نقد و بررسی " توافقات قاهره و زمينه هاي ترديد" روزنامه ی  جمهوری اسلامی چهار شنبه  14 اسفند ماه سال 1387

"معلوم نیست که چرا  نه بررسی مسائل داخلی ونه سفر رفسنجانی مکار به عراق مهم نیستند ، ولی ارزیابی  اجلاس شرم الشیخ و حماس بسیار مهم می باشد!!"

 

ملای سرمقاله نویس حامی و سینه چاک رفسنجانی غارتگر و مکار بر خلاف انتظار که سکوت اختیار کرده است . زیرا که بدون آنکه اشاره به سفر رفسنجانی به عراق کند  و بگوید که شیوه ی برخورد مردم عراق  نسبت به سفرا ین روباه مکار رفسنجانی  چگونه  می باشد؟ همچنین بدون آنکه هیچگونه اشاره  ای به شرایط داخل کشور کند  و توضیح دهد که وضعیت اقتصادی دولت و معیشتی مردم چگونه است و چرا یک میلیارد دلار مفقود شده است و یا  نحوه ی تبلیغات انتخابات خیمه شب بازی ریاست جمهوری چطوری می باشد؟ ولی همچون همیشه با دور زدن مسائل داخلی و پاک کردن صورت مسئله به سراغ فلسطین و محمود عباس و حسنی مبارک رفته است تا از موضع وکیل مدافع و سخنگوی مردم فلسطین محمود عباس را خائن وهمکار دشمن اسرائیل معرفی کند  واز حماس دفاع نماید . به خصوص اینکه اکنون اجلاسی در شرم الشیخ مصر پیرامن باز سازی نوارغزه و فلسطین  بر گزارشد  که سرمقاله نویس  گزارش  کرده است بیش ا ز 80  نمایندگان کشور های جهان حضور داشتند ورقم 4 و نیم  میلیارد لار تعهد مالی برای باز سازی فلسطین حاصل شد . اما چون رژیم تروریستی نه اینکه به این اجلاس دعوت نشد ، بلکه این اجلاس یشتر موجب انزاویش شده است . بنابرین ملای سر مقاله نویس نسبت به بر گزاری و نتایج  این  اجلاس شرم الشیخ دست به عقده گشائی زده است و تلاش کرده است تا هر طوری شده به ایجاد تنش و تضاد و اختلاف و درگیری میان حماس و ساف دامن بزند.

 

البته لای سر مقاله نویس  با فراموش کردن نقش تدارکاتچی بودن و بستر سازی  توطئه ی ایجاد جنگ خانگی و برادر کشی و جدا کردن نوار غزه و تشکیل دولت اسلامی مورد خواست لوطی جماران که از سوی لوطی جماران  و سپاه پاسداران دنبال و اجرا شد تا که حماس تبدیل به  بازوی مشابه حزب الله لبنان در منطقه شود  که نتیجه ی این اقدام  بر پائی جنگ 22 روزه ی نوار غزه بود.

 

همینطور ملای سر مقاله نویس از یاد برده است که چگونه  دعوت  از اسماعیل هنیه به تهران  شد تا  باحضور خود  وهمدوش با آخوند متحجر انگلیسی خاتمی که نوچه و شاگرد آخوند دزد انگلیسی مصباح یزدی است  در نماز جمعه ی تهران علیه روند مذاکرات صلح خاورمیانه موضع خصمانه ی مشترک اتخاذ کند  و محمود عباس را خائن بنامد و تأکید بر دشمنی مذاکرات صلح با اسرائیل  نماید و اصرار برعدم به رسمیت شناختن اسرائیل  کند. ولی حال ملای سرمقاله رئوس متهم و محکوم کردن محمود عباس و ساف و حسنی مبارک را ترسیم کرده است. ضمن اینکه از قلم انداخته است تا که تذکر دهد که چگونه قبل از این اجلاس شرم الشیخ ودر ادامه ی تهدید به ترور حسنی مبارک رئیس جمهور مصر از سوی بسیجیان کفن پوشان در تهران برای کشتنش جایزه ی میلیون دلاری تعیین شدو   برای ناامن جلوه دادن مصر و آسیب رساندن به صنعت جلب توریست در مصراقدام تروریستی انجام  شد که به دلیل انتقام گرفتن از نقش آتش بس جنگ نوار غزه و تلاش برای بر پائی اجلاس در شرم الشیخ بود.

 

بلی اکنون ملای سر مقاله نویس زور زده است تا بابر کناری محمود عباس و ساف اسماعیل هنیه و حماس و دولت اسلامی متمایل به جماران جایگزین  شود تا که اهداف رژیم تروریستی آخوندی در منطقه ی خاورمیانه براحتی  و بدون موانع از طریق حماش به پیش برده شود .

