گفت وشنود در مورد چگونگی رئیس جمهور شدن آق محمود پاسدار

قسمت  سیصد و شانزدهم  

گفت: فضای انتخاباتی چگونه است؟

گفتم : رقابت ها  و زد و بند ها در دو جریان رقیب ادامه دارد.

گفت : چگونه جریان دارد؟

گفتم : فعلاً رقابت درونی است تا که بیرونی باشد .

گفت : یعنی چه؟

گفتم : یعنی اینکه اکنون  رقابت  درون  جبهه ی خودی وجود دارد تا اینکه رقابت با رقیب مخالف باشد.

گفت :  مگر سمت و سوی اینگونه رقابت ها چگونه است؟

 گفتم : مثلاً در بخش " احزاب وجمعيتها"  گزارشگر  ورق پاره ی جمهوری اسلامی مورخ 14 اسفند به نقل از خبر گزاری فارس اینگونه به نقل از یک عضو اعتماد ملی شیخ مهدی کروبی تواب نقل قول  داده است : يك عضو اعتماد ملي : تلاش براي حذف ميرحسين موسوي و كروبي بي ثمر است :عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي اظهار داشت : حذف كروبي و ميرحسين موسوي همانند حذف خاتمي يك شوخي است لذا تلاش براي حذف ميرحسين و كروبي تلاشي مذبوحانه و بي نتيجه خواهد بود. محمد صادق جوادي حصار که قبلاً جزو حامیان خاتمی بود ولی اکنون دچار دگر دیسی شده وبه سوی شیخ مهدی کروبی رفته تا شاید چیزی بیشتر عایدش شود و اکنون عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي می باشد  وی  در گفتگو با خبرگزاري فارس  چنین گفت : اقبال عمومي به كروبي را مي توان با دو شاخص ميزان راي وي در دوره قبل و تاثيري كه مي تواند در عرصه سياسي بگذارد ارزيابي كرد. رئيس شوراي استاني حزب اعتماد ملي در استان خراسان رضوي با بيان اين مطلب كه كروبي خواستار ماندن خاتمي در عرصه انتخابات است تصريح كرد : كروبي خواستار اين است كه خاتمي تا پايان در عرصه انتخابات بماند تا در ماههاي آينده در نهايت مردم با ميزان اقبال خود شانس حضور كانديداها را تعيين كنند.جوادی حصار نیت اصرار بر روی صحنه ماندن کروبی را فاش کرد . زیرا که تلویحا ً گفت که کروبی به این امید است که خاتمی مجبور به کناره گیری شود .

گفت : چرا این اصرار می شود؟

گفتم : گفتم گذشته از آزوی رئیس جمهور شدن شیخ مهدی کروبی  برای اینکه  هدف نهائی رقیب مدعی اصول گرائی نه کنار کشی کروبی و موسوی بلکه خاتمی است.

گفت : چرا؟

گفتم : چون حذف رقبای دیگر از سوی باندهای مافیائی حاکم بسیار ساده است.

گفت : دیگر این عضو حزب بادکنکی اعتماد ملی کروبی  پیرامون  کنار کشی خاتمی چه گفته است؟

گفتم :   وي تاكيد كرد : معتقدم خاتمي نيامده كه انصراف دهد ولي اگر تحت فشار جريان اصلاح طلبي در كل كشور مبني بر اينكه پيروزي صرف در انتخابات براي اصلاح طلبان شرط باشد قرار بگيرد كه راه دستيابي به اين امر را نيز اجماع بدانند شايد اين اتفاق بيافتد كه خاتمي انصراف دهد. وي در خصوص كانديداتوري ميرحسين موسوي اظهار داشت : اعتماد ملي از حضور ميرحسين موسوي استقبال مي كند و اعلام كرده كه از هر كمكي براي حضور ميرحسين موسوي دريغ نخواهيم كرد چرا كه ميرحسين موسوي از ذخائر انقلاب مي باشد.  یعنی حمایت از موسوی  نوعی انتقام گرفتن از خاتمی است . اگر نه دلیل ندارد که نامزد مورد نظرش کروبی باشد ولی اعلام حمایت از نامزد دیگری کند.

گفت : چه خبر از وزارت کشور؟

گفتم : همین ورق پاره و در همین ستوان اینگونه خبر از تاریخ فعال شدن ستاد انتخابات وزارت کشور داده است که وزیر آن یک پاسدار میلیاردی ووزیر زوری و تقلبی شده حامی پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی نژاد چاقو کش می باشد :"ستاد انتخابات كشور از اواخر اسفند كار خود را آغاز مي كند "معاون پارلماني وزير كشور اعلام كرد ستاد انتخابات كشور از اواخر ماه جاري فعاليت خود را به طور رسمي آغاز مي كند. به گزارش ايرنا محمدحسين موسي پور در حاشيه جلسه علني مجلس تاكيد كرد : ثبت نام از داوطلبان نامزدي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نيز از 15 ارديبهشت ماه آغاز مي شود و به مدت 5 روز ادامه دارد . موسي پور از توافق وزارت كشور و شوراي نگهبان براي برگزاري بخشي از انتخابات رياست جمهوري به صورت رايانه اي خبر داد و گفت : سه مرحله از انتخابات آتي رايانه اي خواهد بود اما شمارش آرا در كل كشور رايانه اي نيست .

وي همچنين خاطرنشان كرد كه با توجه به محدوديت زماني براي تغيير در قانون انتخابات انتخابات آتي رياست جمهوري با قانون فعلي انتخابات برگزار خواهد شد. معاون وزير كشور تاكيد كرد كه با توجه به اين كه تعداد نامزدها در انتخابات رياست جمهوري كم است شمارش دستي آرا مشكلات كمتري را در پي دارد. موسي پور همچنين درباره احتمال تغييرات در وزارت كشور گفت : هيچ تغييري خارج از ضابطه نه در سطح فرمانداران و نه سطح استانداران در دستور كار نيست .

گفت : چرا شمارش آراء رایانه ای نیست و با دست انجام می گیرد؟

گفتم : برای اینکه بشود تقلبات گسترده کرد و اسامی را جا به چا کرد.

گفت : دیگر چه خبر تبلیغات  اتخاباتی ؟

گفتم : خبر دستور محرمانه  ی ا نتخاباتی صادر شده است.

