ورق پاره ی کیهان همچون ملای سر ممقاله نویس همتایش در ورق پاره ی حکومتی  جمهوری  اسلامی وارد میدان شده است و به نمایندگی از سوی مردم فلسطین  و اشک تمساح ریختن برای شان که چرا نماینده حماس در اجلاس شرم الشیخ مصر  حضور نداشته علیه اجلاس شرم الشیخ مصر قلمفرسائی نموده است.

 

عجیب است که  یکی نیست در رژیم تروریستی آخوندی پرسش کند که مگر شما سر یا ته پیازی می باشید که اشک ریزان ناشی از آب پیاز دلسور، تبدیل به  دایه نزدیک تر از مادر  برای  مردم  فلسطین شده اید و به خود تان حق  می دهید که  یکه تاز انحصاری وسخنگوئی و وکیل مدافع حماس و سا کنین نوار غزه  شوید؟

اما  مگرهمین حماس و سازمان جهاد اسلامی فلسطین  نبودند که تحریک  شدند تا که آتش بس با اسرائیل را بشکنند و به اسرئیل موشک پرتاب کنند تا مقدمه ی جنگ 22 روزه نوار غزه  فراهم شود؟ آیا همین زمینه سازی خیانت آمیز کافی نمی باشد که بیش از 1000 نفر کشته ی ساکنین  نوار غزه و بی خانمان شدن  ده  هاهزار فر شان بامیلیارد ها خسارات وارده که  بر جای گذاشت  تا که  هدف نهائی دشمنی با روند مذاکرات صلح خاور میانه پیش برده شود.؟از سوی دیگر مگر این جنگ افروزی 22 روزه ی نوار غزه تحمیلی از سوی  رژیم تروریستی آخوندی به ساکنین نوار غزه موجب نشد تا که جریان دست راستی ها در اسرائیل  برنده ی انتخابات شوند و قدرت را اینان بگیرند تا که شرایط روند مذاکرات با فلسطین را سخت تر کنند؟ یعنی همان خواست سران رژیم ترویستی آخوندی که  را دنبال می کردند اتفاق افتاد. برای  ایتکه در حقیقت این طرح ادامه ی  هما  نسیاست تکراری 3 دهه ی رژیم تروریستی آخوندی در منطقه می باشد . زیرا که با طراحی و پیگیری این سیاست بوده است که عرفات محاصره و موجب رشد و قدرت گیری حماس و تضعیف ساف شده است . چونکه حماس بال یا بازوی دیگر پیشبرنده ی اهداف رژیم تروریستی آخوندی در منطقه همچون حزب الله لبنان شده است.

 

پس بی دلیل نیست که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس همچون ملای سرمقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی بدون آنکه به نقش اساسی راه اندازی جنگ 22 روزه ی نوار غزه اشاره کند . یا اینکه بدون آنکه  توضیح دهد در پروسه ی جنگ 22 روزه نوار غزه سران رژیم تروریستی آخوندی به خصوص سپاه پاسداران چه کردند؟  یا تشریح کند که برای چه سپاه پاسداران ارگان سر کوبگر یا  زائده ی وصل به خودش بسیج را کفن پوش و راهی میدان کرد تا که در جلوی فرود گاه های کشور یا کنسول و دفاتر و سفارتخانه های کشور های مصر و عربستان واردن و برخی از کشورهای  اروپائی و آمریکا دست به تظاهرات و تحصن بزنند و فریاد مرگ سر دهند و پرچم این کشورها را آتش بزنند و مواد آتش زا بدرون ساختمان ها پرتاب کنند . مهمتر اینکه فریاد مسلح و به نوار غزه اعزام شدن سر دهند . بد تر اینکه جایزه ی میلیون دلاری برای  کشتن حسنی مبارک  که متهم به خیانت شده بود تعیین کنند  که چرا مصر  نوار غزه را باز نگذاشت تا که سپاه پاسداران بتواند از این  طریق ارسال مواد داروئی و غذائی ظاهراً انسان دوستانه،ولی  سلاح با نیرو به نوار غزه ارسال کند تا که دامنه ی جنگ گسترده شود و سراسر منطقه ی خاورمیانه را در بر گیرد . 