 پس بی جهت نیست که پس از اجلاس شرم اشیخ در مصر هم دادگاه محاکمه ی سران اسرائیل در تهران از سوی دادستان کل آخوند فرصت طلب دری نجف آبادی تشکیل شده است و هم هم همزمان کنفرانس حمایت از فلسطین درتهران بر پا شده است  . تا که دست ملای سرمقاله نویس بیشتر باز باشد که  محمود عباس  را متهم به خیانت و همکاری با دشمن  اسرائیل کند.

 

البته از سوی دیگر طرح توطئه مشترک با سوریه و حزب الله لبنان علیه محمود عباس نیز در دستور کار واقع شده است . زیرا که تلاش شده است تا با  تعویض کردن اقدامات حزب الله لبنان وحماس به موشک پرانی به خاک اسرائیل  به حامیان بازداشت شده ی ساف در سوریه نسبت داده شود تا سوژه  برای ماستمالی کردن گشوده شدن پرونده ی ترور رفیق حریری نخست وزیر ساق لبنان در دادگاه لاهه  فراهم شود. در صورتیکه پاسدار محسن رضائی در روند جنگ 22 روزه نوار غزه گفت که اکنون بهترین موقع برای سوریه می باشد تا که جبهه ی جنگ دیگری علیه ی  اسرائیل برای باز پس گیری بلندی های جولان بگشاید. حال بماند که همین نظر را هم پاسدار عبدالله عراقی رئیس نیروی زمینی سپاه پاسداران داشت که آشکارا بیان کرد ونوید بزودی گشودن جبهه جنگ زمینی با اسرائیل را داد که بلافاصله خبر پرتاب موشک حزب الله به خاک اسرائیلی مخابره و آنتنی شد .هم اینکه موضع همه رهبران مسئولان رژیم تروریستی آخوندی فرا گیر کردن جنگ  نواره غزه و حماس با اسرئیل از  سوی سوریه و لبنان ومصر و اردن بود.

 

  بالاخره ملای سرمقاله نویس در پایان با فرافکنی ووارونه گوئی نیات پلید 3 دهه ی خنجر از پشت زنی به آرمان مردم فلسطین و سازمان آزادیبخش فلسطین  از سوی سران رژیم تروریستی آخوندی  به ساف و محمود عباس نسبت داده شده واینگونه وارونه بیان کرده است :


"اگرچه انتظار مي رود كه توافقات قاهره به فرصتي براي تفاهم و همكاري گروههاي فلسطيني منجر شود و زمينه اي براي همبستگي مردم فلسطين را بوجود آورد لكن از آنجا كه فتح و تشكيلات خودگردان به اضطرار در اين حلقه وارد شده اند اين احتمال وجود دارد كه در فرصت مناسب در جهت تامين اهداف صهيونيستها وارد عمل شوند و از پشت به ساير گروههاي فلسطيني خنجر بزنند. اقدامات بعدي قاهره ودعوت انحصاري از طيف محمود عباس در اجلاس شرم الشيخ و تلاش براي به حاشيه راندن و حذف حماس و فرصت طلبي آنها عليه دولت حماس ترديدها را بيشتر مي كند. اين امر نشان مي دهد كه حتي توافق فرصت طلبانه با حماس نيز بخشي از سناريوي از پيش تنظيم شده اي است كه تشكيل اجلاس شرم الشيخ فاز تكميلي آن محسوب مي شود
."

 

 در خامه اینکه پرسش است که به رهبر و مسئولان و پادو وجارچیان ومبلغان رژیم فاشیستی مذهبی چه ارتباط دارد که بطورسیستماتیک در امور داخلی فلسطین و لبنان ومصر و عراق و افغنستان  دخالت گری و امر ونهی کنند و دادگاه تشکیل دهند و رهبران این کشور ها  و  فلسطین را به خیانت متهم ومحکوم  نمایند؟ اگر راستی رهبران ومسئولان رژیم تروریستی آخوندی خودشان صادق می باشند و ریگی بر توی کفش خود ندارند و خیلی ادعای بیل زنی دارند . چرا ابتدا باغچه خوشان را بیل نمی زنند تا سپس نوبت به باغچه ی دیگران برسد ؟ به خصوص اینکه اکنون که جنگ رقابت و سگ عوا ها میان گرگ های هار بالا گرفته شده است . آنگونه که استاندار شیراز اجازه ی سخنرانی به خاتمی در شاه چراغ شیراز را نداده است . ازطرف دیگر همینطور به شیخ تواب کروبی در د انشگاه گرگان اجازه ورود برای سخنرانی داده نمی شود . بدتر اینکه اخیراً حزب اعتماد ملی شیخ مهدی کروبی فاش کرده است که دستور صادر شده که به جز پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش کس دیگری حق  سخنرانی انتخاباتی در دانشگاه های ایران را ندارد . با این اوصاف چگونه می توان باورداشت که  سران این رژیم تر وریستی و ضد بشر و پدر خوانده تروریست جهانی می توانند که دلسوز مردم فلسطین و لبنان و عراق باشند ؟ در صورتیکه با سفرروباه مکار رفسنجانی به عراق، این شیخ مکار با موج فزایننده اعتراض و تنفر مردم میهن پرست عراقی مواجه شده است.