گفت : پیرامون چه موضوعی؟

گفتم : محور محدودیت و ممنوعیت ایجاد کردن برای حضور تبلیغاتی رقیب دوم خردادی ها.

گفت : در چه مکان هائی؟

گفتم : همچون مساجد و دانشگاه ها.

گفت : این خبر چگونه فاش شده است؟

گفتم :  پس از اینکه در شاهچراغ  شیراز اجازه به خاتمی داده نشد  ت سخنرانی کند و قبل ازآن اجازه ی ورود به شیخ کروبی در دانشگاه گرگان برای سخنرانی داده نشد . اکنون  ورق پاره جمهوری اسلامی مورخ 14 اسفند به نقل از روزنامه ی اعتماد ملی کروبی چنین گزارش داد:"دستور محرمانه انتخاباتي "روزنامه « اعتماد ملي » در شماره ديروز خود به نقل از منابع اينترنتي ادعا كرد كه در يك دستورالعمل محرمانه انتخاباتي قرار شده است غير از محمود احمدي نژاد كه در مقام رياست جمهوري قرار دارد به ديگر نامزدهاي انتخاباتي اجازه سخنراني در دانشگاه ها داده نشود. به گزارش سايت شهاب نيوز در خبر روزنامه اعتمادملي به نقل از جمهوريت آمده است : « قرار بر اين شده كه غير از محمود احمدي نژاد كه در مقام رياست جمهوري قرار دارد به ديگر كانديداهاي انتخاباتي اجازه سخنراني در دانشگاه ها داده نشود. اين يك دستورالعمل محرمانه انتخاباتي است كه به تمام موسسات دانشگاه ها و مراكز عمومي كشور اعلام شده است » . شهاب نيوز مي افزايد : به غير از لغو سخنراني مهدي كروبي در دانشگاه گرگان طي هفته هاي اخير هيچ گونه دليل يا دلايلي در رد يا تاييد اين خبر وجود ندارد.

گفت : از طلبه و شهر دار سابق چه خبر؟

گفتم : اگر منظور غلامحسین کرباسچی است وی واکسی شده است.

گفت : چرا؟ چگونه از طلبگی به شهر داری و اکنون به واکسی رسیده است و چه نوع کفشی را واکس می زند؟

گفتم : کفش همچون شیخ مهدی کروبی را واکس ی زند.

گفت : مگر شیخ مهدی کروبی نعینگ نمی پوشد؟

گفتم : نه.

گفت : چرا؟

گفتم :  برای اینکه مایه دار شده و آخوند اتو کشیده شده است که هم به آمریکا سفر کرده وهم اینکه یک قلم آن زمان که رئیس مجلس ششم بود مبلغ ناچیز 300 میلیون تومان رشوه از شهرام جزایری گرفت که توانست کفش بخرد.

گفت : این خبر چگونه باز تاب داده شده است؟

گفتم : باز هم ورق پاره ی جمهوری اسلامی مورخ 14 اسفند چنین از طبله و شهر دار سابق کرباسچی نقل قول کرده است :  "كرباسچي : اگر لازم باشد كفش كروبي را واكس مي زنم "كرباسچي گفت : كروبي نقش استواري در انقلاب داشته و براي آن زحمات زيادي كشيده و اگر لازم باشد كفش وي را نيز واكس مي زنم . به گزارش خبرگزاري فارس غلامحسين كرباسچي امروز در يك نشست خبري مشترك با حجت الاسلام كروبي گفت : بنده از ابتدا قرار بر اين داشتم كه در خدمت آقاي كروبي به عنوان مشاور عالي باشم ولي ايشان لطف كرد و ستاد را نيز به من محول كرده و به ساير دوستان خود هم سفارش كرد كه اگر من چيزي بلد هستم به ستاد ارائه دهم . وي افزود : من در سمت مشاوره عالي كروبي هستم و شخصا كروبي را داراي ارزش والاي هايي مي دانم چراكه ايشان بسيار تلاشگر است و اهداف بزرگي دارد. كرباسچي ادامه داد : من هر كاري را كه بتوانم براي ايشان انجام مي دهم لذا من در سمت مشاور در جهت اهداف و مصاديقي كه وي در انجامش مي باشد كار خواهم كرد. وي گفت : هميشه انتقاداتي وجود دارد ولي بايد ببينيم وظيفه الهي و تشخيص شرعي در اين موضوع چيست . البته چون کرباسچی همچون کروبی هم تواب زندان است و هم اینکه هر دو آلودگی مالی دارند وهم  ریشه ی  طلبگی و مفت خوری و انگلی دارند با ید از هم  دیگر حمایت کنند و قربان صدقه ی همدیگر بروند زیرا که موضوع قددرت و ثروت در میان است که آخوند جماعت و شرکای شان معتادش هستند.  البته خبر دیگری هم که چاشنی و مکمل همین خبر است که چنین است :"كرباسچي مشاور عالي و نماينده تام الاختيار كروبي در ستاد انتخاباتي شد "مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي غلامحسين كرباسچي دبير كل حزب كارگزاران را به عنوان مشاور عالي و نماينده تام الاختيار در ستادهاي انتخاباتي خود براي انتخابات دوره دهم رياست جمهوري معرفي كرد. حجت الاسلام مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي ديروز در مراسم معارفه كرباسچي در پاسخ به سئوالي درباره سمت كرباسچي در ستاد انتخاباتي خود توضيح داد : كرباسچي مشاور عالي بنده است ; ضمن اينكه ستادهاي انتخاباتي هم زير نظر ايشان فعاليت مي كنند و هر كاري در ستادهاي انتخاباتي با نظر او صورت خواهد گرفت به طور كلي كرباسچي نماينده تام الاختيار بنده در ستادهاي انتخاباتي است . كرباسچي دبير كل حزب كارگزاران در پاسخ به سئوال خبرنگاري درباره احتمال ايجاد انشعاب در اين حزب با توجه به حمايت بخش عمده اعضاي آن ازكانديداتوري سيد محمد خاتمي در انتخابات گفت : افراد بسياري از ابتداي تشكيل حزب كارگزاران تاكنون تلاش كردند كه در اين حزب مشكلاتي ايجاد كرده آن را متلاشي كنند و يا آن را بدنام نمايند ولي خوشبختانه موفق نشده اند . كرباسچي گفت : شايعات اخير درباره ايجاد انشعاب درحزب كارگزاران بخشي از ترفندهاي بدخواهان اين حزب است چون كارگزاران منطقي شفاف دارند وهمواره در جهت ايجاد شرايط بهتر براي مردم تلاش كرده وهيچگاه پيرو سخنان افراد يا نظرات برخي روزنامه ها نبوده اند.