 

بنابراین اکنون رئیس جمهور مصر حسنی مبارک می بایست به چند اتهام مرتبط بهم محکوم شود. یکی اجازه ندادن به باز گشائی نوار غزه و گسترش دامنه ی جنگ نوار غزه به منطقه  در حین جنگ 22 روزه ی نوار غزه، اتهام  دیگر  تلاش برای آتش بس نوار غزه که حسنی مبارک با کمک پادشاه عربستان و اردن  پیگیری و عملی اش کرد . دیگری تشکیل نشست میان رهبران ساف و حماس بمنزله ایجاد وحدت ملی فلسطین در مصر . بالاخره اجلاس اخیر شر م الشیخ که برای باز سازی فلسطین بر گزارشد به خصوص برای باز سازی ویرانی های ناشی از جنگ 22 روزه که در نوار غزه رخ داد . لذا حسنی مبارک  رئیس جمهور مصر به اتهامات اشاره شده مورد محاکمه  ی طلبه پاسدار  یادداشت روز نویس غیر عرب و فلسطین واقع شده است  که  حتی  نه به مردم فسطین وبه مردم  کشور خودش، بلکه هم لباس و عمامه  خودش همچون خاتمی هم رحم نمی کند. بلی این طلبه پاسدار یادداشت روز نویس همچون همتای مقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی پیرامون اجلاس جدید شرم الشیخ بندهای گوناگون کیفر خواست اتهامی برای حسنی مبارک رئیس جمهور مصر تهیه و تنظیم و صادر کرده است:

 

در خاتمه اینکه آنچه که مشخص است و مو درزش نمی رود عدم حس انسان دوستی و نوع پرستی نسبت به مردم فلسطین در اینگونه معرکه گردانی ها می باشد. زیرا که باستناد 3 دهه تجربه ی خیانت به جنبش آزادیبخش ملی فلسطین کردن و خنجر از پشت به اینان زدن و تلاش های گسترده توطئه آمیز که برای ترور فیزیکی زنده یاد عرفات  می شد تا که حماس جایگزین ساف شود . لذاجای هیچگونه شک نسبت به نیت پلید سران رژیم تروریستی آخوندی  پیرامون چشم طمع به فلسطین دوختن باقی نمی گذارد که نا مفهوم باشد  پشت اشک تمساح ریزی برای حماس ریختن  چه اهداف شوم و ضد انسانی نهفته است ؟ زیرا که به بحران سازی و جنگ افروزی در منطقه ی خاور میانه و ناامن کردنش در راستای عبور از بحران پروژه ی هسته ای و دسترسی به سلاح هسته ای امکان پذیر  می شود. پس قابل فهم است که چرا طلبه پاسدار یادداشت روز نویس  بطور شفاف اعتراف کرده و لو داده  وگفته است که  موضع گیری های این چنینی و برخوردهای حذفی، ذره ای از انگیزه های الهی مقاومت را چه در بین مردم فلسطین و چه در بین مبارزین حماس کم نمی کند. ودر دنباله نقل قول کرده  است که  خالد مشعل- رئیس دفتر سیاسی حماس مجددا بر عنصر مقاومت فلسطینی تاکید می کند و می گوید: « به شما اطمینان می دهم که برادرانتان هرگز از گزینه مقاومت چشم پوشی نخواهند کرد، چرا که مقاومت یگانه گزینه راهبردی ما به شمار می رود و این یک تکلیف است. ما این تکلیف را تا باز پس گیری وجب به وجب خاک فلسطین اشغالی از چنگال صهیونیست های غاصب به جا خواهیم آورد.» یعنی اینکه سرمایه گذاری  بر  روی دامن زدن جنگی دیگر در خاورمیانه  از طریق حماس شده است . به خصوص اینکه پرونده ی قتل رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان در دادگاه لاهه گشوده است که ادامه ی آن می تواند  به دمشق و تهران به عنوان شرکای جرم این پرونده برسد . بنابراین برای  بی اعتبار کردن این پرونده و دادگاه  و خنثی  کردن بازتاب اجلاس باز سازی فلسطین در شرم الشیخ  نیاز به  اتهام زدن وهتاکی  به رئیس جمهور مصر کردن   و تلاش برای جنگ افروزی از سوی حماس و حزب الله لبنان ضروری می باشد.