هوشنگ - بهداد

روزنامه ی  جمهوری اسلامی چهار شنبه  14 اسفند ماه سال 1387

توافقات قاهره و زمينه هاي ترديد

بسم الله الرحمن الرحيم
كنفرانس بين المللي بازسازي غزه با حضور نمايندگان بيش از 80 كشور جهان و در غيبت معني دار « دولت حماس » در « شرم الشيخ » به ميزباني رژيم كمپ ديويدي قاهره برپا شده است .

برپائي اين اجلاس به فاصله چند روز پس از توافقات گروههاي حماس و فتح با ميانجي گري رژيم قاهره نشانگر آنست كه قاهره سعي دارد و بلكه ماموريت دارد در آن واحد ضمن تلاش براي مطرح ساختن محمود عباس و تشكيلات خودگردان بعنوان نماينده فلسطيني ها دولت حماس را تعمدا به حاشيه براند بدين ترتيب مراتب حسن نيت صداقت و حتي صلاحيت رژيم قاهره به عنوان « ميانجي » در مناقشه گروههاي فلسطيني به زير سئوال رفته و اين احتمال را به طور جدي تقويت مي كند كه حتي انعطاف و نرمش نسبي گروه فتح در كسب توافق با گروه حماس نيز نوعي زرنگي و فرصت طلبي سياسي براي ترميم موقعيت فتح و غافلگير ساختن « حماس » و به حاشيه راندن آن در حركتهاي آينده بوده كه مشخصا با هدف احياي موقعيت محمودعباس و تشكيلات خودگردان صورت گرفته است .
اين درحالي است كه طي روزهاي گذشته نمايندگان 16 گروه فلسطيني در قاهره پيرامون راهكارهاي دستيابي به تفاهم و تشكيل دولت وحدت ملي به توافقات نسبتا روشني رسيده اند. آزادي بازداشتي ها توسط گروههاي فتح و حماس در كرانه باختري و غزه و همچنين ترتيبات امنيتي بمنظور پيشبرد همكاريهاي فيمابين به نقاط دلگرم كننده اي رسيده است . با بررسي موضوع از يك ديدگاه خوشبينانه بايستي از اين توافقات استقبال كرد و اميدوار بود كه ساير موانع نيز به تدريج از ميان برداشته شود تا آنكه توافقات قاهره باعث تعميق و استمرار دوستي ها و همكاريها گردد. ولي با در نظر گرفتن حوادث روزهاي اخير در شرم الشيخ و با توجه به عوامل بازدارنده و ترديدانگيز « خوشبيني بي اساس » در اين زمينه ممكن است به عواقب بدفرجامي منجر شود و حتي احيانا دستاوردهاي مقاومت در برابر رژيم صهيونيستي را نيز يكسره برباد دهد و اشغالگران را كه پس از شكست در جنگ 22 روزه در غزه در موضع انفعالي قرار گرفته اند به « طرف پيروز » مبدل سازد.
مروري بر ملاحظات مطرح نشانگر حساسيتي است كه اين توافقات ايجاد مي كند وتحولات شرم الشيخ به آن دامن مي زند
:

1 ـ مذاكره و توافق با حماس « انتخاب اول » فتح نبوده و نيست . فتح براي بيش از 2 سال هرگونه مذاكره و تفاهم با حماس را پيشاپيش مردود مي دانست و بطور همزمان به تفاهم و همكاري با اشغالگران صهيونيست سرگرم بوده است .
فتح و تشكيلات خودگردان نه تنها با حماس همكاري نداشتند كه حتي عليه آن با اشغالگران همراهي مي كردند. گرايش كنوني فتح به حماس از اين ديدگاه « آخرين فرصت باقيمانده » محسوب مي گردد و بدين معني است كه چون ديگر نمي توانند با حماس دشمني كنند به دوستي با حماس پرداخته و خود را همراه نشان مي دهند