گفت : از فعالیت تبلیغاتی پاسدار احمدی نژاد چه خبر؟

گفتم : گزارش از آغاز مذاکرات انتخاباتی پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی نژاد چاقو کش شده است .

گفت : این گزارش چیست؟

گفتم : این گزارش که خیلی  نامفهوم و قاطی پاتی می باشد این چنین که گزارشگر ورق پاره ی جمهوری اسلامی 14 اسفند در موردش  گزارش داده است : "آغاز مذاكرات انتخاباتي احمدي نژاد با نمايندگان "برخي از نمايندگان مجلس در راهروهاي پارلمان از رايزني محمود احمدي نژاد با برخي از چهره هاي اصولگرا براي جلب حمايت آنها در انتخابات سال 88 خبر دادند . به گزارش شهاب نيوز به نوشته پارلمان نيوز (ارگان رسمي فراكسيون اقليت مجلس ) شنيده ها حاكي از آن است كه با محسن رضايي براي تصدي وزارت نفت در دولت بعدي احمدي نژاد رايزني شده است . همچنين يكي ديگر از گزينه هاي كابينه دهم در صورت پيروزي محمود احمدي نژاد عليرضا زاكاني براي تصدي وزارت علوم و تحقيقات خواهد بود. زاكاني در همين رابطه گفت كه « ايشان به دنبال وحدت ميان اصولگرايان هستند. در حال حاضر جريان اصولگرا به دنبال وحدت در حمايت از كانديداتوري آقاي احمدي نژاد است » . زاكاني دبيركل جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي است و اين تشكل حمايت خود از احمدي نژاد را اعلام كرده است . به نظر مي رسد با توجه به اينكه مهدي زاهدي وزير علوم فعلي دولت احمدي نژاد از افراد نزديك به محمدرضا باهنر است و گفته مي شود با حمايت باهنر به كابينه راه يافته اولين نتيجه انتقاد باهنر به احمدي نژاد حذف زاهدي از دولت بعدي احتمالي احمدي نژاد و جايگزين شدن زاكاني خواهد بود. اما اميدوار رضايي كه اخباري مبني بر تصدي وزارت نفت از سوي برادر او در دولت دهم احمدي نژاد مطرح است با تكذيب اين اخبار گفت كه « آقاي محسن رضايي هيچ گاه به دنبال سهم خواهي نبوده است »

 گفت : چرا اینقدر اوضاع خرت و خر شده و مرز های کاذب رسیم شده  در هم ریخته شده است؟

گفتم : چطور مگه؟

گفت : مگر این جماعت مدعی اصولگرائی رقیب را متهم نمی کردند که شیفتگان قدرت می باشند و خودشان عاشقان خدمت می باشند؟

گفتم : چرا اینگونه ادعا می کردند.

گفت: چرا حال همه چیز وارونه شده است؟

گفتم : از اول هم اینان اینگونه بودند.  ولی چون از دسترسی به قدرت مرزی محروم بودند ادای گربه ی گرسنه را در می آوردند که چون دست شان به گوشت نمی رسید می گفتد پیف پیف بو می دهد . زیرا که در 30 گذشته جنگ جناحی و باندی پیرامون قدرت و ثروت و انحصاری کردنش بوده است  و دین ومذهب و ملت و .. ابزار ووسیله ی تبلیغات و عوامفریبی در راستای هدف شان بوده است.

 

گفت : مبارزه با آمریکا چگونه پیش می رود؟

گفتم : خرت وخر  قاطی و پاطی شده است .

گفت : چرا اینگونه شده است ؟

گفتم : چون مرز مخدوش شده و بر هم ریخته شده است .

گفت: چرا مرز مخدوش شده است؟

گفتم ون منسوخ شده است .

گفت : چه منسوخ شده است؟

گفتم: همان خط و خطوط ترسیم شده .

گفت : کدام خط و خطوط ترسسیم شده؟

گفتم : همان که از سوی لوطی جماران ترسیم شده بود.

گفت : پیرامون چه موضوعی؟

گفتم : پیرامون دشمن شناسی و عدم مخدوش

گفت : منظور از دشمن کیست؟

گفتم : منظور همانکه خیلی بزرگ است و شیطان هم می باشد .

گفت : مگر شیطان تر از آنانکه در ایران حاکم می باشند وجو دارد؟

گفتم : ولی اینان برای توجیه کردن اعمال خود و سر کار گذاشتن مرد م ایران دشمن بزرگ شیطان دیگری جانشین کرده اند.

گفت : خوب این دشمن بزرگ شیطان کیست؟

گفتم : این دشمن شیطان بزرگ آمریکا می باشد.

گفت : لوطی جماران مرز کشی با دشمن و مخدوش نکردن با آن و دشمن شناسی را برای چه ترسیم کرد؟

گفتم : برای رقیب.

گفت :  رقیب کیست ؟

گفتم :  رقیب دوم خردادی ها هستند .

گفت : مگر اینان بر مسند قدرت می باشند؟

گفتم : نه اینان بر سر کار نمی باشند.

گفت : پس   برای چه لوطی جماران اینان را مخاطب خود قرار داد؟

گفتم : چون مربوط به رقابت در انتخابات بود.

گفت : کدام نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی؟

گفتم: برگزاری نمایش انتخابات – انتصابات – تقلباتی دوره ی هشتم مجلس بود . برای اینکه لوطی جماران بتواند مانع از ورود نامزدان رقیب دوم خردادی ها به مجلس دکوری و کمدی و انتصابی رثقیب دوم خردادی ها شود فتوای حکومتی  رعایت مرز شناسی با دشمن و مخدوش نکردن آن با تأکید دشمن شاسی آمریکا کرد  وهدف به اعضای شورای نگهبان مجوز و فرصت داد تا که با خیال راحت بتوانند نامزدان دوم خردادی ها بصورت گله ای – فله ای رد صلاحیت کنند.

گفت : رعایت در مورد باندهای خودی چگونه می باشد؟

گفتم :  همانگونه که گفته شد  این فتوا به اینان ار تباطی ندارد ، زیراکه مربوط به رقیب دوم خردادی ها بود.