هوشنگ – بهداد

روزنامه ی کیهان چهار شنبه  14 اسفند ماه سال 1387

بازسازى يا باج خواهى ؟!) يادداشت روز)

اجلاس به اصطلاح بازسازی غزه در حالی با مشارکت و حضور نمایندگان بیش از 80کشور و سازمان منطقه ای و بین المللی در شرم الشیخ مصر برگزار شد که در میان آنها نامی از دولت قانونی فلسطین- حماس- که نوار غزه به بهانه نابودی این جنبش  مورد هجوم ارتش رژیم صهیونیستی قرار گرفت، به چشم نمی خورد.

کشورها و سازمانهای شرکت کننده در اجلاس شرم الشیخ ظاهرا به منظور جمع آوری کمک و ارائه راهکارهای عملی برای بازسازی غزه دور هم جمع شده بودند اما بررسی مذاکرات و تحلیل اهداف این نشست می تواند  لایه های پنهان این جریان را آشکار کند.

1-مصر با حمایت مستقیم از رژیم صهیونیستی در حمله به نوار غزه و بستن گذرگاه رفح یکی از شرکای اصلی جنایات این رژیم در کنار سایر کشورهای منطقه که با سکوت مرگبار خود نشانه رضایت از فجایع غزه را بالا برده بودند، به شمار می آید.

علیرغم  مشارکت  در جنایات غزه، حسنی مبارک با نقاب صلح طلبی از روزهای نخست حمله ارتش اسرائیل به این باریکه، راه تلاش های سیاسی- دیپلماسی برای میانجیگری بین رژیم اشغالگر قدس و فلسطینی ها را  در پیش گرفت و هنگامی که نشانه های شکست اسرائیل در این جنگ قطعیت یافت، طرح برقراری آتش بس را مطرح کرد. از همان موقع، مبارک دنبال جلب حمایت سیاسی اروپا از مصر بود.

یکی از اهداف اصلی اجلاس شرم الشیخ، حمایت آشکار از طرح صلح رئیس جمهور مصر بود. متحدان اروپایی این کشور سعی کردند تا اعلام آتش بس یکجانبه از سوی رژیم صهیونیستی را نتیجه تلاش قاهره در این زمینه قلمداد کنند. حسنی مبارک نیز در نطق خود خواستار ادامه حمایت اروپا از طرح خود به منظور اجرای دیگر بندهای آن شد.

مصر در این اجلاس دنبال کسب امتیاز و تقویت وجهه سیاسی خود بود.

2- یکی دیگر از اهداف این کنفرانس، استفاده از آتش بس یک طرفه اسرائیل و زمینه سازی برای تبدیل آن به یک حرکت سیاسی به منظور تضمین عقب نشینی ارتش صهیونیستی طی چند هفته آینده و تلاش برای حصول مقاصد  این رژیم از عملیات غزه است. این اجلاس در حالی برگزار شد که رژیم کودک کش اسرائیل تا شب قبل از آن به حملات خود علیه مواضع حماس ادامه داده و کماکان مردم بی دفاع غزه زیر آتش جنگ افزارهای اسرائیلی قرار داشتند که البته رژیم اشغالگر به بهانه شرم الشیخ اعلام آتش بس کرد.

مقامات صهیونیستی بارها به شکست خود در جنگ 22روزه اعتراف کرده اند، اما این اجلاس درصدد آن است که اولا شرایط عقب نشینی کامل اسرائیل از مناقشه غزه را تا حد ممکن آبرومندانه کند و ثانیا پیش شرط هایی را جلوی پای مقاومت فلسطین قرار می دهد که پذیرش و تحقق آنان  به منزله تحقق  اهداف اسرائیل در نبرد غزه به شمار می آید.