. 2 ـ مصر محل بر پائي مذاكرات براي دستيابي به تفاهم گروههاي فلسطيني است . رژيم قاهره در طول جنگ 22 روزه جانب محمود عباس و فتح را گرفته بود و براي ناكامي « مقاومت » در تلاش بود. حتي در اجلاس قبلي شرم الشيخ كه ساعاتي پس از برقراري آتش بس يكطرفه تشكيل شد رژيم قاهره فقط از « محمود عباس » و جناح فتح براي شركت در اجلاس دعوت بعمل آورد ولي از رهبران حماس و جبهه مقاومت اسلامي هيچگونه دعوتي بعمل نياورده بود و تعمدا طرف « حذف شده » و غايب تلقي مي شد. حال آنكه به عكس رژيم قاهره و تشكيلات خودگردان در « اجلاس دوحه » غايب بودند و براي از رسميت انداختن آن تعمدا شركت نكردند كه البته تلاشي بي ثمر بود و غيبت آنها چيز زيادي را تغيير نداد. رژيم قاهره همين رفتار را در اجلاس اخير شرم الشيخ براي كمك به بازسازي غزه عينا تكرار كرده است

 . 3 ـ دوران قانوني حاكميت محمود عباس به پايان رسيده و او در واقع فاقد عنوان سياسي بعنوان رئيس تشكيلات خودگردان است . اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه درحال حاضر دولت « اسماعيل هنيه » و نمايندگان مجلس ملي فلسطين رسميت دارند و قانوني محسوب مي شوند ولي تشكيلات خودگردان بدون مسئول رسمي و قانوني است و بايستي تكليف رياست آن مشخص گردد.

4 ـ تشكيلات خودگردان و جناح فتح تمام فرصتها و اقدامات خود را در جهت مقابله با مقاومت و به نفع اشغالگران به كار گرفته اند و ديگر چيزي براي از دست دادن ندارند. طبعا در چنين شرايطي هيچ انتخاب ديگري در برابر آنها وجود نداشته و به ناچار به مذاكره با حماس روي آورده اند كه اين پديده وزن و ميزان اثربخشي توافقات فيمابين را به حداقل ممكن مي رساند

آنچه در اين ميان اهميت دارد اينكه سازمان فتح در جهت تامين اهداف سياسي ـ تبليغاتي اسرائيل حتي از خاك لبنان و سوريه هم به تحركاتي دست زده كه افشاي آن اعتبار سياسي اين گروه را به پائين ترين سطح ممكن رسانده است . برابر گزارشات منابع سوري سازمان فتح در شليك راكت به خاك اسرائيل از داخل خاك سوريه و لبنان در تلاش بوده و يك گروه 3 نفره در اين زمينه شناسائي شده اند كه 2 تن از آنها بازداشت و نفر سوم طي درگيريها كشته شده است . نيروهاي امنيتي سوريه ضمن جلوگيري از اين اقدامات خودسرانه كه با قصد درگير ساختن سوريه با اسرائيل و كشاندن پاي اين كشور به مسائل غزه صورت گرفته نفرات مرتبط را شناسائي و دستگير كرده اند. شليك مكرر موشك به اراضي تحت اشغال اسرائيل در طول هفته هاي گذشته درحالي صورت گرفته بود كه سوريه و حزب الله لبنان سياست اجتناب از ايجاد تنش در مرز با فلسطين اشغالي را در پيش گرفته بودند و ضمن عدم پذيرش مسئوليت اين حوادث خواستار شناسايي عاملين و آمرين اين حملات مشكوك بوده اند.
نفرات بازداشتي در جريان بازجوئي ها هويت خود را فاش كرده اند و ارتباط آنها با سازمان فتح محرز شده است . نكته مهم اينكه بررسيهاي مشابهي از جانب حزب الله لبنان صورت گرفته كه آن هم به نتايج يكساني منجر شده است اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه فتح و تشكيلات باصطلاح خودگردان ضمن حفظ ارتباطات خود با اشغالگران صهيونيست در واقع به « ستون پنجم دشمن » تبديل شده اند و اين اقدام فتح در انجام حملات موشكي از سوريه و جنوب لبنان در چارچوب اهداف اشغالگران صهيونيست براي انحراف افكار عمومي از شكست اسرائيل در غزه قابل بررسي است و همين امر به ترديدها دامن مي زند

.  اگرچه انتظار مي رود كه توافقات قاهره به فرصتي براي تفاهم و همكاري گروههاي فلسطيني منجر شود و زمينه اي براي همبستگي مردم فلسطين را بوجود آورد لكن از آنجا كه فتح و تشكيلات خودگردان به اضطرار در اين حلقه وارد شده اند اين احتمال وجود دارد كه در فرصت مناسب در جهت تامين اهداف صهيونيستها وارد عمل شوند و از پشت به ساير گروههاي فلسطيني خنجر بزنند. اقدامات بعدي قاهره ودعوت انحصاري از طيف محمود عباس در اجلاس شرم الشيخ و تلاش براي به حاشيه راندن و حذف حماس و فرصت طلبي آنها عليه دولت حماس ترديدها را بيشتر مي كند. اين امر نشان مي دهد كه حتي توافق فرصت طلبانه با حماس نيز بخشي از سناريوي از پيش تنظيم شده اي است كه تشكيل اجلاس شرم الشيخ فاز تكميلي آن محسوب مي شود.