گفت: آیا منظور این است که باندهای مافیائی وابسته به لوطی جماران می توانند با آمریکا مذاکره کنند؟

گفتم : تقریباً همینگونه است .

گفت : چه دلیلی هست که اینگونه می باشد؟

گفتم : حضور چند هنر پیشه یا سیاسی کار وابسته به آمریکا و هالیوود در ایران می باشد.

گفت : خوب اینان را چه مرجعی دعوت کرده است؟

گفتم : بطور مستقیم توضیح داده نشده است . ولی سینمای ایران جزو زیر مجموعه ی وزارت فرهننگ سانسور و تفتیش عقاد ارشاد می باشد که وزیر آن پاسدار محمد حسین صفار هرندی است که جزو همکاران سابق ورق پاره ی کیهان پرونده و سناریو ساز سربازجو حسین شریعتداری  می باشد.

گفت : خبر این دعوت و حضور این هئیت هالیوودی چگونه بازتاب داده شده است؟

گفتم : اتفاقاً در ورق پاره ی کیهان منعکس شده است؟

گفت : چگونه؟

گفتم: در یادداشت روز این ورق پاره ی کیهان بازتاب داده شده است.

گفتم : بقلم کیست؟

گفتم : بقلم سربازجو حسین شریعتمداری می باشد.

گفت :  این یادداشت روز چگونه شروع و این موضوع را تشریح داده و نتیجه گیری شد ه است؟

گفتم : سربازجو حسین شریعتمداری با عنوان یادداشت روز "چرا سکوت ؟! (يادداشت روز)"مورخ 13 اسفند اینگونه با نقل قول کردن از برتراند راسل شروع کرد: برتراند راسل، فیلسوف بلندآوازه انگلیسی می گفت « از کسانی تعجب می کنم که با وجود دهها زمینه مناسب برای دست زدن به یک خطای جدید، بازهم اشتباهات قبلی را تکرار می کنند»! در ادامه سخن برتراند راسل می توان گفت؛ مقامات آمریکایی باید بسیار خشنود و خرسند باشند وقتی می بینند بعضی ها در ایران اسلامی، این آمادگی را دارند که برای چندمین بار از یک سوراخ گزیده شوند و می توان  به آنها حق داد! که در مقابل کم هوشی برخی از دست اندرکاران امور کشورمان، خود را بسیار هوشمند و نابغه تلقی کنند!سپس سربازجو حسین شریعتمداری  چنین افزود :از مقدمه ای که در ابتدای این وجیزه آمده است تعجب نکنید. کافی است نگاهی گذرا به آنچه در پی خواهد آمد داشته باشید تا دراین باره با نگارنده همصدا شوید و شاید هم صدای شما به فریاد بلند شود که صدالبته، حق دارید.آنگاه سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری به اصل موضوع مورد نظر یعنی حضور هیئت سرشناس از سینماگران آمریکائی در تهران پرداخت و چنین گفت :چند روزی است که یک هیئت سرشناس از سینماگران آمریکایی از جمله «تام پولاک» رئیس کمپانی یونیورسال و سد جنیس (سد گانیس) رئیس آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک آمریکا-اعطاکننده جایزه اسکار- و آنت بنینگ هنرپیشه معروف هالیوود و بازیگر نقش اول در فیلم «زیبای آمریکایی» و... به ایران آمده اند. برخی از اعضای این هیئت، از جمله جنیس، از سیاستگذاران اصلی هالیوود و در آمریکا دارای مقام رسمی در حد یک وزیر است. او بدون کمترین مانع و هر وقت بخواهد می تواند با عالی ترین مقامات آمریکایی دیدار کند. او طی چند سال اخیر با جرج بوش، سناتورهای آمریکایی- از هردو جناح بازها و کبوترها-  و اعضای دیوان عالی آمریکا  ملاقات های  پی در پی داشته است. وظیفه جنیس و هیئت همراه او گسترش فرهنگ و سیطره سیاسی آمریکاست. خب! می توان گفت؛ اعضای این هیئت به وطنشان علاقه دارند، این که جرم نیست!... اعضای این هیئت سابقه طولانی و شناخته شده ای در ساخت فیلم های ضد ایرانی و ضد اسلامی و تهیه چندین فیلم معروف در دفاع از صهیونیست ها و قانونی جلوه دادن جنایات آنها و... دارند. فیلم هایی نظیر «ماجراهای ایندیانا جونزجوان» در تبلیغ و ترویج اسطوره های صهیونیستی، فیلم  «قلمرو»  با توهین آشکار و مشمئزکننده به اسلام و مسلمانان.  فیلم «ایوان قدرتمند»؛ فیلمی وهن آمیز علیه باور به خداوند سبحان- که بسیاری از کشورهای اسلامی نمایش آن را ممنوع اعلام کردند- فیلم «یونایتد 93»  توهین به اسلام و تلاش برای تروریست جلوه دادن مسلمانان و  دهها فیلم مشابه دیگر و...ممکن است گفته شود حضور این هیئت در جمهوری اسلامی ایران می تواند آنها را از نزدیک با واقعیات آشنا کند و زمینه ای  برای توهم زدایی  از اذهان به خطا رفته آنان باشد. این برداشت اگرچه بر فرض صحت نیز ساده اندیشانه است ولی چندان پاپیچ آن نمی شویم و فعلاً با تسامح می پذیریم که اگر با این هدف آمده بودند یا دعوت شده بودند چندان نگران کننده نبود. اما واقعیت غیر از این است و ماجرا، آن گونه که خود به صراحت مطرح کرده و میزبانان ایرانی آنها نیز نه فقط تائید بلکه تأکید کرده و می کنند چیز دیگری است. اهداف سفر هیئت یاد شده را از زبان مدیرعامل خانه سینما که ظاهراً  میزبان آنهاست، بخوانید؛ «این هیئت به ایران آمده اند تا در راستای برنامه توسعه علمی- آموزشی و ارتقای شغلی اعضای جامعه اصناف سینمای ایران، سمینارهای تخصصی و کارگاه های آموزشی برقرار کنند تا به تبادل تجارب با جامعه سینمایی ایران پرداخته و دانش سینمایی خود را به این سینما انتقال دهند»!!  