سران اروپا عقب نشینی کامل از نوار غزه را مشروط به توقف مقابله به مثل حماس در پرتاب موشک به شهرک های صهیونیست نشین و پایان محاصره و بازشدن گذرگاهها را مشروط به جلوگیری از قاچاق اسلحه! کرده اند. «خلع سلاح مقاومت»  یعنی همان هدفی که رژیم صهیونیستی از حمله وحشیانه به غزه، ویرانی این منطقه و شهادت بیش از 1200زن و کودک و مجروح کردن بیش از 5000نفر به دست نیاورد، اکنون می خواهند در پوشش و به نام بازسازی غزه برای این رژیم دست و پا کنند.

جالب آنکه نخست وزیر انگلیس که دولتش علیرغم اعتراضات گسترده مردمی در محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی، تاکنون حتی از محکومیت لفظی این جنایات نیز خودداری کرده است، اظهار می کند؛ کشورهای اروپایی از جمله انگلیس آماده اند از امکانات نیروی دریایی خود برای جلوگیری از قاچاق سلاح به غزه استفاده کنند!

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز پا را از این فراتر گذاشته و «به رسمیت شناختن اسرائیل توسط حماس» را شرط «بازسازی غزه» که قاعدتا یک اقدام انسانی و اخلاقی به شمار می آید، می خواند!

3-سیاسی کردن مساله بازسازی غزه و مشروط کردن این اقدام انسانی به باج خواهی از ملت فلسطین و نماد مقاومت مردمی این سرزمین- حماس- و هم چنین عدول از آرمان ملی رهایی از 60سال اشغالگری، اتفاقی بود که در اجلاس شرم الشیخ چهره کریه خود را به مردم ستم کشیده و بی خانمان فلسطین نشان داد.

محاصره غزه، بستن گذرگاهها و پیامد آن 22روز جنگ و ویرانی و نسل کشی آشکار در این باریکه به منظور شوراندن مردم مقاوم فلسطین علیه گروههای مقاومت- به ویژه حماس- بود. به نظر می رسد موضوع بازسازی غزه و نزدیک به 5میلیارد دلاری که قرار است در این کار هزینه شود نیز با همین مقصود مورد بهره برداری قرار گرفته است.

پیام آشکار شرم الشیخ به ساکنان غزه آن است که اگر پولهای بازسازی زمین و خانه تان را می خواهید باید به گروههای مقاومت و جنبش حماس پشت کنید، چرا که تمام کشورهای کمک کننده تاکید کرده اند در بازسازی غزه فقط با تشکیلات خودگردان در رام الله تعامل خواهند داشت. کمکهای نقدی خود را صرفا تحویل محمود عباس می دهند و تمامی اموال و طرحها باید از کانال این تشکیلات عبور کند.

هرچند که نادیده انگاشتن حماس پیش از این و به محض اعمال آتش بس یک جانبه از سوی اسرائیل آغاز شد، به گونه ای که تمام مسئولان غربی و حتی بین المللی مثل سولانا، تونی بلر و بان کی مون که پس از جنگ وارد نوار غزه شدند، هیچکدام با هیچیک از مسئولان دولت قانونی حماس دیدار نکردند و حتی هیات کنگره آمریکا نیز که گفته می شد نامه ای از طرف حماس برای اوباما دریافت کرده است، این نامه را با خود به آمریکا نبرد.

البته موضع گیری های این چنینی و برخوردهای حذفی، ذره ای از انگیزه های الهی مقاومت را چه در بین مردم فلسطین و چه در بین مبارزین حماس کم نمی کند. خالد مشعل- رئیس دفتر سیاسی حماس- دوشنبه همین هفته مجددا بر عنصر مقاومت فلسطینی تاکید می کند و می گوید: «به شما اطمینان می دهم که برادرانتان هرگز از گزینه مقاومت چشم پوشی نخواهند کرد، چرا که مقاومت یگانه گزینه راهبردی ما به شمار می رود و این یک تکلیف است. ما این تکلیف را تا باز پس گیری وجب به وجب خاک فلسطین اشغالی از چنگال صهیونیست های غاصب به جا خواهیم آورد.»