گفت : اگر در این دعوت دست رقیب دوم خردادی در کار بود آن موقع موضع گیری چگونه بود؟

گفتم : اگر چنانچه  دست  رقیب در این مورد  در کار بود و نقش داشت . نیاز به گفتن دارد که همین سربازجو حسین شریعتمداری یادداشت روز نویس هزا ر بار  اینان  قلفتی  پوس شان را می کند و به سیخ شان می کشید و برروی آتش می چرخاند و جوجه  و کباب شان می کرد. ولی چون دست  باندهای مافیائی خودی مدعیان اصول گرایان در کار می باشد برایش تبدیل به استخوان توی گلو شده است.

گفت : چرا چنین وضعیتی برای پاسدار سربازجو حسین شریعتمداری پیش آمده  که منجر به سکوت وی شده است؟

گفتم : اولاً از اول هم ادعای مبارزه با آمریکا تاکتیک خفه کردن صدای مخالفان و معترضان و دگر اندیشان و سپس رقبا بوده است . دوماً چون داستان رقابت  تبلیغات - انتخابات – تقلبات  ریاست جمهوری دوره ی دهم  مطرح می با شد. بنابراین  سربازجو حسین شریعتمداری نمی تواند که همه ی سایه و روشن ها باز کند.

گفت : چرا نمی تواند؟

گفتم : برای اینکه داستان تف و تاق و ریش است . اگر چنانچه شبیه همان شیوه که با رقیب دوم خردادی ها بر خورد می کند با دست اندار کاران دعوت از هیئت سینماگران آمریکائی بر خورد کند نه اینکه موجب فراهم کردن و سرعت بخشیدن به بازنده شدن نامزد ریاست جمهوری مدعی اصول گرائی در نمایش خیمه  شب بازی ریاست جمهوری دوره ی دهم خواهد شد ، بلکه مسببان می بایست طبق فتوای رعایت نکردن مرز دشمن شناسی و مخدودش کردن مرز لوطی جماران به اتهام خائن دستگیر و محاکمه و محکوم و زدانی شوند.

گفت : پس سربازجو حسین شریعتمداری چه کرده است؟

گفتم : سربازجو حسین شریعتمداری  در دنباله پس از باز کردن ماهیت و نقش و هدف هئیت سفر کنندگان سینمائی آمریکائی  به ایران وبا  انگشت تعجب حیران  زدی  بر لب گرفتن  بقول خودش  خطاب به ساده لوحان میزبان و دست اندر کاران سینمائی رژیم فاشیستی مذهبی وابسته به وزرت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد که از اینان  دعوت  کردند  از شرمگینان  و میزبانان، اینگونه  سئوال کرده که چرا سکوت کرده اند:اکنون با توجه به سوابق این هیئت در دشمنی و کینه توزی علیه اسلام و ایران و اهداف رسماً اعلام شده آنان که تبادل تجربیات و آموزش دانش سینمایی خود به سینماگران ایران است! انگشت حیرت به دندان نمی گزید؟ و از ساده لوحی برخی دست اندرکاران- که کمترین برخورد منطقی و قانونی با آنان کنار گذاشتن از مسئولیت است- خنده تلخ بر لب هایتان نمی نشیند و در همان حال، از این که احتمالاً برخی دیگر از دست اندرکاران کاسه ای زیر نیم کاسه دارند و هنوز بر سر کارند- یا به بیان گویاتر، مسئولان را سر کار گذاشته اند- تأسف نمی خورید؟!آیا شرم آور نیست که کسانی در جمهوری اسلامی ایران از سازندگان و تهیه کنندگان فیلم های ضد اسلامی و ضد ایرانی برای انتقال تجربیات و آموزش به سینماگران ایرانی دعوت کنند و علاوه بر رسانه ها و مجامع و محافل آلوده و بدسابقه، برخی از  دست اندرکاران ساده لوح  نیز برای آنها هورا بکشند و به به و چه چه راه بیندازند؟!همین چند روز پیش بود- 5/12/87- که آقای قشقاوی سخنگوی محترم وزارت امور خارجه کشورمان با نگرانی اعلام کرد «هالیوود ساخت 30 فیلم ضد ایرانی را در دستور کار خود دارد» و هشدار داد که «حوزه هنر، حوزه ای ارزشمند است که نباید آلوده شود». و برخی دیگر از مسئولان نیز خبرها و هشدارهای مشابهی در همین راستا داشته اند! مگر افرادی نظیر «سدجنیس» و «تام پولاک» سردمداران هالیوود نیستند؟! سر بازجو حسین شریعتمداری  بدون آنکه توضیح دهد که بالاخره این هیئت سینماگر سر شناس آمریکائی چگونه وارد ایران شده است ؟ یا اینکه گفته شود که برای چه مرز ترسیم شده ی دشمن شناسی از سوی لوطی جماران از طرف خودی ها رعایت نشده و مخدودش گشته است . بدتراینکه  از پس از توضیح و پرسش شر مگینانه کردن، از سخنگوی وزارت امور خارجه قشقاوی نقل قول کرده است  که وی  گفته  است هالیوود ساخت 30 فیلم ضد ایرانی را در دستور کار خود دارد . آنگاه اینگونه از مجریان و دست ادر کاران دعوت کنندگان  از این هیئت هنری و سینمائی سر شناس آمریکائی و هالیوودی پرسش کرده که اینان یرای چه  در ایران می باشند ک توضیح آن چنین است : راستی! آیا هیئت یاد شده با بهره گیری از کرامات عرفانی! و از طریق «طی الارض»! به ایران آمده است؟! خب! چه کسانی از آنها دعوت کرده اند؟ چه کسانی به آنها ویزا داده اند؟ چه کسانی میزبانی آنان را برعهده گرفته اند؟ چه کسانی با برنامه اعلام شده این هیئت یعنی انتقال تجربیات سینمایی آنها به سینماگران ایرانی- با توجه به سوابق ضد دینی و ضد ایرانی آنان- موافقت کرده اند؟! سکوت نکنید! این پرسش ها نمی تواند بی پاسخ بماند و کسانی که در این ماجرا کوتاهی و قصور و یا عناد و تقصیر داشته اند نمی توانند برای همیشه از نگاه تیزبین مردم مؤمن و انقلابی ایران اسلامی پنهان بمانند.جالب است که سربازجو حسین شریعتمداری وانمود کرده که خبر از پشت صحنه ماجرا در میان مقامات آمریکائی دارد و افزوده در صورتیکه مسئولان ساده لوح رژیم فاشیستی مذهبی در جریان نیستند و برای اینکه پرتی و بی خبری این مسئولان را به رخ شان بکشاند تا بدانند در پس اینگونه سفر هیئت ها به ایران چه خوابیده یا اینکه در سازمان سیا در آمریکا چه خبر است مثالی هم زده که  آن را پس از مقدمه توضیحی برای شیر فهم ردن مخاطبان  تشریح  داده است که چیست:و اما، پشت صحنه این ماجرا که بارها از سوی مقامات آمریکایی اعلام شده شنیدنی تر است و البته عبرت انگیز و در همان حال تعجب آور که چرا مسئولان  محترم و ذیربط در کشورمان از آن بی خبرند؟! و اگر قرار نیست اینگونه رخدادها و طرح ها و پروژه های رسماً اعلام شده دشمن را رصد کنند، پس در چه کارند؟! در اینجا فقط به یک نمونه از آن بسیارها اشاره کرده و شرح کامل داستان را به فرصتی دیگر موکول می کنیم؛در سال 1385- 2006 میلادی- همزمان با مصوبه سازمان CIA که در آن، هالیوود را به ساختن فیلم های جذاب! برای توجیه جنگ آمریکا علیه تروریسم!! موظف کرده بود، کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا نیز پروژه ای به نام «مدیریت دیدارهای بین المللی» میان شهروندان آمریکایی با چند قشر از اقشار کشورهای هدف - از جمله ایران اسلامی- تدوین کرده و به تصویب رساندند. براساس این طرح که به ECA مشهور است و سایت وزارت خارجه آمریکا در همان هنگام متن خلاصه ای از آن را منتشر کرد، دیدارهایی از سوی آمریکایی ها با سینماگران، ورزشکاران، هنرمندان و دانشجویان ایرانی- در ایران و آمریکا- پیش بینی شده بود و هدف از این دیدارها، ترویج و توجیه سیاست های خاورمیانه ای آمریکا در پوشش های هنری، ورزشی، علمی و... اعلام شده بود.کاندولیزا رایس از این طرح با عنوان «دیپلماسی شهروندی» -CITIZEN DIPLOMACY-  یاد کرده و گفته بود؛ در این حرکت راهبردی، هریک از شهروندان آمریکایی در تماس با ایرانیان، نقش یک دیپلمات آمریکایی را برعهده خواهند داشت و دیدارهای آنان قبل از آن که هنری، ورزشی، علمی و... باشد، ماهیت سیاسی دارد. رایس در کنگره از اختصاص اولیه 900 میلیون دلار برای انجام این دیدارها خبر داده بود.  جالب است که هیئت سینمایی مورد اشاره اعلام کرده اند که با هزینه شخصی به ایران آمده اند! در پایان حسین شریعتمداری سر بازجو پس از باز گوئی داستانی از اهداف وزیر امور خارجه ی سابق آمریکا ودر دنباله برای اینکه مدافعان سکولار یسم در ایران را متهم به و ا بستگی  به دستگاه اطلاعاتی آمریکا کند و بر زیر سئوال ببرد و اینان را آلوده شدگان بهمرای با دشمن  آمریکا ودستگاه جاسوسی اش کند این چنین  تأکید بر پیگیری نکته ی بر گرفته از سایت وزارت امور خارجه ی آمریکا کرده و به مخاطبان خود پیام داده است: این نکته را نیز به نقل از سایت وزارت خارجه آمریکا بخوانید؛ «وزارت خارجه  برای هنرمندان ایرانی در محصولات آمریکایی موقعیت حضور و فعالیت ایجاد می کند تا براساس یک چشم انداز امنیتی بتواند از آنان به عنوان سفیران  ارزش های سکولار ایالات متحده بهره گیرد»... و این قصه سر دراز دارد که پیش از این به آن پرداخته و باز هم خواهیم پرداخت... حالا با آنچه در صدر این نوشته آمده است موافقید؟!"حسین شریعتمداری