4-موضوع بسیار مهم دیگری که عملا در اجلاس شرم الشیخ اتفاق افتاد، معافیت اسرائیل از پرداخت غرامت به مردم غزه است. رژیم صهیونیستی در این اجلاس شرکت نکرد تا به کمک متحدان اروپایی و منطقه ای خود، در عمل از پیامدهای مالی بحران غزه که بر اثر حملات این رژیم حاصل شده، شانه خالی کند.

دولت فعلی عراق هنوز غرامتهای جنگ کویت را می پردازد و تاکنون متحمل 5/13میلیارد دلار هزینه شده است. دولت آلمان به بازماندگان قربانیان- خیالی- هولوکاست بیش از 130میلیارددلار پرداخت کرده است. حالا چرا اسرائیلی که به خاطر شلیک موشک های عراقی در جنگ خلیج فارس و کشته شدن چند اسرائیلی، صدها میلیون دلار غرامت گرفته، از پرداخت غرامت به 3میلیون فلسطینی ساکن غزه که با ماشین جنگی این رژیم بر پشته ای از خاک و خون نشسته اند، معاف می شود؟!

حمله وحشیانه اسرائیل به غزه نه تنها به یک فاجعه انسانی منجر شد بلکه زیان های اقتصادی هنگفتی نیز برجای گذاشت. علاوه بر آن ملت فلسطین سالهاست که به دلیل سیاست های اشغالگرانه رژیم صهیونیستی از جمله شهرک سازی ها، مصادره اراضی فلسطینی، محاصره ظالمانه غزه و بستن گذرگاهها متحمل رنج و مشقت جبران ناپذیری شده اند. آیا اسرائیل غاصب در قبال این خسارتهای هنگفت مسئولیتی ندارد و آیا حتی کمک های اعطا شده می تواند روح حیات را بار دیگر به منطقه برگرداند و زندگی طبیعی در آن جریان یابد؟

حقیقت آن است که برای فلسطینی ها، فشار سیاسی به اسرائیل مهمتر از ارسال کمک های نقدی است. شاید 5میلیارد دلار اعطایی بتواند مدرسه ها، تاسیسات و بیمارستانها و حتی خانه های مردم را بسازد، اما آلام روحی ساکنان مظلوم غزه را چه کسی جبران می کند؟ مردمی که بیش از 3سال، محاصره و تنگنای شدید اقتصادی و گرسنگی و تنهایی را با عمق جانشان تحمل کرده و پس از آن 22روز جنگ و آتش و خون و کشته شدن فرزندان و مادران خود را به چشم دیدند.

اجلاس شرم الشیخ در حالی از اشاره به مسئولیت رژیم صهیونیستی در ویرانی های غزه اجتناب کرد که اسرائیل غاصب با پرده برداشتن از بزرگترین طرح شهرک سازی در کرانه باختری اعلام کرد 73هزار  واحد مسکونی جدید در این منطقه خواهد ساخت.تحقق این کار به معنای نابودی فلسطین نیست؟

بازسازی فلسطین، بالا آمدن دیوارهای ویران خانه های غزه نیست. بازسازی فلسطین تخریب دیوار حایل و شهرک های صهیونیست نشین و پایین کشیدن پرچم رژیم مجعول اسرائیل از فراز قدس شریف است. مردم فلسطین بازسازی هویت فلسطینی خود را مهمتر از بازسازی چند خشت و آجر می دانند.

اجلاس شرم الشیخ  نه برای بازسازی غزه، بلکه تداوم دشمنی ها علیه مردم فلسطین و حماس و یک باج خواهی آشکاربود.

حمید امیدی