گفت : دلیل اینکه  سربازجو حسین شریعتمداری دچار خود سانسوری شده است؟

گفتم : برای اینکه توضیح داده شد چون پای باندهای مافیائی خودی در میان است.

گفت : چرا  حتی اشاره به ارسال کارت تبریک از سوی پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش به اوباما رئیس جمهور آمریکانشده است؟

گفتم : گفته شد اگر به این موضوعات پرداخته می شد مفهومش سوزاندن شانس نامزد خودی در رقابت نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم می باشد .

گفت : پس برای چه در این سکوت نکرده است؟

گفتم : برای اینکه دست پیش را گرفت تا پس نیفتد.

گفت : یعنی چه؟

گفتم : یعنی از اینکه از موضع فرار به جلو هشدار داده است تا افشاگری و انتقاد رقیب دوم خردادی ها پیرامون این دعوت را خنثی کرده باشد.

گفت : آیا مفهوم اینگونه بر خورد کردن زدن زیرآب مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا نمی باشد؟

گفتم :  البته اکنون آنگونه  پس از 30 سال تق مبارز با شیطان بزرگ آمریکا در آمده ونخ نما شده است که سر بازجو حسین شریعتمداری بدون آنکه توجه به ترسیم مرز دشمن شناسی لوطی جماران اشاره کند که  چگونه در زمان بر گزاری نمایش خیمه شب بازی مجلس هشتم  تبدیل به چماق و ممیز گری شد و نامزدان  مجلس کمدی و دکوری و انتصابی  هشتم دوم خردادی ها  را به اتهام عدم درک دشمن شناسی و مخدوش کردن مرز با دشمن بیگانه آمریکا متهم و رد صلاحیت شدن فله ای و گله ای شدند .  . همینطور بدون آنکه توضیح دهد کدام ارگان حکومتی مسئولیت صدور ویزا برای اتباع آمریکائیان به ایران  بوده است ؟  یا اینکه بدون اینکه این پاسدار سر بازجوحسین شریعتمداری  توضیح  دهد  که نقش وزارت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد که مسائل  امور سینمائی را دنبال می کند در دعوت کردن هیئت سینمار گران سر شناس آمریکائی و هالیوودی  به ایران  چیست؟ ولی از طرف دیگر  سربازجو حسین شریعتمداری مجبور شده تا که   اعتراف کند که مشتاقان آمریکا و مذاکره با آن درون رژیم  فاشیستی مذهبی آنقدر زیاد  و افزیش یافته اند که  درون حکومت مدعی اصول گرائی نیز بوفور یافت می شوند . گرچه اینان نابغه های کم هوش نامیده که  تجربه ی 30 سال تکرار شده را آزمایش می کنند و قلم بر دست یادداشت روز نویس سر بازجو حسین شریعتمداری اضافه کرده که  این نابغه کودن هااز تجربیات شکست گذشته در س نیآموخته  وبازهم برای اینکه مقامات آمریکائی را خرسند و خوشحال  کنند دست ب دعوت مقامات یا هنر مند ان سینمائی و سیاسی هالیوودی  زده اند  تاکه مشغول عضو گیری مهره های تبلیغاتی سکولاریسم در ایران  باشند. اما حقیقت این است که در همین حد اعتراف هم کافیست تا مشخص شود که واقعیت چیست و چرا همانگونه کودک دختری که چند روز پیش  در برنامه ی کودک زنگ زد و  به مسئول این زده گفت که نام عروسک خودش را احمدی نژاد گذاشته است . بنابراین موجب شد تا تمام حرکات دلقکی نمایش دادن جای دوست و دشمن پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی نژاد چاقو کش نخ نما و آبرو باخته نقش بر آب شود به خصوص اینکه در دنباله  با حرکت نیمه شبان سر زده اش که  وارد خوابگاه دانشجوئی دخترانه شد بیشتر بیمار روحی و روانی و عقده ای ودرمان ناپذیرش ثابت شد که مهدی خزعلی این بیماری را کشف کرده است . همینطور سبب  افشا شدگی  بیشتر این دلقک و گماشته ی لوطی جماران و رژیم فاشیستی مذهبی شده است که نه کمکی به تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری اش نمی کند، بلکه بیشتر موجب گلاب زدن و آبروریزی برای  این پاسدار کوتوله ی سیاسی و لوطی جماران حامی اش و رژیم فاشیستی مذهبی شده است .

گفت : دیگر در این مورد سربازجو حسین شریعتمداری چه گفته است؟

گفتم : دنباله ی همین یادداشت روز را به شیوه ی دیگر در خبر ویژه علیه ی رقیب دنبال کرده است.

گفت: مگر چه گفته است؟

گفتم : در بخش خبر ویژه بیچاره سر بازجو حسین شریعتمداری  دنباله ی  یادداشت روز امروز خود را با شیوه ی به در گفتن تا دیوار بشنود  دنبال کرده است  و  نتایج و هدف حضور هیئت سینماگران سر شناس آمریکائی در تهران  اشاره شده که جزو  هدف تبلیغ کردن  سکولاریسم در ایران استت  و  انتقاد  کر  چرا  به تهران  اینان دعوت شده اند . در صورتیکه  کار خودی های مدعی اصول گرئی می باشد . اما  همانگونه که در یادداشت روز نتیجه گیری  شد که اینان حامیان سکولاریسم در ایران  هستند که دست پروردگان سازمان سیا آمریکا  می باشند . اکنون نیز حامیان خاتمی این چنین به عنوان امیان سکولاریسم  زیرسئوال رفته اند که در بخش خبر ویژه ی مورخ 13 اسفند نین بازتاب داده شد :همايش خودجوش با سکولارها (خبر ويژه(برگزاری همایش پویش حامیان خاتمی (موج سوم) با حضور مشترک برخی اعضای مجمع روحانیون مبارز، شماری از عناصر افراطی گروهک های ملی- مذهبی و تندروهای حزب مشارکت همراه بود. این برنامه با حضور یا سخنرانی شماری از حامیان نامزدی خاتمی از اعضای مجمع روحانیون گرفته تا طیفی از فعالان جریان سکولار (اباذری، علیرضا رجایی، سعید مدنی و...)  همراه بود و پیام خاتمی در پایان آن قرائت شد. برخی سخنرانان همایش مکرر تاکید می کردند ما از خاتمی انتظار زیادی نداریم و اگر ایشان بیاید برخلاف دفعه قبل ما صبر می کنیم و امیدوار به حداقل ها هستیم.حداقلی کردن توقعات از خاتمی به خاطر اکراه و تردید وی برای نامزدی در دستور کار حامیان وی قرار گرفته است. خاتمی ماه گذشته تصریح کرد توان  من 2 یا حداکثر 10 بود اما توقع 100 از من داشتند. «طیف موج سوم» از سوی حزب مشارکت و رئیس شاخه جوانان آن به عنوان گروهی خودجوش! فعالیت می کند.جالب اینکه سعید رضوی فقیه عضو سابق دفتر تحکیم  که مدتی در خارج از کشور به سر می برد و پس از بازگشت به کشور بازداشت و با وثیقه آزاد شد، به سخنرانی در نشست حامیان خاتمی و حمایت از وی پرداخت حال آن که هفته گذشته در همایش مشابهی که از سوی حزب کروبی (اعتماد ملی) ترتیب یافته بود، شرکت جست و سخنرانی کرد.

گفت : از گورستانی کردن فضای دانشگاه های کشور چه خبر؟

گفتم : مقات و ایستادگی دانشجویان  منجر به افشاگری های بیشتری شده است .

گفت : چگونه؟

گفتم : اینکه مهدی خزعلی را نیز وادار کرد  تا وارد میدان شود و در این مورد افشاگری چند لایه کند.

گفت : مگر چه گفته است؟

گفتم : گفته است که دانشجویان در سنگر مبارزه ی خود جزو ذخیر ه های نیمکت نشین صف شهدا می باشند . زیرا که شهدا نور می باشد که روشنائی بخش محفل دیگرانند . همچنین گفته که اکنون  شهدا نیز همچون مذهب و ملت تبدیل به ابزار سرکوب و قدرت شده است .

گفت : دگر چه گفته است؟

گفتم : گفته که اکنون کسانی سنگ شهدای  دانشجویان را بر سینه می زنند که قا چاقی وارد دانشگاه می شوند و بر سر قبر های جدید نوحه خوانی می کنند که در روز روشن جرأت نمی کنند در خیابان 16 آذر قدم بگذارند.

گفت : منظورش کیست؟

گفتم : منظورش امثال پاسدار کوتوله ی سیاسی احمدی نژاد می شود . البته نا گفته نماند که لوطی جماران هم به جای 16 آذر بدون اطلاع قبلی 24 آذر در دانشگاه علم و صنعت حضور یافت که شامل وی نیز می شود.

گفت : دیگر چه گفته است؟

گفتم : گفته است که می بایست اینان در بیت جماران و قوه قضائیه و جلوی پای هر وزیری در خیابان اینان خاک شوند تا که اینان  بدانند که اینان نمردند که شما بقدرت برسید و بفکر خودتان باشید.

گفت : این نظرات کجا بازتاب داده شد و چگونه می باشد؟

گفتم : در وبلاگ شخص مهدی خز علی بازتاب داده شده که چنین است "مهدی خزعلی : شهدا را در بیت رهبری دفن کنید!"وبلاگ مهدی خزعلی : استفاده ابزاری از شهدا از یک سو و اعتراض دانشجویان به استفاده ابزاری از شهید موجب شد که خواسته یا نا خواسته به ساحت مقدس شهدا اسائه ادب شود، اینان جان خویش در راه آزادی ما فدا کردند، چون شمع سوختند تا به محفل ما نو ر بخشند و امروز استخوان های این عزیزان را - که بی هیچ توقعی جان خویش فدای آرمانهای بلند ملت کردند - بر سر دانشجو می کوبندشهدا با استبداد مبارزه کردند و هرگز راضی نیستند که نام و یادشان بهانه ای برای سرکوب و برخورد با دانشجویان شود. از سوی دیگر دانشجویان نیز از جنس همین شهدا هستند و روزی باید راه آنان را ادامه دهند، بر روی نیمکت هایی می نشینند که شهدا می نشستند و فریادی سر می دهند که شهدا سر در آن راه دادند، قطعاً دانشجو و استاد شهیدشان را در آغوش گرفته و چون گل می بویند، اگر اعتراضی است نه بر مهمانی شهداست - که آنان صاحب البیت اند - نگران موجودات دوپایی هستند که می خواهند زیر تابوت شهید وارد دانشگاه شوند، همان کسانی که 16 آذر - روز شهدای دانشجو - جرات ندارند به خیابان 16 آذر بیایند و امروز زیر تابوت شهیدی را گرفته و لا اله الا الله گویان می خواهند سنگر دانشگاه را فتح کنند، غافل از این که شهید نور است، چراغ هدایت است، خون است در رگهای دانشجو، سنگری است برای استاد، گلی است که هر کجا بکارید گلستان می شود، ودانشجو اگر به این شهدا اقتدا کند، کار شما بسی دشوارتر است!   امروز  کسانی از شهدا استفاده ابزاری می کنند که در گذشته هم آنان را ابزاری برای به قدرت رسیدن خود می دانستند، کسانی که خود و فرزندانشان رنگ جبهه را ندیدند، آنروزها که شهدا را به مسلخ می فرستادند خود در پشت جبهه پایه های ریاست و قدرت رابر استخوان شهدا خراطی می کردند!  من شهدا را به روی چشم جای می دهم " رواق منظر چشم من آشیان توست     کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست "  و آنان را صاحبان این خانه و مرز و بوم می شناسم، ملک و حکومت را از آنان می دانم و معتقدم قبل از دانشگاه و کوه و امامزاده بایستی شهدا را در کانون های قدرت وارد کرد، تا بدانیم حکومتی که در دست ماست مرهون ایثار و جانبازی شهداست، بدانیم که جمهوری اسلامی بر شانه های 230 هزار شهید و یک میلیون مجروح و جانباز استوار است !  باید شهدا را در بیت رهبری، ریاست جمهوری، قوه قضاییه، مجلس و تمامی وزارتخانه ها دفن کرد، باید سر راه هر وزیری شهیدی دفن کرد، تا بداند و برای رسیدن به وزارت پای بر خون شهدا نگذارد! باید هر صبح مسئولین با عبور از مرقد شهید با او پیمان بندند که راه آنان را در مبارزه با استبداد ادامه داده و خود دچار غرور ، تکبر و استبداد رای نشوند

رود ِ سرد

چهاردهم اسفند ماه سال1387

 قسمت  سیصد و پانزدهم    

http://andesheh.com/maghalat59/89.htm

 قسمت  سیصد و چهاردهم    

http://andesheh.com/maghalat59/86.htm

 قسمت  سیصد و سیزدهم    

http://andesheh.com/maghalat59/83.htm

 قسمت  سیصد و دوازدهم    

http://andesheh.com/maghalat59/77.htm

 قسمت  سیصد ویازدهم    

http://andesheh.com/maghalat59/65.htm

قسمت  سیصد ودهم    

http://andesheh.com/maghalat59/59.htm

قسمت  سیصد ونهم    

http://andesheh.com/maghalat59/54.htm

قسمت  سیصد وهشتم    

http://andesheh.com/maghalat59/48.htm

قسمت  سیصد وهفتم    

http://andesheh.com/maghalat59/36.htm

قسمت  سیصد وششم    

http://andesheh.com/maghalat59/29.htm

قسمت  سیصد و پنجم    

http://www.andesheh.com/maghalat59/26.htm

قسمت  سیصد و چهارم   

http://andesheh.com/maghalat59/20.htm

قسمت  سیصد و سوم   

http://andesheh.com/maghalat59/12.htm

قسمت  سیصد و دوم   

http://andesheh.com/maghalat58/104.htm

قسمت  سیصد و یکم   

http://andesheh.com/maghalat58/86.htm

 

این لینک زیر شامل  شماره  های  200  تا300 می باشد.. برای دسترسی علاقمند بازدید کنندگان سایت به شماره های پیشین،  می توانند به این  لینک  های   ضمیمه شده ی زیر  رجوع و آن را باز نمایند تا که شماره های پیشین قابل دسترسی باشد.

قسمت  سیصدم   

http://andesheh.com/maghalat58/77.htm

 

قسمت های پشین از شماره  91 تا 200  ضمیمه شده ی این لینک شماره 200 می باشد. البته به دلیل مشکلات فنی سایت  شامل همه شماره ها نمی باشد  . برای دسترسی علاقمند بازدید کنندگان سیایت به شماره های پیشین می توانند به این  لینک  های   ضمیمه شده ی زیر  رجوع و آن را باز نمایند تا که شماره های پیشین قابل دسترسی  باشد.

قسمت دویستم

http://andesheh.com/maghalat47/117.htm

 

قسمت های پشین از شماره  1 تا90تا ضمیمه یاین لینک شماره 90 می باشد که متأسفانه امکان آرشیو شدن شماره ها  در سایت اندیشه امکان پذیر نشد .

قسمت نودم

http://andesheh.com/maghalat35